جنجال تلفن همراه رهبركره‌شمالی/عكس

انتشار تصویری از رهبر كره شمالی به همراه یك تلفن همراه هوشمند ساخت شركت سامسونگ كره جنوبی، طی روزهای اخیر در این كشور مباحث زیادی به راه انداخته است.
به گزارش تعامل، تازه ترین عكسی كه از رهبر كره شمالی منتشر شده یك دستگاه تلفن همراه هوشمند سامسونگ روی میز كارش مشاهده می‌شود.

این عكس كه چند روز پیش گرفته شده است این تلفن همراه هوشمند را كنار دست وی روی میز كارش نشان می‌دهد.

جنجال تلفن همراه رهبركره‌شمالی/عكس


شبكه اسكای نیوز در گزارشی نوشت: رهبر كره شمالی موبایلی دارد كه ساخت كره جنوبی یعنی كشور دشمن است.

طی چند روز پیش این مساله به یكی از مباحث داغ در كره جنوبی تبدیل شده است كه «كیم جونگ اون» رهبر كره شمالی موبایل ساخت شركت سامسونگ دارد.

كره شمالی و كره جنوبی از 60 سال پیش بعد از جنگ خونین سال 1953 روابط سیاسی و دیپلماتیك ندارند و بارها تا آستانه یك جنگ تمام عیار پیش رفته اند.



برخی تحلیلگران كره جنوبی معتقدند كه اگر رهبر كره شمالی موبایل سامسونگ دارد پس وی برتری تكنولوژیك دشمن را پذیرفته است!

این بحث تا جایی پیش رفت كه حتی دولت كره جنوبی نیز وارد مباحثات شد و در این زمینه بیانیه منتشر كرد.

یك مقام وزارت اتحاد كره جنوبی در این زمینه گفت: بعد از بررسی‌ها به این نتیجه رسیدیم كه كیم جونگ اون تلفن همراه سامسونگ دارد.

تحلیل‌ها بر سر اینكه چرا رهبر كره شمالی موبایل هوشمند «آی فون» ساخت آمریكا با خود حمل نمی‌كند همچنان در كره جنوبی ادامه دارد.

این موضوع همچنین به عنوان یكی دیگر از نشانه‌های فضای باز اجتماعی در كره شمالی كه با روی كار آمدن رهبر جدید این كشور آغاز شده دیده می‌شود.

كره شمالی كه اصلاحات اجتماعی را در دستور كار قرار داده است به شهروندانش اجازه داده كه با خود تلفن همراه حمل كنند.

در این كشور تا چند سال گذشته خبری از خطوط تلفن همراه نبود.

پا گنده رو یادتون میاد!!!

 

 

 

پا گنده رو یادتون میاد!!!www.nazpatogh.com | پا گنده رو یادتون میاد!!!

پا گنده…

باد اسپنسر هنرپیشه مشهور ایتالیایی

بیوگرافی:

«باد اسپنسر» در ۳۱ اکتبر ۱۹۲۹ در ناپل ایتالیا با نام شهروندی «کارلو پدرسولی» در خانواده ای کاملا صنعتی متولد شد. او بازیگر، شناگر حرفه ای، آهنگساز، فیلمنامه نویس و طراح مد است که بیش از همه با نام هنری «باد اسپنسر» و به عنوان هنرپیشه نقش مقابل «ترنس هیل» در فیلم های وسترن – کمدی شناخته شده است.

«اسپنسر» هم اکنون ۸۲ سال سن دارد.

شهرهای مشهور جهان چطور نامگذاری شدند؟

 

 

توجه و دقت در نام و به عبارتی وجه تسمیه شهرها و مناطق مختلف جهان نشان می دهد که بیشتر اسامی شهرها به نوعی نشان دهنده قوم و یا نژاد غالب در آنجاست، و یا اینکه نشان دهنده وضعیت جغرافیایی و اقلیمی آنهاست. اما در این میان برخی از شهرها هستند که نام برخی از بزرگان و یا شخصیت های معروف و مشهور تاریخی را بر انها گذارده اند، برای نمونه نام «سائوپائولو» به عنوان یکی از بزرگترین شهرهای برزیل برگرفته از «پائولو قدیس» یکی از کشیشان مشهور کاتولیکی است.

در همین زمینه در گزارشی کوشیده ایم به بررسی تاریخچه نام برخی از شهرها و پایتخت های کشورهای مختلف دنیا بپردازیم.



نیویورک:

در حدود سال ۱۵۲۴ میلادی هنگامی که پای کاشفان اروپایی به قاره آمریکا باز شد، بیش از ۵۰۰۰ سرخپوست آمریکایی در منطقه نیویورک فعلی زندگی می‌کردند. درآن هنگام، کاشف معروف ایتالیایی «جیوانی دا ورازانو» که در آن زمان برای دربار فرانسه خدمت می‌کرد، منطقه نیویورک را به نام فرانسوی( نوئل آنگولیم) نامگذاری کرد. مهاجران اروپایی هم‌زمان با آغاز به کار کمپانی هلند در منطقه نیویورک، آغاز به سکنی گزیدن کردند. مهاجرت اروپائیان بخصوص هلندی‌ها به نیویورک باعث شد تا قسمت جنوبی منطقه منهتن را در سال ۱۶۱۴ میلادی (نیو آمستردام) بنامند. درآن زمان فرماندار مستعمره هلندی‌ها به نام «پیتر مینوئیت»، تمامی جزیره منهتن را از سرخ‌پوستان در سال ۱۶۲۴ میلادی با مبلغ ۲۴ دلار خریداری کرد .در سال ۱۶۶۴ میلادی، انگلیسی‌ها شهر نیو آمستردام را اشغال کردند و آن را به نام «نیویورک» و به افتخار پادشاه وقت بریتانیا، جیمز دوم که دارای لقب سلطنتی (دوک یورک و آلبنی) بود، نامگذاری کردند.



پاریس:

نام پاریس برگرفته از نام گروهی از افراد قوم گل(گُل، گال و گالیا منطقه‌ای در غرب اروپا است که امروزه فرانسه، بلژیک، غرب سوییس و بخش‌هایی از هلند و آلمان در آن قرار دارند) به نام پاریزی‌ها است. در دوره استیلای روم نام این شهر به «لوتشیا» تغییر کرد، اما در زمان یولیانوس پادشاه روم نام شهر دوباره به پاریس تغییر یافت. پاریس دارای القاب متعدد زیادی است، اما مهم‌ترین نام آن «شهر نور» (La Ville lumiere) است. این نام هم به مرکزیت این شهر در زمینه علم و تحصیلات و هم به پر نور بودن این شهر در شب‌ها برمی‌گردد.
 


پکن:

در جای شهر کنونی پکن در ابتدا شهری به نام (چونگدو) بود که مغول‌ها آن را سوزاندند و ویران‌کردند. «قوبیلای قاآن» در جای پکن کنونی شهری ساخت و آن را پایتخت خود کرد. آن شهر را در مغولی «خانبالِق» (به معنای شهرِ خان) و در چینی «دادو» به معنای پایتخت بزرگ می‌خواندند. در متون فارسی دوران مغول نیز این شهر به صورت خانبالق و خانبالغ ذکر شده است. پس از برپایی سلسله «مینگ» در سال ۱۳۶۸ میلادی، این شهر نام بِیپینگ (به معنای صلح شمالی) گرفت و در سال ۱۴۲۱ نامش به «بِیجینگ»، به معنای پایتخت شمالی (Beijing) تغییر کرد. پکینگ و پکن گونه‌های دیگری از نگارش همان واژه چینی بیجینگ اند.
 


تهران:


 

 

در مورد وجه تسمیه تهران اختلاف نظر زیادی وجود دارد، پاره‌ای از پژوهشگران(ران) را پسوندی به معنای دامنه گرفته‌اند و شمیران و تهران را بالادست و پایین‌دست خوانده‌اند. برخی دیگر تهران را تغییر شکل یافته (تهرام)به معنای منطقه گرمسیر دانسته‌اند، در مقابل شمیرام یا شمیران که منطقه سردسیر است و همچنین عدّه‌ای بر این باورند که سراسر دشت پهناوری که امروز تهران بزرگ خوانده می‌شود در میان کوه‌های اطراف، گود به نظر می‌رسید و بدین سبب(ته ران) نام گرفت. روستایی که پیش‌درآمد شهر تهران بوده‌است، پیش از اسلام نیز وجود داشته، امّا پس از اسلام به‌تدریج نام آن معرّب گردیده و از تهران به طهران تبدیل شده‌است. امّا جغرافیدانان معروف آن روزگار نیز به املای تهران اشاره نموده‌اند.



استانبول:

 

این شهر در ابتدا با نام بیزانتیوم یا قسطنطنیه (عربی‌شده کُنستانتینوپول ـ شهر کنستانتین ـ که به افتخار قیصر روم کنستانتین یکم بدین نام نامیده شد) شناخته می‌شد. در سال ۱۹۶ میلادی «سپتیموس سوِروس» امپراطور روم با حمله به بیزانتیوم آن را اشغال کرد و بسیاری از رومیان به این شهر مهاجرت کردند. تلاش امپراطور برای نامیدن این شهر به نام فرزندش «آگوستا آنتونینا» موفق نبود و مردم تا زمان تغییر نام شهر به «کُنستانتینوپُل» یا قسطنطنیه را برای آن بکار می‌بردند. از سال ۱۹۳۰ رسماً استانبول نامیده شد. نام استانبول که تا قبل از فتح آن به دست ترکان رواج داشت، از نام «ایستیم پولی» که در زبان یونانی به معنی شهر یا مرکز شهراست، برگرفته شده است. در سال ۱۷۷۰ میلادی سلطان مصطفی سوم با ضرب سکه‌هایی که روی آن نام استانبول نقش بسته بود، به این نام رسمیت بخشید و جایگزین قسطنطنیه شد. در دوره جمهوریت و از روز ۲۸ مارس سال ۱۹۳۰ اداره پست ترکیه از تمامی کشورهای جهان خواست تا در مکاتبات خود از نام استانبول استفاده کنند. لازم به ذکر است که در دوره ای از حکومت عثمانی، نام «اسلامبول» به معنی شهر اسلام نیز بسیار کاربرد داشته است.
 


ابوظبی:

 

وجه تسمیه این امارت بعنوان پایتخت امارات متحده عربی به ابوظبی از آنجاست که به علت وجود آب شیرین در دوران قدیم، گله‌ای از (ظباء) یعنی آهو، قبل از ورود انسان به این منطقه در آنجا وجود داشته‌است. در سال ۱۷۶۱ قبیله بنی یاس بعد از پیدا کردن آب شیرین در منطقه ساکن می‌شوند و نام منطقه را به خاطر وجود آهو (ظباء) ابوظبی می گذارند.
 


ریاض:

 

ریاض، پایتخت عربستان سعودی از «الریاض جمع روضه وأرض المکان وأروض أی کثرة روضه» به معنای؛ گلزار و باغ است که آن را گلستان نیز می گویند. یعنی جایی که در آن آب باران جمع شود و پس از آن گلهای رنگارنگ وخوشبو بروید. از اینجا است که نام الریاض آمده است. چرا که شهر ریاض در میان این دره‌ها واقع شده‌است، و در موسم باران و بهار سر سبز و سرشار از گل های رنگارنگ می‌شود، تاریخ نگار معروف (الهمدانی) در کتاب خود که به نام صفة جزیرة العرب معروف است، شهر «ریاض» را، حجر الخضراء به معنای سنگ سبز، نامگذاری کرده ‌است.
 


بغداد:

 

بَغداد واژه ای است به زبان پهلوی به معنای خُداداده. این واژه پیش از اینکه بر این شهر گذارده شود در اوستا به گونه صفت آورده شده بود. این واژه در اوستا به شکل «بغوداته» و به همان معنا در بخش‌هایی از اوستا از آن دسته وندیداد آورده شده‌است. در پارسی میانه این واژه باز به همان معنا و اینبار به ریخت بَغ‌دات آورده شده‌است. برخی دیگر از زبان‌شناسان عقیده دارند بغداد از دو کلمه «بغ» مخفف باغ و «داد» مخفف دادار به معنی ایزد و پروردگار تشکیل شده‌است و بغداد به معنی باغ خدا است. اگرچه در خصوص ریشه‌های ایرانی هیچ شبهه‌ای وجود ندارد ولی کلمه بغداد دو نوع ریشه اصلی متفاوت داشته‌است. قابل اطمینان‌ترین موردی که توافق بیشتری بروی آن گردیده لفظی است که از ترکیب فارسی پهلوی با نام «باگا» (بت، خدا) +داتا (معلوم مسلم) بوجود آمده که کلمه فارسی میانه«بگدات/بگداد» (داده شده توسط خداوند) از آن گرفته شده؛ و سرانجام به کلمه فارسی مدرن و عربی «بغداد» تغییر یافته‌است.

کم مصرف ترین و زیباترین لامپ جهان + تصاویر

 

کم مصرف ترین و زیباترین لامپ جهان

 + تصاویر

 

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ؛ در حالی که سازندگان لامپ‌های ال ای دی تلاش کرده اند لامپ هایی را با مصرف ۷۵ تا ۱۰۰ وات برق به بازار ارائه کنند که از درخشش مناسبی برخوردار باشد اکنون محققان دانشگاه تورنتو در کانادا لامپ‌هایی تولید کرده اند که کم مصرف ترین لامپ های جهان هستند

 آنها تلاش خود را از سه سال پیش آغاز کردند تا سه مدل از نانولامپ‌های ال.ای.دی را در آینده نزدیک به بازار عرضه کنند.

این پژوهشگران امیدوارند محصولشان با نورانی و درخشندگی لامپ های ۱۰۰ وات ال ای دی واقعی برابری کند و این نانولامپ‌ها کم مصرف ترین لامپ های جهان شوند.

ویژگی این نانولامپ ۱۲ واتی ال.ای.دی این است که به اندازه یک لامپ کلاسیک ۱۰۰ وات نور دارد.

در حالی که لامپ های ال ای دی گرمای کمتری نسبت به لامپ های معمولی تولید می کنند اما وقتی ولتاژ لامپ ها برای تولید نور بیشتر افزایش می یابد، این گرما طول عمر و کارایی لامپ ها را کاهش می دهد.

نانولامپ‌ها مشکل گرمای لامپ‌های ال.ای.دی را ندارند همچنین نور آنها در همه جهات تابیده می شود؛ ویژگی که لامپ‌های ال.ای.دی از آن بی بهره اند.

جایگزین لامپ‌های رشته ای ۱۰۰ وات تا همین اواخر لامپ های فلورسنت بودند البته اگر کاربر به منظور دستیابی به حداکثر خروجی نور، برای گرم کردن آنها زمان صرف کند اما نانولامپ‌ها، جایگزین مناسب‌تری هستند نه فقط از آن جهت که در ساخت آنها از مواد مضر کمتری استفاده شده بلکه می‌توانند نور سفید خنثی گرمی با طول عمر ۳۰ هزار ساعت فراهم آورند.

محققان نانو لامپ اکنون با تقاضا برای نسخه‌های قابل کم و زیاد کردن این لامپ‌ها مواجه شده‌اند و اکنون در تلاش برای عرضه چنین لامپ‌هایی هستند.

در حالی که قیمت کنونی لامپ های ال.ای.دی بالا و در حدود ۵۰ دلار است تخمین نانو لامپ نشان می‌دهد که در طول دوره ۳۰ هزار ساعتی مصرف یک لامپ ال.ای.دی می‌تواند حدود هفت برابر دوره مصرف یک لامپ رشته ای صرفه جویی داشته باشد.

بزرگترین سوتی های گزارشگران فوتبال

 

 

بزرگترین سوتی های گزارشگران فوتبال

**آخرین باری که نوانکو کانو پیراهن ارسنال را پوشید کی بود؟آنچه مسلم است اینکه هواداران توپچی ها خاطره حضور مهاجم نیجریه ای در لندن را از یاد برده اند پیمان یوسفی در بازی ارسنال و واتفورد 40 دقیقه ادبایور را کانو خطاب کرد و وقتی او را در جریان تماس های تلفنی مردم قرار دادند گفت(واقعا عذر میخوام اسم این اقا ادبایور است کانو دیگر در ارسنال بازی نمیکند)


**در جریان بازی سپاهان و ذوب اهن در جام حذفی از یکی از داوران قدیمی کشور به نام عرب براقی تقدیر شد . پس از سوت پایان بازی عباس بهروان دوان دوان خودش را به او رساند و گفت :*بینندگان عزیز در خدمت زنده یاد (!) عرب براقی هستیم*


**دقایق پایانی بازی برزیل و هلند در مرحله نهایی جام جهانی 98بود داور به نشانه خطا سوت زد و بهرام شفیع گفت:((و این هم سوت پایان بازی)) برزیلی ها ضربه خطا را زدند و گزارشگر به امید اینکه داور خیلی زود خاتمه بازی را اعلام کند سکوت کرد یک دقیقه هم گذشت اما داور سوت نزد شفیع هم بدون انکه خم به ابرو بیاورد سکوت را شکست و گفت ((حالا رونالدو صاحب توپ میشه ))


**اسکندر کوتی تهیه کننده برنامه ای بود به نام [جنگ فوتبال اروپا] اینکه او در این برنامه به جای پیر و جوان و پیرزن و کودک بحث میکرد به جای خود اما حکایت بررسی بازیهای لیگ هلند توسط کوتی را هرگز فراموش نمیکنیم . در جدول رده بندی اکثر تیم ها به صورت مخفف و با سه حرف اختصاری مشخص میشدند اما کوتی
(ایند هوون)را تیم پی اس وی psv
را ای جی ایکس معرفی میکرد Ajx (اژاکس)


**در جام جهانی 1990تیم ملی ایتالیا گلزنی به نام سالواتوره اسکیلاچی رو کرد . در جریان برگزاری مسابقات هرکدام از گزارشگران به شیوه متفاوتی نام او را تلفظ میکردند. در یکی از بازیهای وقتی او دروازه حریف را باز کرد بهرام شفیع گفت((حالا اسکیلاچی ،اسکلاچی ،اشیلاچی،شیلاچی یا هر اسم دیگه ای داره من نمیدونم! به هر حال گل خودش را زد))


**در یکی از بازیهای تیم مراکش در جام جهانی 98 نام بازیکن این تیم به همراه پرچم قرمز رنگ مراکش روی صفحه تلویزیون حک شد. بهرام شفیع با هیجان فریاد زد ((بله،نفهمیدیم چی شد اما در هر صورت داور بازیکن مراکش را اخراج کرد و حالا این تیم باید ده نفره به بازی ادامه بده))


**در روزهایی که دانمارک تا مراحل پایانی جام ملت های 1992 پیش رفته بود و علاقمندان فوتبال نام بازیکنان نه چندان مطرح این تیم را از هم میپرسیدند ، بهرام شفیع یکی دیگر از شاهکارهایش را رو کرد . مربی دانمارک دست به تعویض زد و کارگردان تلویزیونی نام بازیکن تازه وارد و بازیکن تعویضی را به همراه عبارت  DENMARK روی انتن فرستاد شفیع اسم بازیکنی که به سمت نیمکت ذخیره ها حرکت میکرد را درست تلفظ کرد اما...(( و به جای او دن مارک وارد زمین میشه!))


**در جریان یکی از بازیهای پرسپولیس در فصل گذشته که پس از افطار برگزار میشد مجید خدایی کشتی گیر ملی پوش ایرانی در میان تماشاگران حاضر شده بود وقتی تلویزیون چهره او را به تصویر کشید عادل فردوسی پور گفت((این هم مجید خدایی کشتی گیر تیم ملی فوتبال ایران))


**عباس بهروان در حین گزارش استقلال و سپاهان در تورنمنت نقش جهان اصفهان ((همان طوری که مشاهده میکنید شرایط جوی اصلا مناسب نیست. وزش باران و بارش باد امکان برگزاری یک بازی زیبا را از بین برده))


**بازی نیمه نهایی جام جهانی 94بین برزیل و سوئد برگزار میشد و باز هم عباس بهروانپشت میز گزارش نشسته بود.در دقیقه 9 ضربه مازینهو به تور کناری دروازه اصابت کرد و به اوت رفت ((توی دروازه ...توی دروازه..این گل میتونه نوید یک بازی پر گل و زیبا رو باشه برزیل 1 سوئد 0))البته پانزده دقیقه بعد جهانگیر کوثری که به عنوان کارشناس در استودیو حضور داشت گفت:((البته مثل اینکه ان توپ گل نشده بود .ضمن عذر خواهی از بینندگان عزیز بازی کماکان 0_0 دنبال میشه))


**اسکندر کوتی در حال گزارش بازی غیر زنده تیم ملی اتریش و یک تیم دیگر بود. بالای صفحه تلویزیون در محل مربوط به درج نام تیم ها و نتیجه بازی نام لاتین اتریش (Austria)درج شده بود و جناب گزارشگر این تیم را استرالیا خطاب میکرد.کار به جایی رسید که پس از پایان پخش این بازی ضبط شده مجری شبکه سه با اشاره به تماس های پر تعداد مردمی ضمن عذر خواهی ،اشتباه گزارشگر را تصحیح کرد.


**چلسی گل زد و جواد خیابانی در لا به لای فریادهایش گفت((بدون شک الان مردم شهر چلسی خیلی خوشحال هستند)) او بعدها این واقعیت را که در کل بریتانیا شهری تحت عنوان چلسی وجود ندارد پذیرفت. اما به عنوان اخرین دفاعیه اش مدعی شد چلسی نام محله ای در لندن و منظور گزارشگر هم اشاره به ان محله بوده است.مثل این می ماند که گزارشگر بعد از گل استقلال بگوید((الان اهالی میدان استقلال سر از پا نمی شناسند))


**کریم باقری بازیکن ارمینا بیله فلد پشت یک ضربه ایستگاهی از فاصله 30-40 متری ایستاد و مزدک میرزایی که دو مانیتور را پیش روی خود داشت برای نواخته شدن ضربه لحظه شماری میکرد . یکی از مانیتور ها مربوط به پخش مستقیم و بدون تاخیر بود و دیگری با حدود 15-10 ثانیه تاخیر تصاویر مربوط به شبکه سه را روی انتن می فرستاد.کریم در مانیتور شماره یک ضربه را زد و گزارشگر با هیجان بسیار زیاد شوت او را استثنایی لقب داد .تماشاگر تلویزیونی اما هنوز باقری را در حالی که دست به کمر زده بود و دیوار دفاعی حریف را بر انداز میکرد میدید.عکس العمل مزدک خیلی جالب بود((البته این ضربه لحظاتی بعد زده شد))


**این یکی را محمد دادکان به خاطر می اورد . قبل از اینکه رییس فدراسین فوتبال شود در یکی از برنامه های کارشناسی سیما با اجرای عباس بهروان شرکت کرد .مجری گفت((شما خیلی ساکت نشستین اقای کانداد ... ببخشید اقای دادکان))


**دوستان نزدیک هنوز اورا پولی اوف صدا میزنند داستان از این قرار است که ایشان پیش از انکه این واژه Play off سر زبان ها بیفتد لغت فارسی ان را در جایی خوانده بود و در جریان یکی از گزارش هایش گفت((اگر همین نتیجه حفظ شود سرنوشت در بازی پولی اوف مشخص خواهد شد.


**این یکی فوتبالی نیست اما خیلی قشنگه . یدالله اعتصامی در جریان گزارش مستقیم یکی از جدال های داخلی در حالی که از نمایش پسر یکی از کشتی گیران قدیمی به وجد امده بود تصمیم گرفت احساسش را در قالب یک بیت شعر بیان کند
((پسر کو ندارد نشان از پدر ...نشاید که نامش نهند آدمی!!!))
البته بسیاری از کارشناسان ادبیات معتقدند قدیم ها مصراع دوم این بیت ((تو بیگانه خوانش نخوانش پسر))بوده


**بازی پرسپولیس و تراکتور سازی بود.تابلوی تعویض بالا رفت و غلام حسین دین محمدی قصد داشت برای تراکتور وارد زمین شود .جواد خیابانی اما ناگهان تمام تماشاگران تلویزیونی را در جای خود میخکوب کرد ((حالا غلام حسین دین محمدی برادر بزرگتر رسول خطیبی وارد زمین میشه )) او بعد ها مدعی شد نسبت خانوادگی حسین و رسول خطیبی و سیروس و غلامحسین دین محمدی را قاطی کرده.


**تمام دنیا مهاجم یوگسلاو تیم ایندهوون را ماتیو کژمان صدا میزنند اما از انجایی که جنگ فوتبال اروپا قوانین خاص خودش را دارد و املای لاتین او Kazmen بود اسکندر کوتی در عرض یک دقیقه هشت بار گفت ((ماتیو کازمن))ان روزها کاظمیان هنوز معروف نشده بود وگرنه میشد احتمال داد که این دو بازیکن را با هم اشتباه گرفته.


**و دفتر داستان های شیرین سوتی های گزارشگران را با خاطره ای ازگزارش غلامعلی پیر ایرانیدر زمان برگزاری مسابقات دسته فوق سنگین وزنه برداری بازی های اسیایی دوحه می بندیم((حالا،حسین رضا زاده وزنه 205 کیلو متری را بالای سر می برد ))این مورد البته از رادیو انتخاب شده بود
به نظر شما بهترین سوتی کدام یک است؟

مناطق دیدنی ایران

پارکهای شهر تهران

 
در مجموع درحدود  یک هزار و 483 پارک در تهران وجود دارد که بسیاری از آنها محلی و منطقه ای هستند.در زیر به بعضی از آنها اشاره می کنم.

مجموعه ارم
مجموعه پارک ارم با 70 هکتار وسعت در 5 کيلومتري غرب شهر تهران در کنار بزرگراه تهران - کرج واقع شده که شامل 2 لوناپارک با 28 نوع وسيله بازي و تفريحي جهت کودکان و بزرگسالان مي باشد . درياچه پارک با 8 هکتار وسعت داراي امکانات قايقراني است که جهت مسابقات قايقراني و اسکي روي آب نيز مورد استفاده قرار مي گيرد.اين پارک تنها پارکي است که در طول سال به مراجعه کنندگان سرويس ارائه مي دهد.

پارک جمشيديه
از زيباترين و ديدني ترين پارکهاي تهران بزرگ است و با مساحتي حدود 10 هکتار در انتهاي خيابان شهيد باهنر واقع شده و از شمال به کوه کلک چال , از جنوب به باغ دولو , از شرق به خيابان جمشيديه و از غرب به جاده کلک چال محدود است . از ويژگي هاي اين پارک , درياچه , آبشار مجاور و نيز آبنماهاي سنگي است که جلوه اي زیبا دارند .

پارک نياوران

اين پارک با مساحتي حدود 63000 متر مربع در ابتداي خيابان شهيد باهنر واقع شده است . در اين پارک پله هاي متعددط وجود دارد که از مشخصات ويژه پارک محسوب مي شود . آبنماهاي بزرگ اين پارک جلوه اي ويژه از پارک را بنمايش مي گذارد.

پارک ساعي

محل اين پارک در سال 1324 توسط مرحوم مهندس کریم ساعي جنگل کاري شده و در اختيار وزارت کشاورزي قرار گرفت.سپس با گسترش شهر تهران اين بخش به سازمان پارکهاي شهرداري واگذار شده و از سال 1341 به عنوان پارک مورد بهره برداري قرار گرفت . اين پارک با وسعت 120082 متر يکي از پارکهاي زيبا ي تهران به شمار مي آيد
   
پارک ملت

اين پارک 34 هکتار مساحت دارد و در خيابان وليعصر واقع شده است . از دو بخش تشکيل شده است : بخش اول در سال 1347 احداث شد و بخش دوم بر پايه طرح يک پارک ساز انگليسي و با الهام از پارکهاي آن کشور روي تپه هاي غربي ادامه طافت . اين پارک داراي 16 زمين بازي براي کودکان , زمين دوچرخه سواري به طول 500 متر , زمين واليبال و تنيس ، امکانات قايق سواري و وسایل ورزشی مي باشد
   
پارک قيطريه

اين پارک داراي بافتي جنگلي است و با مساحتي حدود 103000 متر مربع در انتهاي خيابان قيطريه واقع شده است . فضاي گل کاري و چمن کاري اين پارک در کنار درختان انبوه و قديمي , جلوه و فضايي خاص در دل شهر پديد آورده است . استخر قديمي پارک به شکل هندسي نامنظم و با نرده هايي که اطراف آن را احاطه کرده اند , از قسمتهاي ديدني اين پارک است.

پارک دانشجو

اين پارک در تقاطع خيابان وليعصر - انقلاب و در کنار تئاتر شهر قرار داشته و با مساحت 32000 متر مربع از ديگر پارکهاي زيباي شهر تهران است . چند آبنماي زيبا و زمينهاي بازي کودکان از ويژگي هاي اين پارک محسوب مي گردد.


پارک کودک

اين پارک با مساحت 32553 متر مربع در شهرک غرب و جنب ايران زمين واقع شده است . زمين بازي کودکان و استخر , از امکانات موجود در اين پارک مي باشد .

پارک آزادگان

این پارک با مساحت 112 هکتاردر جنوب شهر تهران قرار دارد.
در کنار این بوستان علاوه بر پارک  آبی آزادگان در قسمت شرقی بزرگترین پارک شهری با نام بوستان پامچال به مساحت 52 هکتار که با یک پل ارتباطی به راحتی به این بوستان متصل می شود ، قرار گرفته ، همچنین درغرب این بوستان پارک جنگلی توسکا است و در شمال غربی نیز اولین و بزرگترین بوستان مخصوص بانوان احداث شده است

اولین آبنمای موزیکال با حرکات موزون آب ، نور و موسیقی به قطر 40 متر و عمق یک متر در محدوده شمال غربی بوستان آزادگان ، طراحی و شده  است.

پارک مادر

این پارک جنب بوستان آزادگان با مساحت 27 هكتارقرار دارد. در اين بوستان ورود آقايان ممنوع است و فقط بانوان از امكانات موجود بهره مي‌گيرند. بازارچه خود اشتغالي، زمين اسكيت، زمين ورزشي، استخر بازي مخصوص كودكان و ... از جمله امكانات اين بوستان است.

پارک جنگلي افرا


بوستان جنگلي افرا با  مساحت  66 هكتار در میدان جهاد واقع در منطقه 19 تهران قرار دارد. این پارک از 3 كيلومتر باغ راه، زمين فوتبال، زمين چمن چندمنظوره، زمين بازي كودكان و 6هزار متر باغچه برخوردار است.

بوستان غدیر (پارک مخصوص جانبازان)

بوستان غدیر به مساحت کل 8 هکتار در شمال شرق تهران واقع شده و از شمال به محدوده محله شمیران نو، از شرق به خیابان هنگام، از غرب به پادگان نیروی دریایی و از جنوب به منطقه 2 اتوبوسرانی محدود شده است.
در این بوستان توت نرک، چنار، بید مجنون، افرا شبه چناری، اقاقیا نرک و چتری، زیتون همیشه سبز، ابریشم مصری، برگ بو، بداغ، یاس هلندی، نسترن سفید و سیاه و غیره کاشته شده است.

در بوستان غدیر، فرهنگسرای جانبازان، آب‌نمای مرکزی، محوطه مخصوص غرفه‌های خود اشتغالی، سرویس بهداشتی، کافی شاپ و کافی نت، زمین بازی کودکان، زمین فوتبال و بدمینتون ساخته شده است.

پارک شطرنج

پارک شطرنج با مساحت 3500 متر مربع در خیابان آجودانیه واقع در خیابان دارآباد واقع شده است .

پارک المهدی

پارک المهدی با مساحت 500/65 متر مربع  در جنوب شرقی میدان آزادی تهران  قرار دارد. در این پارک وسایل بازی کودکان ، وسایل ورزشی و امکان قایقرانی محیاست.

پارک شهر

پارک شهر در غرب میدان امام خمینی (ره ) قرار داشته و از نظر کاربری قابلیت بسیار مناسبی برای جذب مردم و گذران اوقات فراغت دارد . فضای سبز قابل توجه پارک شهر در منطقه مرکزی شهر به عنوان یکی از قدیمیترین پارکهای تهران علیرغم عدم حوزه دید گسترده به جهت همجواری با موزه ایران باستان کتابخانه ملی و بسیاری دیگر از بناهای مهم اداری و تاریخی از مهمترین مراکز فرهنگی منطقه مرکزی قلمداد می گردد .

پارک لاله

یکی از بزرگترین پارک های شهر تهران ؛ پارک لاله واقع در بلوار کشاورز می باشد . همجواری پارک لاله و با موزه های هنرهای معاصر و فرش ایران ، هتل لاله و .... و کاربری تفریحی و گذران اوقات فراغت آن را به عنوان یک مرکز شاخص معرفی می نماید .
محوطه بازی کودکان ، زمین های بازی برای والیبال و بدمینتون و  وسایل ورزشی در این پارک وجود دارد.

پارک طالقانی

پارک عباس آباد یا طالقانی بر روی تپه های عباس آباد که پارک جنگلی است با پوششی از یونجه و ژونی و درختچه های زینتی و ... ، چشم انداز بدیعی در شمال شرق تهران به وجود آمده است و بر قسمتهای وسیعی ازتهران مسلط و به دلیل دوری از مناطق مسکونی به ویژه روزهای تعطیل برای تفریح و استراحت گروهی که وسیله نقلیه دارند مورد بهره برداری قرار می گیرد .

پارک بعثت

پارک بعثت در جنوب تهران با مساحت حدود 53 هکتار ایجاد شده است و از سال 1352 مورد بهره برداری قرار گرفته است .
پارک بعثت دارای 2 دریاچه پرورش ماهی،قایقرانی و آبیاری پارک است دریاچه جزیره ای را دربرگرفته است که لانه های پرندگان در آن جای گرفته و محل اجتماع و پرورش اردک و غاز است .

پارک جنگلی کوی نصر

این پارک در انتهای کوی نصر (گیشا) با مساحت  520 هزار متر مربع به جهت آنکه در ارتفاعات واقع شده است یکی از مناسبترین گردشگاه های شهر تهران می باشد .
 
پارک جنگلی پردیسان

بوستان جنگلی پردیسان یکی از بوستان های بزرگ و مشهور شهر تهران است.این بوستان که در شمال غربی تهران واقع است، از سمت شمال به بزرگراه همت و محله شهرک غرب، از سمت خاور به بزرگراه شیخ فضل الله نوری، از سمت باختر به مسیل رودخانه پونک و از سمت جنوب به بزرگراه حکیم محدود می‌شود. بزرگراه یادگار امام در راستای شمالی-جنوبی، این بوستان را به دو بخش تقسیم می‌‌کند که پیوند آنها به وسیله دو پل برقرار شده است.

از امکانات این بوستان می‌‌توان به موزه تنوع زیستی، موزه آب و باغ وحش اشاره کرد. ساختمانسازمان حفاظت محیط زیست ایران نیز در قسمت جنوبی این بوستان قرار دارد.وجود موزه تنوع زیستی با انواع حیوانات و حشرات تاکسیدرمی شده، و بعضا زنده، یکی از جذابیت‎های این پارک جنگلی است.

به علت وجود چندین بزرگراه در اطراف پارک جنگلی پردیسان، استقبال زیادی برای استفاده از این پارک پدید آمده و بیشتر روزهای هفته و به ویژه روزهای تعطیل مردم برای استفاده از این پارک رهسپار شمال غرب تهران می شوند. نزدیکی این بوستان به میدان صنعت (میدان شهرک غرب) نیز عاملی دیگر برای افزایش استقبال از این مکان گردشگری است.



پارک جنگلی چیتگر

پارک جنگلی چیتگر با مساحت  ۱۴۵۰ هکتار از بوستان‌های جنگلی شهر تهران است.این بوستان از شمال به زمین‌های چیتگر، از جنوب به بزرگراه کرج از غرب به پیکان‌شهر و از شرق به منطقه خرگوش‌دره محدود می‌شود. این پارک با ۱۴۵۰ هکتار زمین پردرخت از بزرگ‌ترین بوستان‌های جنگلی استان تهران است. هدف از احداث این بوستان جنگلی که در آغاز مسیر وزیدن باد غربی به شهر تهران قرار گرفته، بالا بردن مقدار اکسیژن هوای تهران بوده‌است.

این پارک دارای یک پیست و مسیرهای دوچرخه‌سواری و امکانات اسکیت‌سواری است.


پارک جنگلی لویزان: ۱۱۰۰ هکتار

پارک جنگلی وردآورد: با ۱۰۲۰ هکتار وسعت

پارک سوهانک: ۲۰۰ هکتار

پارک جنگلی غزال: ۹۷۵ هکتار در شمال شرقی شهر تهران

پارک جنگلی سرخه‌حصار: ۸۵۰ هکتار در شرق تهران

پارک جنگلی توسکا: ۳۰۰ هکتار در جنوب شرقی تهران

پارک جنگلی خجیر: ۱۲۰ هکتار در شمال شرقی شهر تهران

مناطق دیدنی ایران

 مسير اصلي تهران و مناطق ديدني ، تاريخي ، زيارتي و فرهنگي اين مسيرها
 
مسیر کردان ( ساوجبلاغ )

آثار تاریخی : مسجد ولیان در روستای ولیان ، حسینیه برغان در روستای برغان ، تپه از یکی از هشت کیلومتری هشتگرد ، تپه های خرم آباد هشتگرد ، موشلان تپه ( اسماعیل آباد ) در 10 کیلومتری جنوب هشتگرد و کاروان سرای پلنگی امام در 30 کیلومتری غرب کرج .

 مسیر اشتهارد

غارها : جارو

رودخانه : شور

چشمه های آب معدنی : جارو

روستاها : جارو ، مزرعه بوجعفر ، مزرعه افشارآباد ، مزرعه قاضیان ، مزرعه چهل دختر

مکان های زیارتی : امام زاده زید و رحمان ، شاهزاده سلیمان ، ام صفری و ام کبری ، امام زاده پلنگ آباد ، چهار طاق

آثار تاریخی : آثار مقبره یکی از پادشاهان در منطقه ای به نام « شاه مردان » در روستای جارو ، گورستان زردتشتیان و مسجد جامع اشتهارد .

 مسیر ورامین

غارها : دق کشکولی یا زندان افغان در ورامین

رودخانه ها : انشعاباتی چند از رودخانه جارجرود ، شور و کرج

روستاها : توچال در پاکدشت

مکان های زیارتی : امام زاده ، سبزپوش در پاک دشت ، در روستای حصار امیر ، حسین رضا ، جعفر ، کوکب الدین .

مکان های تاریخی : مسجد جامع ورامین ، تپه باستانی خاوه در جوادآباد ، مدرسه ورامین ، در مجاورت کارخانه قند ، یخچال قدیمی در پیرداغلان پاک دشت ، قلعه شمس آباد ، پل تاریخی 15 خرداد در باقرآباد قرچک ، برج علاء الدین در شمال مسجد جامع ورامین ، کاروان سرای خاتون آباد و کاروان سرای قلعه حسین آباد در جنوب شرق پیشوا

 مسیر شهرری  

غارها : ایوان ، سربی ، ری گفتار در شهر ری

رودخانه ها : کرج و کانال آب رسانی دشت فشایویه

دریاچه ها : دریاچه سد کمالیه در روستای مخروب شده کمالیه در امین آباد و فشایویه

چشمه ها : چشمه علی در ری

مکان های زیارتی : امام زاده های کوشک ، مقبره یعبوب کلینی ، بقاع اسماعیل ، عین و غین و قلعه نو در فشایویه ، عباس و ابراهیم در اسلام شهر ، بی بی شهربانو ، بی بی زبیده ، ابوالحسن ، شیخ صدق ، عقیل و هادی .

آثار تاریخی : برج طغرل ، برج نقارخانه ، مرکز شهر سلجوقی و دیالمه ، تپه چشمه علی و قلعه شهر ری ، چال تلخان ، تپه میل ، زندان هارون ، برج و قصر یزید ، قلعه کبری ، کوه قلعه طبرک ، مقبره ستارخان در شهر ری ، یخچال گلی ، قلعه مهران آباد و حمام و مسجد قدیمی آن ، قلعه دیناوران ، دینار آباد ، در اسلام شهر ، کاروان سرای دو قلو جنب شاه عبدالعظیم ری ، کاروان سرای تهران مربوط به دوره ناصری ، کاروان سرای روستای کناگر آباد ( 25 کیلومتری جاده تهران قم )

 مسیر شهریار

روستاها : قجرآباد ، باغات و بستان های شهریار ، مکان های زیارتی : امام زاده بی بی سکینه ، لوط پیغمبر

مکان های تاریخی : آثار تاریخی در رباط کریم ، معبد تخت رستم در روستای قجرآباد ، قلعه در غوزآباد شهریار ، تپه جوقین در جوقین شهریار ، تپه مزارت بر سر راه رباط کریم و شهریار ، تپه پالکی در قریه مهر حسین شهریار ، کاروان سرای فتح علی شاهی در قریه رباط کریم ، کاروان سرای سنگی در شهر جدید پرند که مخروبه است . کاروان سرایی در دو کیلومتری تخت رستم .

 مسیر پارک ملی کویر

رودخانه فصلی و سیلابی : قره چای ، جارجرود و گلو

دریاچه ها : نمک

چشمه : سیاه کوه

آثار طبیعی ارزشمند : پارک ملی کویر و زیستگاه حیات وحش

آثار تاریخی : کاروان سراهای شاه عباسی موسوم به قصر بهرام و قصر عین الرشید در حوالی سیاه کوه .

 مسیر دماوند

غارها : در نزدیکی نور دماوند

رودخانه ها : دماوند ، سیاه رود ، دلیچای ، تار

چشمه ها : قلعه دختر در هراز ، آب علی ، چشمه اعلاء ، آب البرز ، تیزآب ، وزان

دریاچه ها : تار ، هویر

روستاها : آب علی ، چشمه علی ، دشت مزار ، امام زاده هاشم ، احمد آباد ، جایان سربندان

جاذبه های ورزشی : اسکی روی برف ، پرواز با کایت ، چتربازی در ارتفاعات امام زاده هاشم ، شکار

مکان های زیارتی : امام زاده هاشم و برهان الدین

مکان های تاریخی : مسجد جامع ، برج شیلی ، دماوند ، اصلان ، تپه گورستان قدیمی ، بوم هن ، کاروان سراهای امام زاده هاشم ، گامبوت

 مسیر فیروزکوه

غارها : رود افشان نزدیک روستای رود افشان ، غار بورینگ بزرگ و کوچک ، ابلهون ، پلنگ ، رستم دزد و ....

رودخانه ها : حبله رود ، نمرود ، دلیچای ، ساولشی

چشمه های آب معدنی : خمده

آثار طبیعی ارزشمند : تنگه واشی در نزدیکی روستای جلیزند ، زیستگاه وحش جلیزجند کتالان  ، ارحمند ، سله ین

روستاها : خمده ، جلیزجند ، رودافشان ، مشهد ، هرانده ، مسیر رودخانه های نمرود ، گور سفید

 مسیر فشم – میگون

غارها : غار هملون در اطراف میگون ، کیفیاد در روستای ایگل ، غار چاه زنجیر نزدیک میگون

آثار طبیعی ارزشمند : کوه خاتون بارگاه ، گونه های طبیعی متنوع در لالان

روستاها و نقاط تفریحی : شکراب آهار ، میگون ، ایگل ، شمشک ، اوشان ، رودک ، مسیر رودخانه جارجرود

مکان های زیارتی : امام زاده طاهر و زاهد در شکرآب ، محمدباقر رودک ، مقابری در شمشک ، لالان ، میگون ، دربند سر

بناها و آثار تاریخی : آتشگاه قصر دختر ( معبد ناهید ) در اطراف شکرآب ، کاح انیس الدوله از دوره ناصرالدین شاه در اوشان

 مسیر لواسان

غارها : غار خمیره یا زندان در خانه لار در روستای برگ جهان

رودخانه ها : جارجرود ، افجه ، لواسان

چشمه های شرب : قلم طاهر ، آب رودبار ، عین الحیات ، گنجی ، آبشار در کنار جاده نرسیده به ایناج و دریاچه سد لتیان

آثار طبیعی : ریزان کوه ، آتش کوه و یخچال طبیعی در حوالی روستای اقچه در نزدیکی آتش کوه

روستاها : ابتاج ، برگ جهان ، هیزم دره ، قلعه کلاک ، پارک جنگلی ، تلو ، دریاچه سد لتیان ، نارون ، مسیر رودخانه جارجرود

مکان های زیارتی : سلطان ، مقابر خواجه احمد ، موسی سید میر سلیم

مکان های تاریخی : مسجد امام حسن عسگری ، قلعه دختر ضحاک در تپه سرک ، قصر ضحاک در تپه شورکاب ، گورستان زردتشتیان ، تپه کله قندی ، قبر تاج الدین و تپه حصارک در جنوب گلندوک

 مسیر جاجرود – خجیر

رودخانه ها : جاجرود

آبشارها : روستای کمرد

آثار طبیعی ارزشمند : زیست گاه حیات وحش ، منطقه حفاظت شده جاجرود ، پارک ملی خجیر و سرخه حصار

روستاها و نقاط تفریحی : جاجرود ، ترقیان ، کمرد ، سنجریان ، سعید آباد ، مسیر رودخانه جاجرود ، پارک ملی سرخه حصار و خجیر

بناها و آثار تاریخی : قلعه دختر در روستای سعید آباد

 مسیرجاده چالوس

غارها : یخ مراد در کهنه ده ، غاری در روستای گورآب ( جوراب )

رودخانه ها : شهرستانک ، کرج ، سیدک ، ارنگه رود ، ولایت رود

دریاچه ها : دریاچه سد کرج

آبشارها : آزادیر ، حسنک در

چشمه های شرب : حسنک در ، خوارس ، کیاسر ، آب معدنی گچسر ( وله )

آثار طبیعی : بقایای جنگل ارس ، زیست گاه حیات وحش

روستاها : روستاهای شهرستانک ، پل خواب ، آسارا ، وینه ، پورگان ، آبشار خور ، دیزین ، گچسر

مکان های زیارتی : امام زاده های محمدطاهر ، حسن ، حیدر و ابراهیم

مکان های تاریخی : قصرناصرالدین شاه معروف به کاخ سنگی در شهرستانک ، کاخ سلطنتی دیزین ، قلعه کسیل ، برج میدانک ، مسجد و حمام بسیار قدیمی در دهلجرد ، آتشگاه و گورستان زرتشتیان در روستای آتشگاه ، قصر رضا شاه در  گچسر ، کاخ سلمانیه ، قلعه صمصام ، پل شاه عباسی ، برج سنگی در نزدیکی گچسر ، کاروان سرای شاه عباسی در میدان شاه عباس کرج و کاروان سرای سنگی در تقاطع جاده مخصوص و بزرگراه کرج

 مسیرطالقان

غارها : غارها کله سنگ در نزدیکی روستای سوچان در کوه سوچان ، غار برج ، غارهای واقع در مزرعه عسلک ، مزرعه بادامستان ، روستاهای کرکبود و روستاهای اورازان

رودخانه ها : طالقان ، تازیان ، دیزان ، علی زان ، اورازان

دریاچه ها : سد طالقان

چشمه های آب معدنی : عسلک لمیران ( به نام سه کوهه ) آب معدنی شرب جویستان

آبشارها : روستای واچان ، جویستان ( دو آبشار ) اورازان ، کرکبود ، اسکان ، عسلک

آثار طبیعی : زیست گاه حیات وحش عسلک ، لمیران ، جویستان ، یخچال طبیعی در علم کوه در نزدیکی روستای براجان

روستاها : میناوند ، جویستان ، اورازان ، گلیرد ، اسفاران ، اسکان

مکان های زیارتی : سید شرف الدین در اورازان ، بقاع متبرکه در جویستان ، بادامستان ، تکیه ناوه ، کش رود

آثار تاریخی : گورستان زرتشتیان در عسلک و لمیران ، پل چوبی در اسفاران ، حسینیه قدیمی در جوبستان

سایر آثار : قلعه گیل گیا در گیلپرد ، بقعه خشت و گل ، بقعه پیر در روستای هرنج ، خانه قدیمی در روستای حسن جون ، پاسگاه طالقان ، خانه آیت اله طالقانی در طالقان

تصاویر سلولی مجهز برای قاتل 77 انسان !

تصاویر سلولی مجهز برای قاتل 77 انسان !

آندرس بهرینگ برویک بنیادگرای مسیحی نروژی، این روزها را در سلولی انفرادی می گذراند. قاتل نروژی از 22 جولای سال گذشته که به اتهام ارتکاب قتل بازداشت شد بیشتر روزهایش را در سلولی اینچنینی گذرانده است. فردا حکم نهایی او اعلام خواهد شد.

بهرینگ حداکثر به 21 سال زندان محکوم خواهد شد، زیرا در قوانین نروژ حبس ابد وجود ندارد. به گفته این استاد دانشگاه، اگر مقامات قضائی تشخیص دهند که بهرینگ پس از آزادی ممکن است دوباره دست به جنایت دیگری بزند، می‌توانند در پایان 21 سال حبس، او را حداکثر به 5 سال اقامت تحت ‌مراقبت در یک مرکز ویژه محکوم کنند.

زندانی مجهز در خارج از اسلو که شاید میزبان مردی باشد که به گفته وکیل مدافع ش مجنون نیست و در صحت کامل عقلی دست به ارتکاب قتل ها زده است.


تصاویر سلولی برای قاتل 77 انسان قربانی ! www.taknaz.ir

تصاویر سلولی برای قاتل 77 انسان قربانی ! www.taknaz.ir

تصاویر سلولی برای قاتل 77 انسان قربانی ! www.taknaz.ir

تصاویر سلولی برای قاتل 77 انسان قربانی ! www.taknaz.ir

تصاویر سلولی برای قاتل 77 انسان قربانی ! www.taknaz.ir

آشنایی با انواع رنگین کمان‌ها +عکس

رنگین کمان یکی از زیباترین پدیده هایی است که در اثر بارش باران و انعکاس نور در قطرات شبنم به وجود می آید. شاید باورتان نشود اما رنگین کمان ها نیز انواع مختلفی دارند.
به گزارش گروه خواندنی های باشگاه خبرنگاران، «رنگین کمان» پدیده‌ای نوری و قیاسی است که زمانیکه خورشید به قطرات نم و رطوبت جو زمین می‌تابد باعث ایجاد طیفی از نور در آسمان می‌شود. این پدیده به شکل یک کمان رنگین در می‌آید. همواره رنگین کمان‌هایی که بواسطهٔ نور خورشید بوجود می‌آیند در بخشی از آسمان درست در سوی مخالف خورشید ظاهر می‌شوند.

اگرچه بارها رنگین کمان ها را مشاهده کرده ایم ولی اطلاعاتی نسبی در مورد آن ها داریم. نکته مهمی که باید بدانید این است که رنگین کمان ها نیز دارای مدل های مختلفی هستند که هر کدام آن ها زیبایی های خاص خود را دارند.

رنگین کمان ابری



این رنگین کمان ها به خاطر وحود قطرات شبنمی در اطراف ابرها به وجود می آیند و اغلب اوقات به رنگ تمام سفید هستند چرا که قطرات آب سیار کوچک بوده و نمی توانند رنگ های خاصی را منعکس کنند. البته در برخی از مواقع نیز دیده شده است که این رنگین کمان ها هر هفت را تشکیل داده اند.

رنگین کمان دوقلو



رنگین کمان های دوقلو بسیار نادر هستند و کمتر مواقعی می توان آن ها را مشاهده کرد. این رنگین کمان ها از یک نقطه آغاز می شوند و البته با یکدیگر کمی فاصله دارند. این رنگین کمان به علت برخورد قطرات بزرگ باران و قطرات کوچکتر از آن در آسمان به وجود می آید و هر دوی آن ها برای اینکه تغییر شکل ندهند مقاومت می کنند و این رنگین کمان به وجود می آید.

رنگین کمان انعکاسی



این رنگین کمان تقریبا یک از انواع بسیار محبوب و گسترده در دنیا است. این رنگین کمان همانطور که از نامش نیز مشخص است از انعکس های رنگ در قطرات آب به وجود می آید. در این موارد معمولا یک رنگین کمان مادر وجود دارد که رنگ های آن به مرور در قطرات اب پشت آن منعکس شده و صحنه زیبایی را ایجاد می کند.

رنگین کمان سایه ها



یکی از رنگین کمان های زیبا که شاید به نظر بسیار ساده و معمولی باشد اما در بطن خود مورد عجیبی را نکه می دارد رنگین کمان سایه ها است. این رنگین کمان زمانی ایجاد می شود که ابرهای باران زا و سیاه مانع از رسیدن درست نور خورشید به زمین می شود. این رنگین کمان دقیقا از  رگه های ریز نوری که از لای ابرها عبور می کند ایجاد می شود.

رنگین کمان ماه



همانطور که می دانید رنگین کمان ها از انعکاس نور خورشید در قطرات باران ایجاد می شود اما برخی از آن ها نیز در هنگام شب و با نور مهتاب ایجاد می شوند. این رنگین کمان ها که به رنگین کمان ماه نیز معروف هستند. با نور ضعیف ماه و البته شب هایی که ماه کامل باشد در نزدیکی آبشارها ایجاد می شود.

کسانی که پیشگوی پایان جهان بودند! +عکس

پیشگوئی پایان دنیا که در هفته های اخیر رسانه های جهان را تحت تاثیر خود قرار داده است برگرفته از تقویم قوم "مایا" و رو به پایان رفتن آن است.
فرارو: پیشگوئی پایان دنیا که در هفته های اخیر رسانه های جهان را تحت تاثیر خود قرار داده است برگرفته از تقویم قوم "مایا" و رو به پایان رفتن آن است.

 قوم "مایا" که پیشگوئیشان درباره پایان دنیا بویژه در هفته های اخیر آنان را به صدر اخبار رسانه های جهان آورد مشهورترین اقوام سرخپوستی هستند که در جنوب مکزیک زندگی می کنند.
 
واقعیت این است که تقویم مایا در سال 2012 به پایان می رسد، به همین دلیل مایاها به دنبال هر دلیل مذهبی، علمی، اخترگویانه و تاریخی می گردند تا درك كنند چرا این تقویم می گوید که جهان رو به پایان است!

در همین حال پیشگوئی ماياها در مورد پايان جهان در سه هفته گذشته موجب شده تا انبوه توريست ها از سراسر جهان براي سفر به سايت هاي تفريحي شرق مكزيك و نيز سايت هاي باستاني قوم مايا به اين منطقه سفر کنند.

سايت باستاني "چيچن ايتزا" مهمترین بنای باستانی اقوام مایا است که هرم " كوكولكان" متعلق به مهمترين الهه مايا را در خود دارد.

عکاس رویترز با سفر به این منطقه ضمن تصویر برداری از مردم و محل زندگی مایاها از این سایت باستانی نیز تصاویری تهیه کرده است.



























موسیقی دین و عقل و غیرت را از بین می برد؛ حال هنوز ما ...

شجریان تصاویر پارتی زنان و مردان فاسد بی بی سی عکس ها محمدرضا

--


از خواندن "ربنا" تا آغوش نامحرمان + تصاویر

پایان مبتذل داستان محمدرضا شجریان + تصاویر + دیگر عکس ها + خبر های مرتبط



اسحاق بن جریر روایت کرده که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در حدیثی درباره آثار موسیقی فرمودند:

همانا شیطانی ... بعد از این دمیدن است که غیرت از او برداشته میشود بطوریکه از تجاوز به ناموسش نیز باکی ندارد.

(فروع کافی، ج6، ص433، ح14) (وسائل الشیعه، ج12، ص1232، ح1) (لئالی الأخبار، ج5، ص221)


۱۴۰۰ سال پیش رسول الله الأعظم و اهل بیت عصمت و طهارت (صلوات الله علیهم) فرموده اند که موسیقی دین و عقل و غیرت را از بین می برد؛ حال هنوز ما ...



شجریان در کنار حامیان بهائیت؛ زنان فاسد و ...


بقیه تصاویر در ادامه مطلب

ادامه مطلب را کلیک کنید




محمد رضا شجریان بهمراه دخترش مژگان و تیم همراهش، در پارتی شبانه سه شنبه شب هفته گذشته کارمندان بی بی سی فارسی حضور یافتند . گفتنی است وی بعد از اجرای کنسرت در لندن نیز با گوگوش خواننده لس آنجلسی و معلوم الحال شبکه مبتذل "من و تو"، عکسهای یادگاری انداخته و در فضای مجازی آن را انتشار داد.

 


شجریان در کنار صادق صبا رئیس بخش فارسی بی بی سی و فرناز قاضی زاده مجری بهایی این شبکه 

 


مژگان شجریان در کنار تعدادی از دوستانش در منزل سبا خویی (گوینده شبکه مبتذل من و تو)


مژگان دختر شجریان و فرن تقی زاده مجری شبکه ضدانقلاب بی بی سی

 

 

فرن تقی زاده مجری شبکه بی بی سی فارسی در کنار شجریان

 


شجریان در محل شبکه بی بی سی فارسی پیش از مصاحبه با این شبکه

 

شجریان و دخترش در منزل خویی


http://masihamahdavi.persiangig.com/%D8%B4%D8%AC%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D9%86%202/299501_10150341207178752_565688751_8262167_1512205425_n.jpg

علی همدانی خبرنگار مخصوص بی بی سی در امور حمایت از بهائیت در کنار شجریان

 


سبا خویی مجری شبکه مبتذل "من و تو" در کنار شجریان

 

 


شجریان و تیم کنسرتش در کنار گوگوش


به گزارش خبرگزاری دانشجو، در عکس زیر "فائقه آتشین" ملقب به گوگوش و محمدرضا شجریان در کنار هم و دوشادوش هم دیده می شوند.





عکس یادگاری آوازه‌خوان فتنه با کارکنان بی‌بی‌سی فارسی+عکس


http://rajanews.com/%5CFiles_Upload/40684.jpg


محمدرضا شجریان خواننده حامی فتنه در حرکتی جدید در تحریریه شبکه‌ بی‌بی‌سی فارسی حاضر شد و با تحریریه این شبکه عکس یادگاری گرفت.

 
به گزارش فارس،‌ محمدرضا شجریان خواننده حامی فتنه که در گذشته نیز با حضور در شبکه‌های فارسی‌زبان ضدانقلاب بی‌بی‌سی فارسی و voa آمریکا اشتراکات خود را با این جریانات به نمایش گذاشته بود در حرکتی جدید در تحریریه شبکه‌ بی‌بی‌سی فارسی حاضر شد و با تحریریه این شبکه عکس یادگاری گرفت.
 
وی عصر دیروز بدون آن که دلیل حرکتش مشخص باشد در بی‌بی‌سی فارسی حضور پیدا کرد و با کارکنان این شبکه ضدایرانی به خوش و بش پرداخت که برخی کارکنان این شبکه عکس‌های این دیدار را بر روی شبکه‌های اجتماعی منتشر کردند.
 
پناه‌ فرهادبهمن از گزارشگران این شبکه در عکسی که در صفحه فیس‌بوک خود منتشر کرده درباره این حضور چنین نوشته است: امروز همه بچه‌های بی‌بی‌سی با شجریان عزیز عکس یادگاری گرفتند و او چه متواضع...



پخش ربنای شجریان از بی بی سی بعد تبلیغ بهاییت!

شبکه بی بی سی فارسی که تلاش دارد کوچکترین نمادهای دینی را در اخبار، تصاویر و حتی دکور و گریم گویندگان خود بایکوت کند و حتی مهمترین اخبار دینی و اسلامی را نیز از لیست اخبار قابل پخش خود حذف کند، در بخشی از مجموعه گزارش‌های روز دوشنبه خود اقدام به پخش ربنای محمد رضا شجریان کرد.

به گزارش رجانیوز، در حالی که این شبکه انگلیسی فارسی زبان، یکی از اهداف بلندمدت خود را اسلام زدایی و تغییر سبک زندگی مردم مسلمان ایران قرار داده است، در بخشی از مجموعه گزارشهای دوشنبه خود ضمن پخش ربنای محمد رضا شجریان، از پخش نشدن ربنای توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی که به دلیل درخواست شجریان صورت گرفته است، انتقاد کرد!

انتقاد بی‌بی‌سی از پخش نشدن دعای ماه مبارک رمضان در صدا و سیما با صدای شجریان در حالی کاملا متناقض با سیاست‌های کلان این شبکه به وقوع پیوسته که دقایقی قبل از پخش ربنا، این شبکه گزارش مفصلی در حمایت از بهاییت پخش نموده بود!

گفتنی است رادیو و تلوزیون فارسی زبان بی بی سی با نفوذ مستقیم بهائیان راه اندازی شده و در طول این سالها سعی کرده زمینه روانی را برای اجرای سیاستهای دولت بریتانیا در ایران فراهم کند.







--------------------------------------






شجریان را برای عکس انداختن با گوگوش ملامت نکنیدتعجب می کنم ؛ واقعاً هم تعجب می کنم. برداشته اند دو سه تا عکس از محمد رضا شجریان و گوگوش و شجریان و مجری زن یک شبکه ماهواره ای انداخته اند در سایتها و ملت هم هی به این دو تا نگاه می کنند و بد و بیراه نثار شجریان می کنند که اَل و بَل.

 

آقای عزیز! خانوم محترم !

گناه شجریان این نیست که با گوگوش عکس انداخته یا با آن یکی خانوم سر لخت دیگر، مگر در محافل خصوصی این آقایان و خانومها چیز دیگری بجز این حالتها انتظار دارید؟ اگر غیر از این فکر می کرده اید بدانید خیلی از مرحله پرت هستید.

ضمن اینکه این گناهان برای این افراد و اصولاً برای هر کس دیگری، به نوعی جزو گناهان خصوصی و شخصی آنها تلقی می شود و شاید  گیر دادن ما به آنها خیلی وجهی نداشته باشد. ما در اسلام دو نوع گناه داریم : یکی معصیتهایی که شخص در خلوت خودش انجام می دهد که بار مجازاتی مشخصی دارد و بیشتر وقتها با توبه، این نوع گناهان خیلی سریع از پرونده اعمال شخص حذف می شود و اما نوع دیگری از گناهان هم هست که وجه اجتماعی آن غالب است و مجازات آن هم بسیار شدیدتر و توبه از آن بسیار سخت تر و در مواردی محال و غیر ممکن است . شاید حدیث معروف ِ «الغیبة اشد من الزنا» به نوعی تفاوت این دو گناه را نشان بدهد که اولی تخریب وجهه شخص یا اشخاص دیگر در اجتماع است و دومی گناهی شخصی و خصوصی است که عمدتاً کسی هم از آن آگاه نمی شود و اگر کسی هم با خبر بشود حق اعلام عمومی آن را - مگر با شرایط بسیار سخت - ندارد.
 

آقایان محترم ! خانومهای گرامی !

گناه شجریان عکس گرفتن کنار یک پیرزن 59 ساله یا یک دخترک تازه به دوران رسیده نیست؛ گناه شجریان حضور در تحریریه شبکه معاند و بهایی پرور و صهیونیستی بی بی سی فارسی و اتفاقاً عکس یادگاری گرفتن با عناصر فرقه ضاله بهاییت و صهیونیستی است ؛ گناه شجریان توهین به امام خمینی این احیاگر سترگ اسلام ناب محمدی در قرن بیستم و دمنده روح تکلیف و بیداری به مسلمانان و مستضعفان جهان است که در مصاحبه با رادیو آمریکا ابراز کرده است.

    

آری . شجریانی که روزی در حرم مطهر ثامن الائمه "ع" قرآن می خواند و روزی « ربنا»یش زینت بخش لحظه های افطار ما بود، الان در دامان شیطان بزرگ و صهیونیسم و شبکه بهایی پرور بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و ...به امام و مردم و انقلاب اسلامی ملتش توهین می کند. این است که آرزو می کردیم کاش او تنها با یک دخترک جویای نام یا یک بیوه زن چند شوهر عوض کرده 59 ساله عکس انداخته بود و سطح معصیت کاری او به همین جا ختم می شد.

پ . ن : این هشداری است برای همه ما - تک تکمان - که نکند به سابقه خوبمان  در انقلاب و فعالیتهای دینی و سیاسی، غره شویم و یابو برمان دارد که من آنم که رستم بود پهلوان و فراموش کنیم که گاهی یک لحظه غرور و جدایی از خط دین و مکتب، می تواند ما را برای همیشه به ضلالت ببرد. پس جا دارد که دعا کنیم :

ربنا ! لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا ...






--------------------------------------








تاریخ پر از حکایت مردان و زنانی است که در دوران نکبت بار اوج فضاحت و هرزگی شان،  تلنگری کافی بود تا آنها را به صراط حق بازگرداند و با تغییراتی اساسی در منش و شیوه زندگی خود زندگی چند روزه دنیوی شان را با عزت و شرافت به پایان رسانند تا در سرای ابدی آخرت در جرعه اولیاء الهی قرار گیرند که حر بن یزدید ریاحی، فضیل عیاض و ... تنها تعداد اندکی از این قبیل می باشند.


به گزارش سرویس سیاسی بی باک، امّا کم نبودند کسانیکه عکس این موضوع را در پیش گرفتند و کاخ عزت و منزلت انسانی و الهی خود را با خطاهای پیاپی خویش به ویرانه تبدیل کردند و با سرعت گرفتن در مسیر نزول  در پیش گرفته، روز به روز خود را به جهنم نفرت در افکار عمومی نزدیکتر نمودند.

در دوران پس از انقلاب اسلامی کم نبودند کسانی که قدر نعمت رنگ و لعاب الهی و مردمی بودن خویش را ندانستند و با روی آوردن به آغوش بیگانگان و پشت کردن به ارزشهای ملت شریف ایران که همان اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی است، تمام افتخارات و عزتهای سابق خویش را لگد مال کردند.

محمدرضا شجریان که با پخش دعای ربنا با صدای وی از رسانه ملی، به محبوبیتی چندین برابر نسبت به گذشته در بین مردم دست یافته بود، متاسفانه در سالهای اخیر با مشاوره های غلط دوستان سیاسی قدرت طلب و زیاده خواهش و همچنین رونق گرفتن بازار عجب و غرور و هواهای نفسانی اش با این توهم که این عزت و افتخار تا ابد و تحت هر شرایطی متعلق به او خواهد بود، سیر نزولی نکبت باری را آغاز نموده تا جایی که این روزها مردم ایران از مشاهده تصاویر خواننده دعای روح بخش ربنا ، در آغوش زنان نامحرم و مزدوران بیگانه و مخالفان آرمانها و ارزشهای اسلامی حیرت زده شده اند.

به گزارش رسانه ها، در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری سال 1388، محمدرضا شجریان به عنوان خواننده ای مشهور، شکوه و شکایت برگرفته از توهمات دوستان سیاسی خود را به دامان بیگانگان برد و با مصاحبه های متعددی که با شبکه های بیگانه انجام داد، خود را کاملا در اردوگاه دشمنان تابلودار نظام جمهوری اسلامی قرار داد.

مصاحبه های شجریان با بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، سیانان، تلویزیون استرالیا و ... به خوبی نشان داد که شجریان هیچگونه اعتقادی به مبانی اصلی نظام جمهوری اسلامی که برآمده از خواست و اراده عمومی ملت ایران است ندارد، به گونه ای که در مصاحبه تیرماه سال 1388 با شبکه بی بی سی فارسی به نوعی مواضع دولت دهم را به انتقاد گرفت و هتاکیهای فراوانی را نثار شخص رییس جمهور قانونی مردم ایران کرد.

 وی در مصاحبه دیگری با همان شبکه کشور بریتانیا این بار نه رییس جمهور بلکه مستقیما حضرت امام خمینی (ره) آن یار سفر کرده را در تیررس سخنان نسنجیده خود قرار داد و از این که صدایش بر تصاویر پیاده شدن امام راحل از هواپیما در سال 1357 از تلویزیون پخش میشود به شدت انتقاد کرد و اعلام کرد که من این آهنگ را برای ایشان نخوانده‎ام!

با مروری بر سخنان شجریان با رسانه های ضدانقلاب و مخالف جمهوری اسلامی شاید بهتر بتوان به عمق تفکر ضدانقلابی این خواننده موسیقی سنتی پی برد.

شجریان در سال 1388، روز 15 شهریور ساعت 20 به وقت تهران در گفت وگوی مستقیم با شبکه تلویزیونی صدای آمریکا و در برنامه دو روز اول گفت: «واقعا این انتخابات نباید نتیجه اش به این شکل درمی آمد. من فکر نمی کنم اینها بعد از این بتوانند مملکت را اداره کنند، فقط می توانند کنترل کنند و کار دیگری نمیتوانند بکنند!»

شجریان در همین مصاحبه در پاسخ به سؤال یکی از بینندگان صدای آمریکا که از او پرسید آیا اگر در تهران هم بودید حاضر به انجام گفت وگو با صدای آمریکا می شدید، می گوید: «بله، اگر در تهران هم بودم این مصاحبه را می پذیرفتم.»

مجری برنامه رضا فرهودی هم با زیرکی تمام در لابه لای سؤالات هنری و موسیقی، مسایل سیاسی را نیز مطرح می کرد که به گفته کارشناسان، صدای آمریکا بهترین بهره برداری را از شجریان در راستای مقاصد ضد ایرانی خود برد.

مصاحبه شجریان با صدای آمریکا نشان داد که این خواننده که قرار است متعلق به همه مردم باشد اینک از یک طرف به عروسک خیمه شب بازی دشمنان نظام و انقلاب اسلامی مبدل شده و از طرف دیگر به تریبونی برای مقاصد اغتشاشگران بدل گردیده است.

اما این همه ماجرای شجریان نبود، بلکه او راه جدیدی را آغاز کرد که مصاحبه با بی بی سی، سیانان و شبکه تلویزیونی استرالیا به نوعی چهره پنهانی خود را به خوبی نشان داد.

مصاحبه شجریان با بی بی سی فارسی و در برنامه مستند «پژواک روزگار» لایه های انحرافی دیگری از افکار وی را برای همگان مشخص کرد.

وی که در پژواک روزگار با صادق صبا، عامل صهیونیستی در شبکه تلویزیونی استعمار پیر گفت وگو می کرد کاملا نشان داد که هیچگونه اعتقادی به انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ایران که برآمده از خواست و اراده ملت بزرگ کشورمان است ندارد.

این مصاحبه که روز یکشنبه بیست وششم اردیبهشت ماه سال 1389 از شبکه بی بی سی فارسی پخش شد شجریان را چهره ای ضدانقلاب و مخالف صد درصد نظام جمهوری اسلامی نشان داد.

شجریان در بخشی از اظهاراتش با بی بی سی فارسی گفت: «حقیقتش من از اولش هم انقلابی نبودم ولی دور و بر من همه اش افرادی بودند که گرایش سیاسی و چپی داشتند و مجبور بودم توی آن بچه ها باشم، چون اطراف من همه سیاسی حرف می زدند».

شجریان در اعتراض به پخش تصویر مبارک امام خمینی (ره) بر روی تصنیف «ایران ای سرای امید» به بی‎بی‎سی فارس میگوید: " آن آهنگ یک حالت رستاخیزی را در جامعه نشان میدهد اما دیدم که اینها روی این آهنگ تصویر آقای خمینی را نشان میدهند که دارد از پله های هواپیما پایین می آید، خوب، من این آهنگ را برای ایشان نخواندم که! و دیدم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی دارد از آهنگهای من سوءاستفاده این‏جوری میکنند."

شجریان در بیان گوشه دیگری از اعتقادات خود به حکومت اسلامی ایران در پاسخ به سؤال خبرنگار بی بی سی درباره دلایل اجرای اثر «بیداد» که در سال 1361 اجرا شده، میگوید: «بعد از چهار سال از به ثمر رسیدن انقلاب دیدم که قول هایی که داده شد کو؟ چرا دروغ گفتند و ... من هم خواندم یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد»

شجریان در ادامه همین مصاحبه در پاسخ به صادق صبا رییس بخش فارسی بی بی سی که از او میپرسد اصولا نگران نیستید که حکومت ایران بخواهد با شما برخورد کند یا شما را بازداشت کنند، میگوید: «نه، چه برخوردی بکنند؟ اصلا از زندان و بازداشت هراسی نیست!»

شجریان در همان مصاحبه مدعی میشود که در جامعه ایران یک خشم فرو خورده علیه جمهوری اسلامی وجود دارد و معقتد است که مردم و حکومت در برابر یکدیگر ایستاده اند.

با این حال اگر محمدرضا شجریان و مواضع سیاسی او تا قبل از این مصاحبه، انتقاد به دولت دهم محسوب می شد، اما اظهارات صریح و بی پرده او در مستند پژواک روزگار در بی بی سی فارسی به خوبی نشان داد که مشکل ایشان فقط روی کار آمدن دولت دکتر محمود احمدی نژاد نیست بلکه او از ابتدا نیز با اصل جمهوری اسلامی و نظام ولایت فقیه مخالف بوده و در این مدت شاید فرصت اعلام مواضع صریح خود را نیافته است.

البته تناقض گویی های فراوانی هم در نظرات شجریان در این برنامه وجود دارد. محمدرضا شجریان در گفتوگو با بی بی سی توضیح می دهد که در زندگی اش هیچگاه گرایش سیاسی خاصی نداشته ولی میگوید که همیشه با خواسته های مردم برای آزادی و دموکراسی همسو بوده است، یعنی از یک طرف خود را خارج از چارچوبهای تعریف شده سیاسی به حساب می آورد و از طرف دیگر تندترین انتقادات خود را به رئیس جمهور و نظام جمهوری اسلامی بیان می کند.

محمدرضا شجریان با درآمیختن هنر موسیقی سنتی و آواز با سیاست آن هم از نوع اپوزیسیون خارج نشین ضد انقلاب به ریزش هواداران خود دامن زد، به گونه ای که گفته می شود خیل عظیمی از طرفداران خود را که عموما مردم مذهبی و متدینی بودند که بخاطر قرائت زیبای مناجات ربنا توسط وی، هوادارش شده بودند،  با این مواضع ضد انقلابی و ضد دینی شجریان دست از حمایت او برداشتند و او را در ردیف سایر خواننده های لوس آنجلسی قرار دادند.

محمدرضا شجریان در روز یکشنبه بیست وسوم خرداد 1389 و به مناسبت سالگرد بیست و دوم خرداد سالگرد شکست فتنه گران از ملت ایران، این بار با شبکه تلویزیونی سیانان به گفت وگو پرداخت و در جلوی دوربین تلویزیون شیطان بزرگ گریه کرد و علیه جمهوری اسلامی ایران مواضع تندتری اتخاذ نمود.

شجریان به سیانان گفت: «در طول 31 سال گذشته حتی یک هفته یا یک روز هم احساس شادی نکردم!»

وی با سیاه نمایی از وضعیت داخلی ایران مردم را اقشاری بدبخت و بیچاره ترسیم کرد که گرفتار رژیم دیکتاتوری شده اند.

شجریان به سیانان گفت: «من هر جای دنیا که میروم و میبینم که مردم خوشحال و شاد هستند دوست دارم، ولی در کشور خودم وقتی می بینم یک زن بدون پشتیبان در کنار خیابان مجبور به سیگارفروشی است ... من این صحنه ها را نمی توانم ببینم.... (و اشک شجریان جاری میشود.)
شجریان در گفت وگو با سیانان، هنر را ابزاری سیاسی علیه حکومتها و خصوصا جمهوری اسلامی ایران می داند و می گوید: «هنر در ذات خود یک نوع اعتراض است، برای همین حکومتها، وقتی هنر پا به عرصه تقابل می گذارد از آن وحشت دارند و میترسند!...»

دامنه مصاحبه های شجریان با رسانه های ضد انقلاب هر روز وسیعتر و گسترده تر می شد تا جایی که پای جناب شجریان حتی به شبکه اس.بی.اس استرالیا هم باز شد و این بار استاد آواز ایران پا را از سیاست هم فراتر نهاد و مستقیما دین ملت مسلمان ایران را نشانه گرفت و خواستار جدایی دین از سیاست شد. همان شعاری که سالهای سال است دشمنان بیرونی و برخی فریب خوردگان داخلی آن را تکرار می کنند.

شجریان در تلویزیون استرالیا گفت: «30 سالی است که مذهب در سیاست وارد شده و حکومت را به دست گرفته و نتیجه بسیار بدی داشته است (!) و همه (!) به این باور رسیده اند که باید دین و مذهب از سیاست جدا شود...»

شجریان در پاسخ به سؤال خبرنگار شبکه تلویزیونی اس.بی.اس استرالیا درباره این که با خواندن آواز دخترش در برابر مردان و ترانه های سیاسی خود آیا قصد دارد با این کارها با جمهوری اسلامی دهن کجی کند، می گوید: «آنها راه خودشان را می روند و می گویند قوانین الهی است و قابل تعویض نیست ... آنها کار خودشان را می کنند و ما هم کار خودمان را می کنیم.»

دیدگاه ها و اظهارنظرهای محمدرضا شجریان علیه دین و مذهب و نظام جمهوری اسلامی و رییس جمهور قانونی در رسانه های ضدانقلاب، آنچنان با آب و تاب تمام پخش می شد که گویی شجریان هنر خود را مدیون غربیهاست. این در حالی است که که اگر زندگی شجریان از آغاز تاکنون را مرور کنیم خواهیم دید که در سالهای آغازین انقلاب اسلامی سال 1357 او در یک منزل استیجاری در یکی از نقاط تهران زندگی می کرد. طبق گفته خودش در گفت وگو با بی بی سی فارسی، برنامه مستند پژواک روزگار - اما اینک او به عنوان یکی از مردان ثروتمند ایرانی محسوب می شود.

کارشناسان امور فرهنگی و هنری معتقدند که شجریان تمامی ثروتهای هنری و مادی و معنوی خود را مدیون انقلاب اسلامی است، چرا که با وقوع انقلاب 1357 بساط بسیاری از خوانندگان کوچه بازاری و سنتی برچیده شده و در واقع میدان فعالیت به دست شجریان و یکی دو نفر دیگر افتاد و صدا و سیما نیز در معرفی او به مردم نقشی بسزا ایفا کرد.

محمد رضا شجریان بعد از لجن پراکنی ها و جنجال سازی های متعددی که علیه نظام جمهوری اسلامی به راه انداخته بود، وقتی شکست فتنه گران و حمایت قاطع و گسترده مردم ایران از ولایت و آرمانهای انقلاب اسلامی را مشاهده کرد، برای  مدت کوتاهی دست از این نوع سیاه نمایی های کینه توزانه خود برداشت تا برخی از طرفداران سابق وی امیدوار شوند که او احتمالا قرار است تا بار دیگر به آغوش ملت ایران بازگردد و خیانتهای دوران نکبت بار چندین سال اخیر خویش را جبران نماید امّا وی بار دیگر سر از اردوگاه دشمن در آورد.

 
 
 

آموزش غیر فعال کردن پیامک های (اس ام اس) تبلیغاتی ایرانسل و همراه اول

 آموزش غیر فعال کردن پیامک های (اس ام اس) تبلیغاتی ایرانسل و همراه اول

حتما در بعضی مواقع شده که پیامک های تبلیغاتی اذیتتون کنه ؟

یه راه ساده برای غیر فعال کردن این سرویس ها :

ایرانسل: عدد ۲ را به شماره ۵۰۰۵ ارسال کنید ویا با شماره ۷۰۰ تماس گرفته ودرخواست خود را بازگو کنید

همراه اول : با شماره ۰۹۹۹۰ تماس بگیرید و از اپراتور بخواهید که سرویس شما را غیر فعال کند

 آموزش غیر فعال کردن پیامک های (اس ام اس) تبلیغاتی ایرانسل و همراه اول

 

========================================

یک تاکسی پیکان نارنجی در شهر لندن! (تصویری)

یک تاکسی پیکان نارنجی در شهر لندن! (تصویری)

یک تاکسی پیکان نارنجی در شهر لندن! (تصویری)

یک تاکسی پیکان نارنجی در شهر لندن! (تصویری)

یک تاکسی پیکان نارنجی در شهر لندن! (تصویری)

یک تاکسی پیکان نارنجی در شهر لندن! (تصویری)

یک تاکسی پیکان نارنجی در شهر لندن! (تصویری)

 

========================================

خوان دعای فرج را، دعا اثر دارد!

خوان دعای فرج را، دعا اثر دارد!!!!!!!!!!
 
 

بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد! ..... دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد

بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب ..... که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد

بخوان دعای فرج را و ناامید مباش ..... بهشت پاک اجابت هزار در دارد

بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است ..... خدای را، شب یلدای غم سحر دارد

بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال ..... مسافر دل ما، نیت سفر دارد

بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا ..... ز پشت پرده ی غیبت به ما نظر دارد

بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا ..... حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد

 

 

پ ن: امام زمان(روحی و ارواحنا له الفداء) به یکی از دوستان خود که از آن حضرت پرسیده بود، آقاجان! قربانتان بشوم، چرا با اینکه ما این همه دعای فرج را می خوانیم شما نمی آیید؟ فرمودند: شما که دعای فرج را نمی خوانید! شما دعای سلامتی من را می خوانید(اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن...) شما باید دعای الهی عظم البلاء... را زیاد بخوانید..

دعای فرج، دعایی است که در نهایت درماندگی و گرفتاری شخص منتظر بیان شده و حضرت ولیعصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن را به محمدبن ابی لیث که از ترس کشته شدن به حرم امام موسی بن جعفر(علیه السلام) پناه برده بود، آموخته اند..

 

شب یلدا

شب یلدا

 
سفرهٔ شب یلدا

شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کرهٔ شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

محتویات

 [نهفتن

نام

واژهٔ «یلدا» ریشهٔ سریانی دارد و به‌معنای «ولادت» و «تولد» است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکست‌ناپذیر می‌نامند.[۱] ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» دانسته‌است.[۲]

پیشینهٔ جشن

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.[۳] بدین‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.[۴] در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است.[۵] در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:

  • «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.»[۶]

تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد.[۷] در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فرآورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می‌زد» نیز نهاده می‌شد.

ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب‌هنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسان‌ها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می‌پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می‌گرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می‌دانستند و در جبهه‌ها رعایت می‌کردند و خونریزی به طور موقت متوقف می‌شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند و در خورروز در برابر آن می‌ایستادند و عهد می‌کردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند.

تأثیر یلدا در جشن‌های دیگر اقوام

  • محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد.[۸] هنگام توسعهٔ آیین‌های رازآمیز در اروپا و سرزمین‌های تحت فرمانروایی امپراتوری روم و پیش از از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساترن)، ایزد باستانی زراعت، احترام می‌نهادند. این جشن تا هفت روز ادامه می‌یافت و انقلاب زمستانی را شامل می‌شد. از آنجا که رومیان از گاهشماری یولیانی در محاسبات خود استفاده می‌کردند روز انقلاب زمستانی به جای ۲۱ یا ۲۲ دسامبر حدوداً در ۲۵ دسامبر واقع می‌شد. هنگام عید ساتورنالیا، رومی‌ها اقدام به برپاداشتن جشن و سرور، به تعویق انداختن کسب و کار و منازعات، هدیه دادن به همدیگر و آزادکردن موقتی برده‌ها می‌نمودند. همچنین آیین رازآمیز میترائیسم، بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا در سرزمین‌های تحت فرمانروایی روم باستان اشاعه زیادی یافته بود و بسیاری از رومیان، رویداد بلندتر شدن روزها به دنبال انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به منظور بزرگداشت میترا، جشن می‌گرفتند. این جشنها و سایر مناسک تا روز اول ژانویه ادامه می‌یافت که رومیان آنرا روز ماه و سال جدید می‌دانستند. پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند و با آمدن دین جدید رنگ نباخت. کلیسای کاتولیک روم روز ۲۵ دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزید تا به مراسم پگانیسم در آن زمان معنا و مفهوم مسیحی بخشد. برای نمونه، کلیسا جشن زادروز میترا خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را نور و روشنی جهان می‌نامد، جایگزین نمود تا از درآمیختن این دو مناسبت، نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترین جشن آیین مهر را در خود حل کنند. اکنون کلیسای ارامنه روز ششم ژانویه را که گفته می‌شود روز غسل تعمید مسیح است را به عنوان روز میلاد مسیح جشن می‌گیرند.[۹] تاریخدانان، تاریخ دقیق زادروز عیسی را نمی‌دانند. فرانتس کومون، باستان‌شناس بلژیکی و بنیان‌گذار میتراپژوهی مدرن و دیگر میتراپژوهان همفکر او مفاهیم آیین میترایسم روم را کاملاً برگرفته از آیین مزدیسنا و ایزد ایرانی میترا (مهر) می‌دانند اما این ایده از دهه ۱۹۷۰ میلادی به بعد به شدت مورد نقد و بازبینی قرار گرفته است و اکنون به یکی از مسائل بسیار مجادله‌برانگیز در زمینه پژوهش ادیان در دنیای روم و یونان باستان تبدیل شده است.[۱۰]
  • در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن «باززاییده شدن خورشید»، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می‌کردند که نشانهٔ پایان سال و آغاز سال نو بوده است.
  • در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان روز بزرگ‌داشت خداوند خورشید بوده است و آن را خورشید شکست ناپذیر، ناتالیس انویکتوس، می‌نامیدند که از ریشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده‌است و معنی آن، میلاد و تولد است. ریشه‌های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌است از مهم‌ترین این جشن‌های می‌توان به جشن ساتورن اشاره کرد.
  • در قسمت‌هایی از روسیهٔ جنوبی، هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌شود. این آیین‌ها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی شبیه به موجودات زنده، بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذرپاشی به صورت تمثیلی و بازسازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه‌خوانی و رقص و آواز و مهم‌تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیین‌های شب‌های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.
  • یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.
  • آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل‌گشا می‌خورند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می‌گذرانند و در خانواده‌های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.
  • نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگزار می‌شود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.

جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران

میز شب یلدا در جشن ایرانیان هلند، دسامبر ۲۰۱۱

ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.

در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه‌ای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی‌مانده میوه‌هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات می‌خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته می‌نشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است. جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‌نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‌شود. متل‌گویی که نوعی شعرخوانی و داستان‌خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه‌ها که اغلب دانه‌های زیادی دارند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت‌خیزی و پردانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت‌آور می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به‌شمار می‌روند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

استان آذربایجان (شرقی و غربی)

در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچهای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.

استان مازندران

در مازندران شب یلدا بسیار با اهمیت و گرامی داشته می‌شود. در این شب همه مردم به خانه پدر بزرگها و مادر بزرگها رفته و ضمن دور هم نشینی و خواندن فال حافظ و فردوسی خوانی به خوردن تنقلات و میوه جات خصوصا" انار و هندوانه و ازگیل می‌پردازند و با خوردن و نوشیدن و شنیدن صحبتها و داستان‌های بزرگترها شب را به صبح می رسانند و معتقدند که صبح بعد از یلدا روز پیروزی خورشید بر سیاهی و تاریکیها است.

استان فارس

سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.

استان همدان

همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.

استان خراسان

در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است. یکی از آیین‌های ویژه شب یلدا در استان خراسان رضوی و خراسان جنوبی برگزاری مراسم «کف زدن» است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبک را که در این دیار به «بیخ» مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام «تغار» می‌ریزند. مردان و جوانان فامیل با دسته‌ای از چوب‌های نازک درخت انار به نام «دسته گز» مایع مزبور را آنقدر هم می‌زنند تا به صورت کف درآید و این کار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور کف کند. کف آماده شده با مخلوط کردن شیره شکر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده می‌شود. در این میان گروهی از جوانان قبل از شیرین کردن کف‌ها با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن کف به سر و صورت یکدیگر شادی و نشاط را به جمع مهمانان می‌افزایند.

استان اردبیل

در اردبیل رسم است که خانواده ها شب یلدا دور هم جمع می شوند و تا پاسی از شب با هم شب نشینی می کنند.هنداونه.انار.پرتقال.تخمه.ماهی پلو و... از جمله خوراکی هایی است که در استان اردبیل مرسوم هست.

استان گیلان

در گیلان هندوانه را حتماً فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی‌هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اتاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه‌کش آفتاب می‌خورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل). در گیلان در خانواده‌هایی که در همان سال پسرشان را داماد یا نامزد کرده‌اند رسم است که طبقی برای خانواده نوعروس می‌فرستند. در این طبق میوه‌ها و خوراکی‌ها و تنقلات ویژه شب چله به زیبایی در اطراف آراسته می‌شود و در وسط طبق هم یک ماهی بزرگ (معمولا ماهی سفید) تازه و خام همراه با تزیین سبزیجات قرار می‌گیرد که معتقدند باعث خیر و برکت و فراوانی روزی زوج جدید و همچنین سلامت و باروری نوعروس می‌گردد.[نیازمند منبع]

استان کرمان

مردم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم‌شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.

استان قزوین

مردم استان قزوین نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین كهن را با رفتن به خانه بزرگ‌ترها می‌گذرانند. به عقیده بزرگ‌ترها آوردن میوه‌های مختلف خشك و تر و میوه‌های سرخ فام كه به "شب چره" معروف است، همراه با خوراكی‌های دیگر شگون داشته و زمستان پر بركتی را نوید می‌دهد. در بعضی مواقع كه مادر بزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخیر می‌كنند كوچكترها شعر "هر كه نیارد شب چره - انبارش موش بچره" سر می‌دهند، كه مادربزرگ در آوردن "شب چره" تعجیل می‌كند. دراین شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهی‌دودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله كشمش، گردو، تخمه، آجیل مشگل‌كشا و انجیر خشك، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره می‌زنند. به عقیده مادر بزرگ‌های قزوینی اگر دراین شب ننه سرما گریه كند باران می‌بارد، اگر پنبه‌های لحاف بیرون بریزد برف می‌آید و اگر گردنبند مراوریدش پاره شود تگرگ می‌آید. یكی دیگر از آداب و رسوم "شب یلدا" فرستادن "خونچه چله" از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خونچه برای عروس پارچه، جواهر، كله‌قند و هفت نوع میوه مثل گلابی هندوانه، خربزه، سیب، به با تزئینات خاصی فرستاده می‌شود.

خوراکی‌ها

انار و هندوانه جزو مهم ترین ملزومات شب یلدا هستند. همچنین اجیل شب یلدا نیز در ایران طرفدار بسیاری را دارد .

پانویس

  1. طبیب‌زاده، یلدا، ۹.
  2. مرادی غیاث‌آبادی، جشن‌ها و گردهمایی‌ها، ۴۷.
  3. هاشم رضی، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، ص ۵۵۳ و ۵۵۴
  4. هاشم رضی، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، ص ۵۶۰
  5. هاشم رضی، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، ص ۵۵۴
  6. هاشم رضی، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، ص ۵۵۴
  7. هاشم رضی، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، ص ۵۵۴ و ۵۵۹
  8. religion:: History» The survival of Roman religion. In Encyclopædia Britannica. Retrieved December 12, 2008, from Encyclopædia Britannica Online
  9. کریسمس، در دانشنامه انکارتا
  10. Mithras. By Luther H. Martin. Journal of Biblical Literature, Vol. ۱۰۶

منابع

  • مهر، فرهنگ. دیدی نو از دینی کهن.
  • رضی، هاشم. گاهشماری و جشن‌های ایران باستان
  • جلد چهارم فرهنگ معین - امیرکبیر تهران ۱۳۶۲
  • دکتر عباس احمدی، مقالهٔ یلدا و جادو
  • مجله آفتاب، شمارهٔ پنجم، سال اول

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ پارچه جهان دبروز در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران رونمایی شد. به گزارش ایسنا، معاون بازاریابی مركز ملی فرش ایران در مراسم رونمایی از این فرش با بیان اینكه بخش خصوصی مذاكره برای بافت فرش‌های بزرگ پارچه دیگری را آغاز كرده است، گفت: ایران در این زمینه تجارب خوبی دارد و می‌تواند اقدامات بیشتری انجام بدهد.

مجتبی فیض‌الهی با بیان اینكه سفارش‌‌پذیری برای بافت فرش اقدامی است كه می‌تواند كارهای بهتر و درآمدزاتری را نصیب ایران كند، افزود: سومین فرش بزرگ پارچه جهان بیش از 3.2 میلیون دلار برای ایران درآمدزایی داشته است. بنا به این گزارش، این فرش 2400 مترمربعی كه حدود 16 ماه كار برده است، توسط 400 بافنده بافته شده و قرار است در مسجد محمدامین مسقط پایتخت كشور عمان پهن شود. این فرش دارای 40 رج و 28 رنگ است و بیش از یك میلیارد گره در آن وجود دارد و بمبلغ 3 ميليون و 200 هزار دلار به کشور عمان فروخته شده است.

سومین فرش بزرگ جهان در ایران
سومین فرش بزرگ جهان در ایران
سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران
سومین فرش بزرگ جهان در ایران
سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران
سومین فرش بزرگ جهان در ایران
سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

سومین فرش بزرگ جهان در ایران

 سومین فرش بزرگ جهان در ایران

زندگی احسان خواجه امیری از زبان خودش

زندگی احسان خواجه امیری از زبان خودش

زندگی احسان خواجه امیری از زبان خودش

پدر او ایرج از سر آمدان موسیقی سنتی و آواز است که بر شکوفایی و پرورش او تاثیر بسزایی داشته است. احسان شیفته و عاشق موسیقی است. کاراحسان خواجه امیری حرفه ای خود را با آهنگسازی برای مجموعه ای مستند که موسیقی بی کلام بود شروع کرد.

خانواده هنرمند
در یک خانواده کاملا هنرمند به دنیا اومدم، پدرم «ایرج» یکی از خوانندگان بنام و محبوب ایران است، مادرم هم از صدای خوبی بهره مند است اما هیچ وقت قسمت نشده که بخواند، خواهر بزرگترم هم موسیقیدان است.

علاقه به خوانندگی
طبیعی بود که با داشتن چنین خانواده هنرمندی به خوانندگی علاقه مند شوم. خواندن در خون من است مطمئنا در هیچ کاری نمی توانستم به اندازه خوانندگی موفق شوم.

شروع کار موسیقی
از شش سالگی با نوازندگی ویولن کارم رو آغاز کردم اما ورودم به دنیای موسیقی در سن سیزده سالگی بود، آواز رو هم نزد پدرم آموزش دیدم.

من و بابام
در هفده سالگی اولین آلبوم را روانه بازار کردم. در آن آلبوم به همراه پدرم آواز خواندم البته هشتاد درصد آن آلبوم کار خودم بود.

موسیقی سنتی
مدتی موسیقی سنتی یا همون ملی و ایرونی رو کار کردم. این سبک موسیقی را خیلی هم دوست دارم و پیشرفت خوبی هم در آن داشتم. پس از گذشت مدتی به این نتیجه رسیدم که در این کار نمی توانم آن چنان که باید اثرگذار باشم چرا که پرونده این سبک موسیقی را پدرم و آقای شجریان بسته اند و هیچ جایی برای من نگذاشته اند. من اگر تمام عمرم تلاش کنم، تازه می توانم به پدرم برسم و نمی توانم از آن بالاتر بروم.

پدرم
من عاشق صدای پدرم هستم. هیچ وقت صدایش از ذهنم پاک نمی شود. او پهلوان آواز ایران است. اصلا کسانی که در آن دهه در موسیقی ایران زحمت می کشیدند، بی نظیر و تکرارنشدنی بودند.

هرچی آرزوی خوبه
فکر می کنم پس از خواندن این ترانه بود که مردم به طور کامل با چهره و نام من آشنا شدند. این قطعه از ترانه و آهنگ تاثیرگذاری بهره مند بود و شاید به این خاطر است که به دل اغلب مردم نشست.

مدیونم
برای رسیدن به جایگاه فعلی ام خیلی ها برایم زحمت کشیدند. در وهله اول پدر و مادرم بودند و بعد دکتر یداللهی و آقای جعفری. من هیچ وقت لطف این افراد را فراموش نمی کنم و خودم را مدیون آنها می دانم.

لذتبخش ترین لحظه زندگی
به نظر من برای خواننده هیچ چیز لذتبخش تر از آن نیست که مردم از صدا و کارش خوششان بیاید و هیچ چیزی نمی تواند جای این احساس را بگیرد که یک روز یک میلیاردر به من بگوید با کارت خیلی گریه کردم اما بعدش هم کلی لذت بردم… این زمان ها، می تواند لحظه های خوبی برای انسان و یک خواننده باشد.

مردم
اوایل وقتی مرا تو خیابون می دیدند، تعجب می کردند… بهم می گفتند باورمون نمی شد این صدا متعلق به پسر کم سن وسالی مثل تو باشد.

ترانه
به نظر من ترانه در موفقیت یک اثر نقش اصلی رو بازی می کند. من خودم روی این قضیه خیلی حساس هستم و حاضر نیستم هر ترانه ای رو بخونم. فکر می کنم ترانه ای موفقه که بتواند لحظه ای شنونده رو به فکر واداره… شخصا عاشق ترانه های دکتر یداللهی هستم. با قلمشان انس گرفتم حتی اگر ترانه ای که می خوانم متعلق به ایشان نباشد اما نظرشان را می پرسم.

خواهرم
خواهرم یک موسیقیدان تمام عیار است و دیکشنری متحرک موسیقی است. او به لحاظ تئوری موسیقی در رده بالایی است تا به حال کارهای زیادی را تنظیم کرده است مثل آلبوم امید حجت… ولی خب من و اون نمی تونیم با هم به طور مشترک کار کنیم. اصلا آدم با نزدیکانش نمی تونه کار حرفه ای انجام بدهد.

مثلا من و خواهرم تا می خواهیم با هم کار کنیم، دعوامون می شه! البته بیشتر تقصیر خودم هست چون در کل آدم بی قراری هستم، نمی تونم بشینم تنها گوش بدهم. ۹۵ درصد داشته هایی رو هم که به دست آوردم، تجربی بوده است. این عادت تو زندگی شخصی ام هم هست. مثلا اگه یه نشانی رو بخواهم بگردم، از کسی نمی پرسم. خودم می روم و پیدا می کنم. حتی اگر ساعت ها وقتم رو بگیره.

موفقیت یک اثر
موسیقی مثل حلقه های زنجیره، اگه حلقه ها درست به هم وصل نشود، از هم گسسته می شود. برای این که یک آلبوم خوب از کار درآید، تمام مراحل موسیقی از ضبط استودیو گرفته تا ناظر ضبط و نوازنده باید خوب باشند تا اثر به چشم بیاید.

عکسهای مراسم خاکسپاری مرحوم ایرج قادری – Iraj Ghaderi

 

ایرج قادری ، کارگردان و بازیگر خوب و پیشکسوت ایرانی در گذشت، او چند مدتی بود که به علت بیماری در بستر به سر میبرد، وی در تایخ ۱۶ اردیبهشت دار فانی را وداع گفت.

 

مراسم خاکسپاری مرحوم ایرج قادری - Iraj Ghaderi

ایرج قادری متولد ۱۳۱۴ تهران، دارای تحصیلات ناتمام در رشته پزشکی و داروسازی است . وی فعالیت سینمایی را سال ۱۳۳۴ با بازی در فیلم «چهار راه حوادث» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان آغاز کرد. او سال ۱۳۴۱ شرکت سینمایی «پانوراما» را به همراه موسی افشار تأسیس کرد… فهرست کامل فعالیت‌های ایرج قادری از این قرار است:

فعالیت‌های حرفه‌ای

 

کارگردان

شبکه (۱۳۸۹)

پاتو زمین نذار (۱۳۸۷)

محاکمه (۱۳۸۵)

آکواریوم (۱۳۸۴)

چشمان سیاه (۱۳۸۱)

سام و نرگس (۱۳۷۹)

شهرت (۱۳۷۹)

طوطیا (۱۳۷۷)

پنجه در خاک (۱۳۷۶)

نابخشوده (۱۳۷۵)

می‌خواهم زنده بمانم (۱۳۷۳)

تاراج (۱۳۶۳)

برزخی‌ها (۱۳۶۱)

دادا (۱۳۶۱)

برادر کشی (۱۳۵۷)

پشت و خنجر (۱۳۵۶)

حکم تیر (۱۳۵۶)

دو کله شق (۱۳۵۶)

سرسپرده (۱۳۵۶)

بت (۱۳۵۵)

بیدار در شهر (۱۳۵۵)

سینه چاک (۱۳۵۵)

رفیق (۱۳۵۴)

هدف (۱۳۵۴)

هوس (۱۳۵۴)

قفس (۱۳۵۳)

بی حجاب (۱۳۵۲)

بیقرار (۱۳۵۲)

اتل متل توتوله (۱۳۵۱)

عطش (۱۳۵۱)

برای که قلب‌ها می‌تپد (۱۳۵۰)

جان سخت (۱۳۵۰)

نقره داغ (۱۳۵۰)

خشم عقابها (۱۳۴۹)

سکه شانس (۱۳۴۹)

رابطه (۱۳۴۸)

سوگند سکوت (۱۳۴۸)

بسترهای جداگانه (۱۳۴۷)

شاهراه زندگی (۱۳۴۷)

لیلاج (۱۳۴۵)

داغ ننگ (۱۳۴۴)

 

نویسنده

 

آکواریوم (۱۳۸۴)

سام و نرگس (۱۳۷۹)

پنجه در خاک (۱۳۷۶)

لیلاج (۱۳۴۵)

 

بازیگر

 

شبکه (۱۳۸۹)

پاتو زمین نذار (۱۳۸۷)

محاکمه (۱۳۸۵)

آکواریوم (۱۳۸۴)

شهرت (۱۳۷۹)

برزخی‌ها (۱۳۶۱)

دادا (۱۳۶۱)

پنجمین سوارسرنوشت (۱۳۵۹)

برادر کشی (۱۳۵۷)

لبه تیغ (۱۳۵۷)

پشت و خنجر (۱۳۵۶)

حکم تیر (۱۳۵۶)

دو کله شق (۱۳۵۶)

سرسپرده (۱۳۵۶)

طغیانگر (۱۳۵۶)

کوسه جنوب (۱۳۵۶)

بی نشان (۱۳۵۵)

بیدار در شهر (۱۳۵۵)

چلچراغ (۱۳۵۵)

سینه چاک (۱۳۵۵)

پلنگ در شب (۱۳۵۴)

رفیق (۱۳۵۴)

شاهرگ (۱۳۵۴)

عمو فوتبالی (۱۳۵۴)

هدف (۱۳۵۴)

هوس (۱۳۵۴)

ترکمن (۱۳۵۳)

دکتر و رقاصه (۱۳۵۳)

قفس (۱۳۵۳)

مرگ در باران (۱۳۵۳)

موسرخه (۱۳۵۳)

بی حجاب (۱۳۵۲)

بیقرار (۱۳۵۲)

بیگانه (۱۳۵۲)

شلاق (۱۳۵۲)

مترس (۱۳۵۲)

ناخدا باخدا (۱۳۵۲)

نامحرم (۱۳۵۲)

اتل متل توتوله (۱۳۵۱)

توبه (۱۳۵۱)

عطش (۱۳۵۱)

برای که قلب‌ها می‌تپد (۱۳۵۰)

جان سخت (۱۳۵۰)

دل‌های بی آرام (۱۳۵۰)

غلام ژاندارم (۱۳۵۰)

میعادگاه خشم (۱۳۵۰)

نقره داغ (۱۳۵۰)

آژیر خطر (۱۳۴۹)

خشم عقابها (۱۳۴۹)

کوچه مردها (۱۳۴۹)

جدایی (۱۳۴۸)

جیب بر خوشگله (۱۳۴۸)

رابطه (۱۳۴۸)

سوگند سکوت (۱۳۴۸)

بسترهای جداگانه (۱۳۴۷)

تک تازان صحرا (۱۳۴۷)

دشت سرخ (۱۳۴۷)

رودخانه وحشی (۱۳۴۷)

شاهراه زندگی (۱۳۴۷)

دو انسان (۱۳۴۵)

لیلاج (۱۳۴۵)

مأمور دو جانبه (۱۳۴۵)

داغ ننگ (۱۳۴۴)

فریاد دهکده (۱۳۴۴)

بن بست (۱۳۴۳)

نیرنگ دختران (۱۳۴۳)

تار عنکبوت (۱۳۴۲)

ور پریده (۱۳۴۱)

ورپریده (۱۳۴۱)

گلی در شوره زار (۱۳۴۰)

ماجرای جنگل (۱۳۳۹)

چشمه آب حیات (۱۳۳۸)

 

تهیه کننده

شبکه (۱۳۸۹)

آکواریوم (۱۳۸۴)

پشت و خنجر (۱۳۵۶)

موسرخه (۱۳۵۳)

لیلاج (۱۳۴۵)

داغ ننگ (۱۳۴۴)

بن بست (۱۳۴۳)

تار عنکبوت (۱۳۴۲)

ماجرای جنگل (۱۳۳۹)

 

تدوین

 

پنجه در خاک (۱۳۷۶)

 

مراسم خاکسپاری مرحوم ایرج قادری - Iraj Ghaderi-1

 مراسم خاکسپاری مرحوم ایرج قادری

مراسم خاکسپاری مرحوم ایرج قادری - Iraj Ghaderi-2

مزار ایراج قادری

مراسم خاکسپاری مرحوم ایرج قادری - Iraj Ghaderi-3

محل دفن ایرج قادری در بی بی سکینه

مراسم خاکسپاری مرحوم ایرج قادری - Iraj Ghaderi-10

 مراسم خاکسپاری مرحوم ایرج قادری

مراسم خاکسپاری مرحوم ایرج قادری - Iraj Ghaderi-4

گزارش تصویری از مراسم تدفین ایرج قادری

مراسم خاکسپاری مرحوم ایرج قادری - Iraj Ghaderi-5

عکس های ایرج قادری

مراسم خاکسپاری مرحوم ایرج قادری - Iraj Ghaderi-6

ایرج قادری در بی بی سکینه

مراسم خاکسپاری مرحوم ایرج قادری - Iraj Ghaderi-7

 مراسم خاکسپاری مرحوم ایرج قادری

مراسم خاکسپاری مرحوم ایرج قادری - Iraj Ghaderi-8

 مراسم ختم مرحوم ایرج قادری

وحشتناک ترن راه ارتباطی به دنیای بیرون + عکس

اگر شما از جمله افرادی هستید که گاهی دچار سرگیجه می شوید هرگز به بازدید از دهکده یوشان در چین فکرهم نکنید.

 با وجود اینکه این دهکده در یک موقعیت مکانی بسیار زیبا واقع شده است ،به گزارش نیک صالحی ولی تنها راه ارتباطی این دهکده به بیرون یک زیپ لاین است که در 400 کیلومتر بالای دره حرکت می کند.

 SiteRooz.com

قبیله ای عجیب ، ساکن در آخرین مرز آفریقا + تصاویر

میهن استار:دره  اومو  واقع  در اتیوپی  مکانی است که هنوز هم مراسم و آیین و انتقام  در آن حرف اول را میزند . اما تغییر از قسمت علیای رودخانه در راه  است.

 آخرین مرز آفریقا اینجاست/تصویری

یکی از بزرگان قبیله کارا،که بدنش را با کانی و مواد معدنی خرد شده ؛ رنگین و تزئیین کرده در هوای گرگ و میش نزدیک غروب آفتاب از بالا در حال نگریستن به رودخانه اومو است .

زمانی مردمش کنترل زمینهای هر دو سمت رودخانه را در دست داشتند اما یکی از قبایل دشمن به تدریج به خاک  و قلمرو ایشان تجاوز کردندد.


آخرین مرز آفریقا اینجاست/تصویری

دیوار میکده به وسیله گل و لای محصور شده ،و کف آن مرطوب و پر از درب بطریهای قدیمی است .این زن سوری (Suri) ؛ در حال نوشیدن و ریختن نوشیدنی بر روی ظرف سفالی سنتی که در درون دهان خود قرار داده است .

از یک طرف نوشیدنیهای الکلی ارزان برای نقاطی که این نوشیدنی کمیاب است معامله میشوند و از طرف دیگر مصرف بیش از حد این نوشیدنی ها مشکل ساز شده است.


آخرین مرز آفریقا اینجاست/تصویری

خستگی در میان دل کوه؛  کارگران در حال اتمام تونلی هستند که قرار است مسیر رودخانه اومو را برای ساخت یک سد عظیم برق آبی به نام Gilgel Gibe III  منحرف کنند . این سد یکی از بزرگترین سدهای ساخته شده بر روی زمین است و  توان تولید تا  میزان ۱۸۷۰ مگاوات برق را دارا میباشد و اتیوپی قصد فروش برق به کشورهای همسایه خود را دارد.


آخرین مرز آفریقا اینجاست/تصویری

گله گاو و بز که زمین در معرض خشکسالی  منطقه اومو را در میان گردو غبار میکوبند . حیوانات نمادهای باارزشی از ثروت هستند و بسیاری از مردان قبایل نمی توانند بدون پرداخت مقدار زیادی پول برای احشام به عنوان قیمت عروس (شیربها) ازدواج کنند.


آخرین مرز آفریقا اینجاست/تصویری

سنگها و کانی های معدنی خرد شده که برروی موهای یک دختر هامار پاشیده شده است.این مواد مخلوطی از کره ، رنگدانه های معدنی قرمز، و گاهی اوقات بخور خوشبو کننده است که زنان قبیله هامار رشته موهای ضخیم خود را درون آن می غلتانند.


آخرین مرز آفریقا اینجاست/تصویری

 یک مرد جوان از قبیله بانا در حال آماده کردن شلاق خود برای زدن ضربات شلاق به زن جوان در طی شروع مراسم مذهبی است در حالی که در پشت سر آن همتای خود در حال چرخاندن شلاق خود در هوا برای ضربه زدن به زن دیگری است.

در میان قبایل بانا و هامر  ، این مرسوم است که زنان  در طول این مراسم که جشن رسیدن یک پسر به سن بلوغ است  توسط آن پسر شلاق زده شوند. بستگان زن از آغاز این مراسم نقش یک حامی سرسخت را با خواندن و رقصیدن و آماده کردن غذا ایفا میکنند.

زخمهای ناشی از شلاق ها یک علامت غرور و افتخار برای  این زنان  است که  نشان دهنده همبستگی با پسری است که شکیبا وصبور درطی آزمایش های مختلف برای مرد شدن است. زنان گاهی آواز میخوانند و حتی  متلکهایی به شلاق زننده میگویند و مصر برای ضربات و شلاقهای سخت تر هستند.


آخرین مرز آفریقا اینجاست/تصویری

یک پسر سوری  (Suri) در نزدیکی روستای Tulgit چشم خود را بر روی حریف خود در مبارزه با چوب دوخته است . این مبارزه و جنگ قطبی سنتی که به نام sagine است، اغلب بین مردان روستا یا قبیله رقیب در پایان فصل برداشت برگزار می شود، این مراسم شامل  ده ها تن از مبارزان و جمعیت عظیمی از تماشاگران است .


آخرین مرز آفریقا اینجاست/تصویری

سمت بالای مزارع سورگوم ، دختران در حال جویدن ساقه های شیرین  گیاهانی هستند که پس از تخم گذاری چیده و خشک میشوند . سیل سالیانه، نه تنها به کشاورزان در رشد و رویش گیاهان به عنوان غذا کمک میکند بلکه سبب تجدید چراگاهها برای دام دامداران است.

  ایجاد یک سیل مصنوعی پس از اتمام سد به عنوان چاره ای برای این قضیه به تقلید از چرخه طبیعت مطرح شده است ولی منتقدان می گویند که این راهکار ناکافی است.


آخرین مرز آفریقا اینجاست/تصویری

کودکان قبیله Hamar در روستای Logira به صورت دسته ای بر روی یک سرسره قرار گرفته اند.

سرسره و چرخ و فلک، توسط یک سازمان غیر دولتی خارجی اهدا شده است. چنین سازمان هایی نقش فزاینده ای را در آوردن تغییر و توسعه به منطقه اومو ایفا کرده اند. این کمکها از قبیل  ساخت مدرسه، اهدای پمپهای آب، و حتی کمک به کارگزاری معاملات صلح آمیز میان قبایل متخاصم است.


آخرین مرز آفریقا اینجاست/تصویری

مسافران اتریشی در حال تماشای سوغاتی ها در نزدیکی شهر Jinka هستند. منطقه اومو با فرهنگ غنی ودست نخورده ،به عنوان یک منطقه برای رونق  گردشگری دیده میشود وهمواره تنش هاو کشمکش هایی بین گردشگران و ساکنان بالا می گیرد. یک انسان شناس در این زمینه میگوید: ساکنان این منطقه می دانند که توریست ها می خواهند به آنجا بیاییند تا آنها را به عنوان یک وحشی نگاه کنند . همین امر سبب خشم و عصبانیت ساکنان این منطقه از این امر است.


آخرین مرز آفریقا اینجاست/تصویری

پسران در حال خواندن آهنگ پیروزی، جولان دهی پسران جوان سوری  (Suri) با سلاحی که در دستشان است. پس از برداشت محصول، جمعیتی از مردان قبیله سوری  (Suri)  در مبارزه ای تشریفاتی و خونین به رقابت با یکدیگر میپردازند. این مبارزه خاص که  خارج از فصل نام دارد رقابتی بین رقبا به نفع یک دختر برای رسیدن به اوست .


آخرین مرز آفریقا اینجاست/تصویری

علیرغم معاهدات صلح آمیز اخیر در بین قبایل اومو، اغلب مردان باز هم به طور کامل مسلح باقی می مانند و به این خشم آلودی و درندگی افتخار می کنند، همانگونه که زخمهای روی قفسه سینه این مرد از قبیله Nyangatom را میبینید ، این زخمها و دیگر زخمهای روی شانه اش  این هشدار را به ما میدهد که : او حداقل دو دشمن را از قبایل دیگر را کشته است.


آخرین مرز آفریقا اینجاست/تصویری

یک پسر و حیوان خانگی اش که بر روی سر خود گذاشته ، آواره و سرگردان در روستای سوری  (Suri) است . علیرغم مشکلات و سختی های پیش رو درخواست حمایت و پناه مردمش از جهان دیگر را دارد ، این پسر رشد خواهد کرد در میان ملتی که پشتکار و تلاش سخت برای نوسازی و یکپارچه سازی قبایل دور افتاده اش دارد . یک مقام سوری  (Suri) می گوید :”اصلی ترین مسئله متوقف کردن زندگی عشایری است  . صلح و ثبات مهم ترین چیز برای ما در حال حاضر است. “.

به امید فردائی که از جنگ و خونریزی خبری نباشد ….

جملات گرانبها از بزرگان + تصاویر

جملات گرانبها از بزرگان (تصویری) www.taknaz.ir

جملات گرانبها از بزرگان (تصویری) www.taknaz.ir
جملات گرانبها از بزرگان (تصویری) www.taknaz.ir
جملات گرانبها از بزرگان (تصویری) www.taknaz.ir
جملات گرانبها از بزرگان (تصویری) www.taknaz.ir
جملات گرانبها از بزرگان (تصویری) www.taknaz.ir
جملات گرانبها از بزرگان (تصویری) www.taknaz.ir
جملات گرانبها از بزرگان (تصویری) www.taknaz.ir
جملات گرانبها از بزرگان (تصویری) www.taknaz.ir
جملات گرانبها از بزرگان (تصویری) www.taknaz.ir
جملات گرانبها از بزرگان (تصویری) www.taknaz.ir
جملات گرانبها از بزرگان (تصویری) www.taknaz.ir
جملات گرانبها از بزرگان (تصویری) www.taknaz.ir
جملات گرانبها از بزرگان (تصویری) www.taknaz.ir

زنان نینجا این بار در پاکستان +عکس  


در حالی که شهر کراچی پاکستان هر از گاهی شاهد وقوع درگیری‌های خشونت بار است، مردم ترجیح می‌دهند برای حفاظت از همسر و فرزندانشان از محافظان زن استفاده کنند که همین امر سبب حضور پررنگ افسران زن در پلیس این کشور است.

 زنان نینجا این بار در پاکستان +عکس

در حالی که شهر کراچی پاکستان هر از گاهی شاهد وقوع درگیری‌های خشونت بار است، مردم ترجیح می‌دهند برای حفاظت از همسر و فرزندانشان از محافظان زن استفاده کنند که همین امر سبب حضور پررنگ افسران زن در پلیس این کشور است.

کراچی یکی از ناامن‌ترین شهرهای پاکستان است که هر روزه شاهد کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از مردم در درگیری‌های قومی و فرقه‌‌ای است.

اما در عین حال، این شهر قطب تجاری و اقتصادی پاکستان محسوب می‌شود و تاجران و سرمایه داران زیادی در این شهر زندگی می‌کنند.

بنابراین تجار شهر کراچی برای حفظ امنیت خود و خانواده‌شان در این منطقه ناامن مبادرت به استخدام محافظان شخصی می‌کنند که مانورهای برگزار شده در این شهر مکان خوبی برای انتخاب محافظان است.

با این حال، مردم ترجیح می‌دهند برای حفاظت از همسر و فرزندانشان از محافظان زن استفاده کنند که همین امر سبب حضور پررنگ افسران پلیس زن در مانورها است.

در بخش ذیل می‌توانید گوشه‌هایی از مانور نیروهای پلیس که به‌تازگی در شهر کراچی پاکستان برگزار شده است را می بینید:

 زنان نینجا این بار در پاکستان +عکس

 زنان نینجا این بار در پاکستان +عکس

 زنان نینجا این بار در پاکستان +عکس


 زنان نینجا این بار در پاکستان +عکس

محمد اصفهانی قبل از معروف شدن !(عکس)

محمد اصفهانی قبل از معروف شدن !(عکس)

محمد اصفهانی قبل از معروف شدن !(عکس) www.taknaz.ir
 
محمد مهدی واعظی معروف به محمد اصفهانی خواننده و آهنگساز ایرانی است.

در تاریخ ۱۴ تیر ماه سال ۱۳۴۵ هجری خورشیدی در تهران متولد شد. پدر او اهل اصفهان و مادر وی اهل تهران است. او پیش از این که به خوانندگی روی بیاورد قاری قرآن بود.
 
محمد اصفهانی قبل از معروف شدن !(عکس) www.taknaz.ir
 
تکناز : تحصیلات ابتدایی تا دبیرستان را در مدرسه علوی به پایان برد و در مسابقات قرآن قبل از انقلاب در رده نوجوانان مقام کسب کرد. به خاطر کسب مقام در مسابقات قرآن قرار شد به کویت اعزام شود که این سفر به خاطر مخالفت مادرش لغو شد.
 

قرآن کریم در مورد 2012 و پایان دنیا چه می‌گوید؟

یکی از موضوعاتی که از دیرباز ذهن آدمیان را درگیر خود کرده و علی رغم تلاش های نوع بشر در طول قرون و اعصار هنوز در هاله ی از ابهام است بحث از آینده جهان و به عبارتی عام این است که: آخر دنیا چه می شود ؟


و می گویند: اگر راست می گویید، این وعده کی خواهد بود؟» بگو! «علم [آن] فقط پیش خداست و من صرفا هشدار دهنده ای آشکارم.» و آن گاه که آن[لحظه موعود] را نزدیک بینید، چهره های کسانی که کافر شده اند در هم رود، و گفته شود؛ «این است، همان چیزی که آن را فرا می خواندید!»

آخرالزمان

یکی از موضوعاتی که از دیرباز ذهن آدمیان را درگیر خود کرده و علی رغم تلاش های نوع بشر در طول قرون و اعصار هنوز در هاله ی از ابهام است بحث از آینده جهان و به عبارتی عام این است که: آخر دنیا چه می شود ؟ این سؤال همانند پرسش از پیشینه جهان است که آن هم دقیقا روشن نشده و در حد فرضیاتی از دانشمندان تجربی مانده است .

ما ز آغاز وز انجام جهان بی خبریم اوّل و آخر این كهنه كتاب افتاده است

بسیاری از دانشمندان با توجه به شرایط کنونی زمین و بحرانهای موجود بسیار نگران حیات بشر بوده و به مطالعه بر روی حقایقی می پردازند که می تواند روزی منجر به اتمام حیات بر روی سیاره آبی شود.

بر اساس شواهد علمی موجود و مدارک تاریخی قدیمی نظریه هایی که به احتمال نابودی جهان تا سال 2012 پرداخته است مورد بررسی قرار گرفته است.

اینکه شواهد و قراین نشان دهنده این است که جهان ما رو به نابودی می رود که شکی در آن نیست، و در همه ادیان الهی یا غیر الهی مباحثی در این زمینه مطرح شده است در قرآن کریم به این موضوع به طور مشروح پرداخته شده است و آن زمان را هولناک و عظیم شمرده است و از در هم پیچیدن آسمان و زمین و متلاشی شدن کوهها و دریاها صحبت کرده است .
در نزدیكی ظهور علائمی غیر عادی در آسمان مشاهده می شوند از جمله : ظهور ستاره سرخ رنگ كه نشانه ای برای آغاز جنگ و خونریزیهای بسیار است ، ایستایی خورشید در آسمان از زوال تا غروب ، طلوع خورشید از مغرب آن ، ظهور دنباله داری كه مدار آن بطور متناوب تكرار می شود و در دوره های مختلف حیات بر روزی زمین دیده شده و موجب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در زمین می شود

در متون زرتشتیان آمده است:

... در آسمان نشانه گوناگون پیدا باشد...( زند بهمن‌یسن، ص 11، ف 6 ، بند 4 )

در كتاب مقدّس می خوانیم :

و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود...* و آن گاه پسر انسان( عیسی مسیح) را خواهند دید كه بر ابری سوار شده، با قوّت و جلالِ عظیم می آید. (كتاب مقدّس، عهد جدید، ص 133، انجیل لوقا، ب 21 ، بند 25 و 27)

بررسی روایات نشان می دهد كه طلوع ستاره ای سرخ رنگ و سقوط شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار كه موجب خسف در زمین نیز می گردد، از علائمی است كه به نزدیكی ظهور دلالت دارد.

طبق روایات اسلامی، در ماه رمضان سال ظهور امام مهدی (علیه‌ السلام) حوادث بسیار عجیبی در جهان رخ می دهند كه از زمان فرود آمدن آدم (علیه ‌السلام) تا آن زمان بی سابقه می باشند.

برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین در روایات آخرالزمان ادیان دیگر هم آمده و این فرضیه به حدی قوی است كه بر اساس آن فیلمهای متعددی هم ساخته اند و آن را نشانه پایان حیات كنونی بر روی زمین و شروع عصری جدید می دانند و زمان آن را سال 2012 اعلام كرده اند.

در روایات اسلامی و قرآن كریم نیز به صراحت از آخر الزمان و برخورد ستارگان با یكدیگر و تیره شدن خورشید و به هم خوردن نظم سیارات و زلزله های شدید و آتشفشان به عنوان دلایلی برای نزدیكی قیامت یاد شده است. اما بر اساس روایات در هنگام ظهور و قبل از آن نیز از برخورد دنباله داری به زمین یاد شده كه موجب كشته شدن عده زیادی می گردد ولی پایان جهان نیست و ضمن اینكه تاریخی برای آن تعیین نشده است.
آخرالزمان

بطور خلاصه می توان گفت در نزدیكی ظهور علائمی غیر عادی در آسمان مشاهده می شوند از جمله : ظهور ستاره سرخ رنگ كه نشانه ای برای آغاز جنگ و خونریزی های بسیار است ، ایستایی خورشید در آسمان از زوال تا غروب ، طلوع خورشید از مغرب آن ، ظهور دنباله داری كه مدار آن بطور متناوب تكرار می شود و در دوره های مختلف حیات بر روزی زمین دیده شده و موجب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در زمین می شود .

 


پایان دنیا از نظر قرآن

با نگاهی به مجموعه آیات قرآن در می یابیم که قرآن زوال و نیستی جهان کنونی را مترادف با نیستی محض آن نمی داند بلکه آن را در بخشی از یک فرآیند قرارداده که به مفهومی پایانی برای آن متصور نیست. به این معنا که نیستی و زوال دنیا و جهان مادی کنونی برای تبدیل شدن به جهانی نو با شکل و شمایل و ماهیتی دیگر می باشد. تبدیل جهان مادی به جهانی دیگر نیازمند فروپاشی این دنیای مادی است که قرآن از آن به «یوم تبدل الارض غیرالارض والسموت» تعبیر می کند. آن چه از آیات قرآن - و حتی بعضی از سوره های اختصاصی که به مسأله پرداخته است- برمی آید، جهان هنگام تبدل از صورتی به صورت دیگر و ایجاد «طرحی نو» دچار حوادث و رخدادهایی می گردد که در قرآن از آن به «اشراط الساعه » تعبیر شده است.

مفسران، برخی از تحولات اجتماعی و هم چنین فروپاشی نظام طبیعت و در هم پیچیده شدن و تبدیل آسمان و زمین پیش از ظهور قیامت را که در آیات گوناگونی به آنها اشاره شده، از نشانه های قیامت دانسته اند. در روایات نیز بر تحولات اجتماعی و دگرگونی های کیهانی که پیش از قیامت واقع می شود عنوان "اشراط الساعه" و نشانه های رستاخیز اطلاق شده است.

در قرآن کریم به بسیاری از دگرگونی های طبیعی که در آن زمان رخ خواهد داد اشاره شده است مثل : -ظهور دود (گاز) در آسمان -دمیده شدن صور - تاریک شدن خورشید، ماه و ستارگان -شکافتن کرات - زلزله شدید - فروپاشی کوه ها و ....
کسانی که دعاوی شبیه این دعاوی را دارند که کمتر از یک دهه به ظهور مانده است؛ یا پیرمردان ظهور را خواهند دید و یا ... آنان نیز به «توقیت ظهور» رو آورده‌اند و مشمول روایات نهی از توقیت خواهند بود
چرا زمان قیامت مشخص نشده است؟

نامعلوم بودن زمان و کیفیت وقوع قیامت، داراى اثر تربیتى است زیرا در صورت معلوم بودن آن چنانچه زمانش دور باشد، غفلت همگان را فرا مى‏گیرد و اگر نزدیک باشد، پرهیز از بدیها به شکل اضطرار و دور از آزادى و اختیار در مى‏آید.

با وجود نامشخص بودن زمان وقوع قیامت، تعابیر قرآن حاکى از آن است که عمر کوتاه دنیا و همچنین دوران برزخ به قدرى سریع طى مى‏شود که به هنگام وقوع قیامت، انسان‏ها فکر مى‏کنند تمام این دوران چند ساعتى بیش نبود.

«وَ یَقُولُونَ مَتَى هَـذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ ، قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِیرٌ مُّبِینٌ ، فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِیئَتْ وُجُوهُ الَّذِینَ كَفَرُوا وَقِیلَ هَذَا الَّذِی كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ »( سوره ملک ،آیه 25-27) ؛ «و می گویند: اگر راست می گویید، این وعده کی خواهد بود؟» بگو! «علم [آن] فقط پیش خداست و من صرفا هشدار دهنده ای آشکارم.» و آن گاه که آن[لحظه موعود] را نزدیک بینید، چهره های کسانی که کافر شده اند در هم رود، و گفته شود؛ «این است، همان چیزی که آن را فرا می خواندید!»

« یَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا یُدْرِیكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِیبًا »( سوره احزاب ، آیه 63) ؛ «مردم از تو درباره رستاخیز می پرسند، بگو «علم آن فقط نزد خداست» و چه می دانی؟ شاید رستاخیز نزدیک باشد».

خداوند بلند مرتبه به پیامبر عظیم الشأنش که علم نبوی دارد دستور می دهد به مردم بگو من زمان وقوع قیامت را نمی دانم و علم آن نزد خداست و بس که در چنین روزهایی هر کسی به خود جرأت ندهد که وقتی برای قیامت تعیین کند ، چرا که حکمت خداوند متعال ایجاب می کند که زمان قیامت پنهان باشد تا هر کس ظرقیت وجودی خود را نشان دهد اگر بنا بر دانستن زمان قیامت و مشخص بودن آن بود خداوند متعال خود به آن اشاره می کرد .

«قُل لَّا یَعْلَمُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ وَمَا یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِی الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِی شَكٍّ مِّنْهَا بَلْ هُم مِّنْهَا عَمِونَ ».( سوره نمل آیاتت65و 66)
قیامت

«بگو: «هر که در آسمان ها و زمین است، جز خدا غیب را نمی شناسند و نمی دانند کی برانگیخته خواهند شد؟» [نه] بلکه علم آنان درباره آخرت نارساست؛ [نه] بلکه ایشان درباره آن، تردید دارند ، [نه] بلکه آنان در مورد آن کور دل اند.»

گفتیم که خداوند متعال وقت قیامت را بنا بر مصالحی بیان نداشه است و تأکید دارد که علم به آن هم نزد خداست و بس . در مورد علائم قیامت و ظهور روایات بسیاری به ما رسیده است اما در تعیین وقت آن نه و اگر هم چنین روایتی وارد شده باشد عیب آن از همین جا که معارض با نص صریح قرآن است مشخص می شود .

علاوه بر آن امامان عظیم الشأن ما از توقیت و تعیین وقت برای ظهور و به تبع آن قیامت به شدت بر حذر داشته اند.


روایت نهی از توقیت

در بین روایات غیبت، یکی از مضامین مکرر و موکد، روایات نهی از توقیت (تعیین زمان برای ظهور) است. این روایت از پیامبر اسلام تا امام زمان (علیه السلام) نقل شده است و با تعبیراتی سخت و غلیظ بیان شده است. وقت ظهور سرّ الهی تلقی شده و بیان وقت، کذب و دروغ بر خداوند به شمار آمده است: کذب الوقاتون.(ر.ک. به کتاب‌های: الغیبه (شیخ طوسی) اکمال الدین و اتمام النعمه (شیخ صدوق) کتاب الغیبه (نعمانی) اصول کافی(کلینی) و منابع دیگر.)
مسلمانی که به دین و قرآن خود باور دارد شایسته نیست که چنین القائات کذبی را بپذیرد و در امور خود هم ترتیب اثر دهد، بلکه شایسته است همواره در فکر هولناکی قیامت باشد و بر اعمال خود مواظبت کند چرا که در آن زمان مفر و پناهی جز خداوند متعال ندارد و البته مؤمنان رستگرانند و در پناه خدای خود از هر گزندی در امان خواهند ماند

این گونه روایات، که اگر متواتر نباشند، مستفیض می‌نمایند، تأمل برانگیز و مسئولیت سازند. همان گونه که تعیین دقیق زمانی، توقیت است؛ بیان حدود گونه زمانی نیز توقیت است. به عنوان نمونه، کسی که می‌گوید: ساعت 10 به ملاقات‌تان خواهم آمد؛ برای دیدارش وقت‌گذاری کرده است. همین گونه کسی که می‌گوید حدوداً ساعت 10، یا بین 10 و 11 به دیدارتان خواهم آمد، نیز «توقیت» دیدار کرده است و لذا اگر در آن محدوده زمانی دیدار رخ ندهد، متهم به خلف وعده خواهد شد. و خلف وعده هم البته که از گناهان کبیره است.

از این رو، کسانی که دعاوی شبیه این دعاوی را دارند که کمتر از یک دهه به ظهور مانده است؛ یا پیرمردان ظهور را خواهند دید و یا ... آنان نیز به «توقیت ظهور» رو آورده‌اند و مشمول روایات نهی از توقیت خواهند بود.

حالا عده ای می خواهند بر پایه باورهای خود که مشخص نیست چه هدفی را دنبال می کنند این تنش را در جهان ایجاد کنند که فلان زمان ، زمان پایان دنیا و بروز و ظهور قیامت است و در این راه از ابزرهای پر قدرت رسانه و سینما استفاده می کنند که افکار پلید خود را در ذهن مخاطب نهادینه کنند تا به آن هدف ناپیدای خود برسند .

مسلمانی که به دین و قرآن خود باور دارد شایسته نیست که چنین القائات کذبی را بپذیرد و در امور خود هم ترتیب اثر دهد، بلکه شایسته است همواره در فکر هولناکی قیامت باشد و بر اعمال خود مواظبت کند چرا که در آن زمان مفر و پناهی جز خداوند متعال ندارد و البته مؤمنان رستگرانند و در پناه خدای خود از هر گزندی در امان خواهند ماند.

حالا بگذارید کسانی که برای دنیا و آخرت مردم تعیین تکلیف می کنند پناهگاه بسازند و خود را نجات یافته و وارثان دنیای جدید بدانند، ولی بدانند که: «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ » (سوره فتح آیه 10)حاشا که از آنچه در انتظارشان هست و خداوند متعال وعده فرموده مفری بیابند.

نحوه قراردادن کدهای جاوا

نحوه قراردادن کدهای جاوا

با سلام…

 

 

در انتخاب کدهای جاوا توجه داشته باشیم که کدهایی را که از لحاظ ساختاری دارای پیکربندی صحیح نیستند را مورد استفاده قرار ندهیم چرا که استفاده از چنین کدهای موجب به هم ریختگی قالب وبلاگ میشود.

 

 

 

برای استفاده از چند کد جاوا فقط کافیست کدهای آن ها را در زیر هم کپی کنیم. البته اگر از کد جاوای جلوگیری از کلیک راست استفاده میکنیم حتما توجه داشته باشیم که دیگر کدهای جاوا را قبل از این کد قرار دهیم زیرا اکثر کدهای جاوا بعد از کد جلوگیری از کلیک راست فعال نمیشوند.

 

 

 

نحوه قرار دادن کدهای جاوا در وبلاگتان در سرویس های مختلف:

 

 

 

 

۱- برای قراردادن کدهای جاوا در سرویس بلاگفا پس از وارد شدن به بخش مدیریت وبلاگتان وارد بخش تنظیمات وبلاگ شده و کد جاوای مورد نظر را در قسمت (اسکریپتها و کدهای اختصاصی کاربر برای درج در وبلاگ ) کپی کنید و سپس آیکون ثبت تنظیمات را کلیک کنید.

 

 

 

 

 

۲- برای قراردادن کدهای جاوا در سرویس میهن بلاگ پس از وارد شدن به بخش مدیریت وبلاگتان وارد قسمت تنظیمات و سپس تنظیمات وبلاگتان شده و کد جاوای مورد نظر را در قسمت کد جوا اسکریپت کپی کنید.

 

 

 

 

۳- برای قراردادن کدهای جاوا در سرویس پرشین بلاگ پس از وارد شدن به بخش مدیریت وبلاگتان وارد بخش ظاهر وبلاگ و سپس کدهای اختصاصی(جاوا) شده و کد جاوای مورد نظر را در آنجا کپی و دکمه ذخیره را کلیک کنید.

 

 

 

 

 

۴- سرویس بلاگ اسکای برای کاربران خود امکان قراردادن کدهای جاوا رو فراهم نکرده است.

موتور چند صد میلیونی هالیوودی در تهران + عکس

موتور چند صد میلیونی هالیوودی در تهران + عکس

یاماها V-MAX مورد با توجه به تک بودن و صفر بودن آن، قیمتی در حدود 210 میلیون تومان داشت.قیمتی که مالک موتور برای آن درنظر گرفته بود. زمانی که قیمت فروش موتور را می گفتیم عکس العمل مردم بسیار جالب بود.

دنیای بی انتهای موتور سواری همیشه با هیجان همراه بوده است.وسیله های نقلیه ی دوچرخی که علاوه بر لذت سواری با آن‌ها، خطرات بیشتری راکبین آن را تهدید می کند.

موتورسواری در ایران برای تمامی قشرها شناخته شده است.البته هنوز برخی از ذهنیت ها و تفکرات اشتباه مردم، در مورد این رشته پرهیجان باقی مانده است.

فرهنگ موتور سواری در ایران چندسالی است که به لطف برگزاری مراسم ها و گردهمایی های مختلف در میان ورزشکاران و مردم بیشتر شناخته شده است.

مجله تخت گاز قصد دارد تا آنجایی که می تواند کمک مفیدی برای شناخت هرچه بهتر و بیشتر این ورزش به مردم و دیگر علاقه مندان صورت پذیرد. از همین رو قصد داریم در هر شماره یکی از موتورهای سنگین وارد شده به کشور را معرفی کنیم و توضیح مختصری در مورد این موتور برای شما مخاطبین به چاپ رسانیم.

موتور چند صد میلیونی هالیوودی در تهران

    بهترین گزینه، وانت مخصوص حمل موتور


جابه‌جایی موتورهای سنگین به علت محدودیت ترددشان در شهر، در بسیاری از مواقع به راحتی امکان پذیر نیست.به همین خاطر برای جابه‌جایی و حمل و نقل آن‌ها از وانت بارهای مخصوص استفاده می شود. وانت بارهایی که برای سهولت در بالا و پایین بردن موتورها مجهز به رول و صفحه های محکم فلزی هستند. برای انتقال یاهاماV-MAX مورد نظر از وانت معروفی که در بین موتورسواران فدراسیون و هیئت موتورسواری استان تهران شناخته شده است، استفاده شد. علاوه بر دیواره های فلزی روی این وانت، درون آن نیز از میله های کوچکی برای ثابت نگه داشتن موتور درنظر گرفته شده است.

موتور چند صد میلیونی هالیوودی در تهران

 بارسیدن به پیست بین المللی کارتینگ پرند موتور مورد نظر با احتیاط کامل از روی وانت به پایین انتقال داده شد. بعد از آن با انتقال موتور به پیست کارتینگ برای تهیه عکس آماده شدیم. در تمام مدت زمانی که یاماهاV-MAX در پیست حضور داشت، تمام شرکت کنندگانی که برای کارتینگ سواری وارد پیست می شدند چند دقیقه ای را به این موتور ناشناخته نگاه می کردند.حتی برخی از آن‌ها بعد از اتمام کارتینگ سواری به سمت یاماهاV-MAX می آمدند و علاوه بر سوال های متداول، با آن عکس یادگاری نیز می انداختند. قبل از هرچیز به این نکته باید اشاره کرد که درسری دوم فیلم Ghost Rider از یاماهاV-MAX نیز استفاده شده است که در آن فیلم ظاهری بسیار متفاوت از این موتور ساخته بودند.

    خاص و تک بودن موتور


یاماهاV-MAX مورد با توجه به تک بودن و صفر بودن آن، قیمتی در حدود 210 میلیون تومان داشت.قیمتی که مالک موتور برای آن درنظر گرفته بود. زمانی که قیمت فروش موتور را می گفتیم عکس العمل مردم بسیار جالب بود.بسیاری از افراد قیمت بالای 100میلیون برای یک موتورسنگین را بالا می دانستند.اما باید به این نکته نیز اشاره کرد که، یاهاماV-MAX مورد نظر به عنوان اولین نمونه وارد شده مدل 2012 به ایران به صورت کاملاً قانونی است. این موتور 1700 سی سی دارای سند تک برگ بوده و از فرودگاه امام خیمنی ترخیص شده است.

موتور چند صد میلیونی هالیوودی در تهران

ترخیص چنین محموله ای از فرودگاه امام خمینی برای افرادی که با روند ترخیص و واردکردن موتورهای سنگین آشنایی دارند، کاملاً شناخته شده است. مراحل اداری بسیار مشکل و سخت گیرانه.البته همانطور که اشاره شد درکنار ترخیص شدن این موتورسیکلت دو دستگاه هونداCBR1000 مدل 2012 نیز ترخیص شدند. با این حساب درنظر گرفتن قیمتی در حدود 210 میلیون تومان برای موتورسیکلتی که تنها از آن یک دستگاه به صورت کاملاً قانونی، در کشور وجود دارد چندان دور از انتظار نیست. اشخاصی که چنین مبلغی را پرداخت می کنند حتماً از آن به عنوان یک موتور برای کلکسیونر خود استفاده خواهند کرد. نه موتورسوارانی که درحساب بانکی خود پول هنگفتی دارند و خرید چنین موتورسیکلتی برایشان ارزش خاصی ندارد.

    V-MAX چیست؟!


نام V-Max در سال1984 به علاقه مندان موتورسیکلت شناخته شد. John Reed طراحی انگلیسی این موتور سیکلت است. یاهاماV-MAX از همان ابتدا در کلاس موتورهای کروزر قرار داشت.ظاهری شبیه به موتورهای هارلی دیویدسون آمریکایی اما از نوع ژاپنی!! از سال 1984 تا 2004 V-MAX با پیشرانه 1200 سی سی عرضه و تولید شد. اما بعد از آن در سال 2005 نمونه کانسپت V-MAX توسط کمپانی یاماها  در نمایشگاه توکیو معرفی شد. علاوه بر طراحی به روز، استفاده از پیشرانه جدید با حجم1.7لیتر در V-MAX تفاوت آشکاری میان مدل های قبلی با نمونه کانسپت را بیان می‌کرد.در اواسط سال 2008 یاهاماV-MAX1700 معرفی و وارد بازار شد.V-MAXهای تولید شده در سال های 2012 به بعد یک ویژگی خاص دارند و آن رنگ مات بدنه است. در این چندسال طبق آماری که در دست داریم تعداد انگشت شماری از یاهاماV-MAX وارد ایران شده اند که تمام آن‌ها رنگ بدنه متالیک و براق دارند.باید به جرأت گفت این تعداد کمتر از پنج عدد بوده است.

موتور چند صد میلیونی هالیوودی در تهران

    درون پیشرانه چه می گذرد؟


هیولای قدرتمند ژاپنی مجهز به پیشرانه 4سیلندر با آرایشVشکل است.این پیشرانه دارای حجم دقیق 1679 سی سی است.حداکثر قدرت تولیدی این پیشرانه 200اسب بخار در 9000دور بر دقیقه است. همچنین حداکثر گشتاور آن در 6500دور بر دقیقه بدست می‌آید که 167نیوتن متر است.یاماها V-MAX می تواند ظرف مدت زمان2.7ثانیه از حالت سکون به سرعت 100کیلومتر درساعت دست یابد.با این موتور اگر موتورسوار مسلطی باشید می توانید به کمک بهرمندی از جعبه دنده 5سرعته در مدت زمان 4.9ثانیه به سرعت150کیلومتر در ساعت دست یابید. همچنین با گذشت8.3ثانیه علاوه بر کشیده شدن مناظر اطرافتان صفحه دیجیتالی کیلومتر شمار عدد200 را نشان می دهد.همچنین حداکثر سرعت نهایی این موتور 223کیلومتر درساعت ثبت شده است. بیشتر از این نمی توانید بروید!!

    هونداCBRها هم تک هستند


همانطور که اشاره شد به همراه یاماهاV-MAX دو دستگاه هوندا CBR1000 مدل 2012 صفرکیلومتر نیز ترخیص شدند.یکی سفید و دیگری قرمز. این دو موتور که در کلاس ریس جای دارند قیمتی در حدود 95میلیون تومان دارند. طبق اطلاعاتی که دردست داریم CBRهای وارد شده جزو اولین مدل های 2012 هستند. هوندا CBRهای مورد نظر مجهز به پیشرانه 4سیلندر خطی هستند. حجم دقیق این پیشرانه 998سی سی است و برای هرسیلندر آن 4سوپاپ درنظر گرفته شده است. CBRهای مدل 2012 در حالت استاندارد قادر به تولید 175اسب بخار قدرت در 12000دور بر دقیقه هستند. همچنین حداکثر گشتاور ثبت شده در 8500دور بر دقیقه به میزان 112 نیوتن متر بدست می آید.این موتور مجهز به جعبه دنده 6سرعته زنجیره ای است و وزن خالص آن 210 کیلوگرم.تایرهای 17اینچ آن از نوع دانلوپ بوده اند. همچنین ارتفاع راکب از سطح زمین820 میلیمتر است. هرسه موتور درون پایلوت های مخصوص بودند. البته دومین CBR نیز در یکی از نمایشگاه های موتور سطح شهر قرار داشت که امکان تهیه عکس از آن ممکن نبود.

موتور چند صد میلیونی هالیوودی در تهران


موتور چند صد میلیونی هالیوودی در تهران

    یاماهاV-MAX چه چیزهایی دارد؟


خاص بودن V-MAX تنها به خاطر مجهز بودن به پیشرانه 1.7لیتری نیست. این موتور برخلاف بسیاری دیگر از موتورهای سنگین و ریس به جای استفاده از زنجیرچرخ از میل گاردان برای انتقال قدرت به چرخ عقب بهرمند است. یاماهاV-MAX مجهز به سه پیچ برای تنظیم ارتفاع قسمت انتهای موتور است. این پیچ ها در دو جهت SLOW و HIGH تنظیم می شوند و ارتفاع زین وکمک فنرهای عقب را تنظیم می نماید.سیستم تعلیق عقب که از نوع پیوندی است، می تواند حدود 110میلی‌متر بالا و پایین برود.همچنین سیستم تعلیق جلو نیز که از نوع تلسکوپی است می تواند 120 میلی‌متر برای تنظیم ارتفاع به بالا و پایین برود.  علاوه بر این‌ها V-MAX دارای تایرهای 18اینچ بریجستون است. سیستم ترمزهایABS این موتور به خوبی قادرند وزن 310 کیلوگرمی آن را متوقف کنند. زیرا یاماها برای چرخ جلو از دیسک های ترمز320 میلی‌متری به همراه 6پیستون استفاده کرده است. همچنین در چرخ عقب نیز تک دیسک280 میلی‌متری و 4پیستون کمک شایانی برای توقف این موتور می کنند. برای خنک نگه داشتن پیشرانه4سیلندر در قسمت جلو از دو رادیاتور بزرگ استفاده شده است.همچنین علاوه بر این دو رادیاتور، در قسمت کناری باک نیز از هواکش های دوتایی دایره ای شکل استفاده شده است که تا حدود بسیار زیادی باعث افزایش زیبایی و ابهت موتور شده است. اگر زمانی خواستید درون باک V-MAX بنزین بریزید باید ابتدا اهرم زیر زین را فشار دهید تا زین میانی بلند شود. باک سوخت کاملاً مخفی است.

موتور چند صد میلیونی هالیوودی در تهران

 (موتور سيکلت معروف فيلم گوست رايدر)

امام خمینی نبود اعدام می شدم

گفتگو با نوه رضاخان پهلوی

به گزارش پارسینه، علی پاتریک پهلوی در گفتگویی مشروح با نشریه همشهری ماه ، ناگفته هایی از تاریخ انقلاب و سقوط پهلوی ها را روایت کرده است، متن این گفتگو را از نظر می گذرانید:

***

آقای علی پهلوی کمی از اوضاع خودتان برایمان بگویید، کجا و با چه کسی زندگی می کنید، کجا مشغول به فعالیت هستید؟

ابتدا شما بگویید که چه چیزی در من جالب بود که من را برای مصاحبه انتخاب کردید؟

 شما یکی از نوادر افرادی در خاندان پهلوی هستید که هم سرگذشت متفاوتی از سایر افراد این خاندان داشته و هم اینکه ظاهرا به علت انتقاد زیاد از آنها مورد اذیت و آزار آنها هم بوده اید.

بله واقعیت این است که الان من فقط می‌نویسم. آمریکا و رضا پهلوی من را در اروپا خفه کرده‌اند، نمی‌توانم کتاب چاپ کنم. مثل اینکه وجود ندارم، بنابراین فقط می‌نویسم، کتاب می‌نویسم ولی چاپ نمی‌شود، کار من فقط این است.

 اجازه صحبت که دارید؟!

نه! سرویس‌های مخصوص آمریکا به من اجازه‌ حرف زدن هم نمی دهند، اگر حرف بزنم صدای قطره‌ای که از طاق بیفتد را هم نمی‌دهد.

به صورت مشخص می‌گویید چه برخوردی با شما می‌کنند؟

من در سال 1982 با جیب خالی از ایران آمدم، مثل سایرین از ملت هم که دزدی نکرده بودم، مجبور شدم کار کنم تا بشوم ژورنالیست. برای مجله های «پاری ماچ» و «لکس پرس» می نوشتم تا اینکه امریکا و رضا پهلوی دستوراتی دادند و تمامی درها به روی من بسته شد. من آن موقع نمی‌دانستم که از این کارها هم می‌توانند در دموکراسی انجام دهند! از آن زمان به بعد مانند سنگی که از کوه بیفتد، من هم گدا شدم و در خیابان‌ها گدایی می‌کردم.

 این موضوع به چه سالی باز می‌گردد؟

از سال 1987 خفه کردن من شروع شد. گدا شدم تا اینکه کسی پیدا شد و اتاقی به من داد. در فرانسه حقوقی هست که همه باید داشته باشند اما اگر آدرس نداشته باشی، آن حقوق تعلق نمی‌گیرد، زمانی که سرپناه پیدا کردم، آن حقوق را هم گرفتم و کم‌کم بالا آمدم.

 برخورد رضا پهلوی بخاطر مذهبی بودن شما است و یا دلیل دیگری دارد؟

این رفتار رضا و مادرش از ابتدا بخاطر مذهبی بودن شروع شد. ناراحت بودند که چرا مسلمان شدم، همیشه می‌ترسیدند. 1954 و 1960 که ولیعهد بودم آنها فکر می‌کردند می‌خواهم شاه شوم، ولی من هیچ علاقه ای نداشتم. اما آنها این حرف‌ها را نمی‌فهمند و فکر می‌کردند افکار من هم مثل خودشان است. همیشه گفته‌ام که اگر سلطنت را هم به من می‌دادند، می‌گفتم نه! چون کار من نیست. من وجدان دارم، شاه هرچقدر هم حسابی باشد، بخاطر دربار کور می‌شود.

 رضا پهلوی تا به حال از شما شکایت هم کرده؟

همه چیز بدون سر و صدا بود. من شغل خبرنگاری را از دست دادم، دیگر هیچ روزنامه و یا مجله‌ای هم مرا به کار نگرفت، این نشان می‌دهد که فرانسه آزاد نیست. می گویند آزادی هست ولی بسیار ناآزاد است.  این را خودم آزمایش کردم و روی حرف کسی نمی‌گویم.

در حال حاضر مشکل آنها با شما چیست؟

آنها خیلی خیلی قدرت دارند، بیش از آنکه تصور می‌کنیم. امریکا هرکاری می‌تواند در اروپا انجام دهد بدون اینکه آب از آب تکان بخورد. به طور مثال کتاب چاپ شده ام را از کتابخانه ها جمع کردند.

 موضوع کتابتان چه ‌بود؟

درباره اسلام بود.

 در حال حاضر آنجا با کسی ارتباط دارید؟ خصوصاً خاندان پهلوی؟

با هیچ کس. البته با چند ایرانی دوست بودم. الان در ده دور افتاده‌ای در سوئیس هستم اینجا همه آلمانی هستند و من آلمانی بلد نیستم، ولی خب خداروشکر، خدا رو شکر. من مسلمان هستم البته نه مسلمان ظاهر، همیشه می‌گویم هرچی خدا بخواد. قبلا در ایران با چند نفر ارتباط داشتم اما دیگر ارتباط ندارم. فقط سال گذشته آقای اکبر نبوی 180 ساعت فیلم از من گرفت.

 آقای پهلوی به عقب برمی‌گردیم. به زمانی که پدر شما فوت کرد. کمی از چرایی فوت ایشان  توضیح ‌دهید.

من تحقیق کردم، هواپیمای پدر من پس از افتادن، جای سوختگی نداشت، منفجر نشده بود، یعنی هیچ بنزینی نداشت. فکر می‌کنم یک اتفاق بوده اگر اتفاق نباشد، کار انگلیس است. آنها می دیدند پدرم آدم قلدری بود، می‌گفتند مثل رضاشاه می‌شود و روزی ما را اذیت می‌کند. همه می‌گفتند کار شاه بود، من ضد شاه بودم ولی می‌گویم که کار شاه نبود.

 چرا؟

چون شاه عاشق برادر کوچکش بود و محال بود که وی برادرش را بکشد.

 پس شما هیچ وقت در این داستان به شخص شاه مظنون نبودید ؟

نه هیچ وقت.

سوء قصد به جان شاه نداشتید در این رابطه؟

هیچ وقت به جان هیچ کس سوء قصد نکردم.

 از خاطره اولین دیدار با شاه بگویید، چه زمانی بود و چه اتفاقی افتاد؟

من را بار اول به کاخ سفید در خیابان پهلوی (ولیعصر) بردند. شاه با لباس نظامی و تمام مدال‌هایش ایستاده بود، ثریا هم آن طرف بود، من فقط 7 سالم بود، واقعاً از آنها ترسیدم، مثل خرگوش فرار کردم.

تنها به این دیدار رفته بودید؟

با مادرم بودم اما نگذاشتند که ایشان به اتاق شاه بیاید. مادرم در راهرو ماند، یادم نیست در فکر کودکی‌ام چه گذشت ولی خیلی وحشت کردم.

هیچ رابطه حسی بین شما و شاه نبود؟

ازش بدم نمی‌آمد ولی مثل عمو هم نبود، همیشه برایم شاه بود. البته اینگونه رابطه با تمام دربار بود، پهلوی ها همیشه خودشان را می‌گرفتند، با اینکه در آن زمان ولیعهد بودم، بچه فرانسوی هم بودم و همیشه من را پایین نگه می‌داشتند.

 کمی از زندگی خودتان در دربار بگویید، چگونه آن دوران را سپری کردید؟

در قانون اساسی آمده بود که که شاه باید همیشه یک ولیعهد داشته باشد و تنها کسی که می‌توانست شاه شود من بودم. برادرهای ناتنی شاه، مادرهای قاجار داشتند و خون قاجار طبق قانون اساسی قدغن بود.

شاه مرا از مادرم گرفت و به پانسویدن فرستاد، مادرم من را از پانسویدن دزدید و به فرانسه برد، شاه از رئیس جمهور فرانسه خواست من را به ایران بازگرداند، به دلیل اینکه من در فرانسه به دنیا آمده بودم و اصلیت فرانسوی هم دارم. این درخواست رد شد. بالاخره ما راضی شدیم که دوباره به ایران بازگردیم. شاه معلمانی برای من گذاشت. بدون سرو صدا بزرگ شدم، وقتی 13 ساله شدم اولین پسر شاه (رضا پهلوی) به دنیا آمد و من از برنامه ولیعهدی رها شدم. 18 ساله که شدم به آمریکا رفتم و ادیان خواندم. بعد به ایران بازگشتم و بهمن حجت کاشانی به من گفت "اینجا مملکت اسلامی است، تو که همه ادیان را خواندی، چرا قرآن نمی‌خوانی؟" اینگونه شد که 12 سال با آیت‌الله ملایری قرآن آموختم.

از سال 1972 زمین‌هایم در گرگان را دست خودم گرفتم. در این منطقه بودم که متوجه شدم عدالت پولی است! به قدری به دنبال احقاق حق مردم رفتم که ساواک تصمیم گرفت من بخواند کمونیست بخواند و در 1975 به این جرم در اوین زندانی شدم، این در حالی است که من ضدکمونیست هستم، کارل مارکس را قبول ندارم. در ایران آن زمان هرکسی را که می‌خواستند خفه کنند می‌گفتند کمونیست است، نمی‌گفتند مسلمان است. 17 روز در زندان، روزی 4 ساعت سوال و جواب؛ بعد از 17 روز فهمیدند که من کمونیست نیستم!

حتی چند روحانی معروف هم وقتی از ماجرا باخبر شدند از جواب‌هایم به ساواک خیلی راضی بودند.

من باید بین شاه و قرآن یکی را انتخاب می‌کردم، نمی‌توانستم بخاطر عمویم به قرآن پشت کنم. بالاخره آزادم کردند ولی 2 سال من را خانه‌نشین کردند.

بعد از آن تا اواخر 1977 خانه نشین بودم. در این 2 سال فقط یکبار مکه رفتم آن هم با پاسپورت جعلی به نام «اسلامی اصل» حتی نگذاشتند با اسم پهلوی به مکه بروم.

 به نظر شما انقلاب اسلامی در ایران مردمی بود؟

بله، خیلی‌ها در این انقلاب بودند، تنها کسی که در این انقلاب نبود، گارد شاهنشاهی بود.

چه عواملی به سقوط شاه کمک کرد؟

فرح عامل مهمی برای انقلاب بود، به قدری کارهای زننده کرد. اطرافیان همه دزد بودند، دربار شاه اعجوبه ای بود. از زمانی که مسلمان شدم دیگر به دربار نرفتم ولی قبل از آن می‌رفتم و اوضاع را می‌دیدم، واقعاً خجالت‌آور بود.

یک بدی که شاه داشت این بود که به راحتی می‌شد هندوانه زیربغلش گذاشت. احتیاج داشت که بهش بگویند: قربان شما فوق‌العاده هستی، شما نور جهان هستی، اگر این حرف‌ها را می‌زدی، هرچی که می‌خواستی از این بابا می‌گرفتی. شاه از این لحاظ ضعیف بود.

 به نظر شما مهمترین دلیل سقوط شاه چه بود؟

اطرافیان و فرح پهلوی کارهائی کردند که هم مخالفت روحانیت را به دنبال داشت و هم ملت را زده کردند.

یادم می‌آید وقتی روی زمین کار می‌کردم، زارعین تلویزیون خریده بودند، (من تلویزیون را برای خود قدغن کرده بودم) یک روز متوجه شدم کسی سرکار نیست، دیدم در اتاق 10 نفر آنجا نشسته‌اند و یک خواننده فرانسوی که آواز می‌خواند را می دیدند، انگار یک آدم از کره مریخ دیده‌اند، دهن باز به آن نگاه می‌کردند. شاه می‌خواست مردم مسلمان ایران را عوض کند. این یکی از دلیل‌های مهم انقلاب است.

آنقدر وضعیت بد شده بود که حتی چندین بار دیدم زمانی که مردم می‌گفتند «مرگ بر شاه» درباریان کادیلاک خود را کنار می‌گذاشتند و با مردم شعار می‌دادند. شاه دیگر کسی را نداشت و نمی‌توانست که بماند.

 نقش فرح در سقوط شاه چه بود؟

اول اینکه شاه فرح را عصبانی کرد. شاه خیلی بی‌وفائی کرد. فرح خیانت زیادی از شاه دید که من به چشم عوض شدنش را دیدم، فرح خواست خواست جبران کند. شاه در 1975 سرطان گرفت و ضعیف شد و تحت درمان قرار گرفت، فرح از روی عقده خواست بگوید من مملکت را در دست دارم و شاه هیچ کاره است و کارهای نابه‌جائی کرد که مردم عصبانی شدند.

 بعد از انقلاب اسلامی در ایران چه کردید؟

پس از انقلاب در ایران ماندم و نرفتم، حس نمی‌کردم در خطرم. با آیت‌الله طالقانی دوست بودم. خیلی آزادانه حرف‌هایم را می‌زدم. یک روز یکی از مسئولین امنیتی آن دوران به من گفت آقای اسلامی -بعد از انقلاب به من می‌گفتند اسلامی- گویا شما پاسپورت فرانسوی هم دارید و می‌توانید جای جاسوس گرفته شوید. گفتم ندارم ولی اگر بخواهم می‌توانم داشته باشم. تمام اسنادم را گرفت و پس از یکی دو ماه گفت اسنادت در اوین است، برو اوین. به آیت‌الله پسندیده، آیت‌الله قمی و تمام آیت‌الله هایی که می‌شناختم، گفتم برم اوین؟ گفتند نرو، از خاندان پهلوی کسی دستگیر نشده که یک جوجه پهلوی دستگیر شود... خلاصه بالاخره به آنجا رفتم. می خواستند من را نگه دارند که بعضی از روحانیون نامه نوشتند که این را آزاد کنید.

سال 1982 زیر نظر آیت‌الله خلخالی دادگاهی شدم، شنیدیم که قرار است حکم اعدام برایم صادر شود. (البته این را آقای پسندیده به من گفت) . آیت‌الله گیلانی به آیت‌الله خمینی گفت که فلانی (من) بی‌گناه است. گویا آیت‌الله خمینی چند خط نوشتند که من را رها کنند. البته به چشم ندیدم ولی شنیدم. با آیت‌الله پسندیده دوست نزدیکی بودم، مرد خیلی خوبی بود، من با اکثریت روحانیت دوست بودم.

چون من قرآن را با عظام یاد گرفتم، آنها دید خوبی از من داشتند، سفارش من را پیش امام کردند. یادم می‌آید آیت‌الله پسندیده یک روز با خنده به من گفت: من به آقا (امام) گفتم شما آدم خوبی هستید، آقا گفت چطور می‌شود در خانواده پهلوی آدم خوبی هم باشد؟

به نظر شما اگر بعد از رضا شاه فرزند دیگری به سلطنت می‌رسید، باز هم اوضاع همان طور پیش می رفت؟

اینگونه اتفاق افتاد، یعنی باید این اتفاق می‌افتاد، نمی‌توانیم تاریخ را دوباره بنویسیم.

 فکر می‌کنید خاندان پهلوی شانسی برای بازگشت به قدرت دارند؟

خدا نکند، خدانکند!

آخرین دیدارتان با شاه به چه زمانی بر می گردد؟ چه خاطره ای از آن روز برایتان مانده؟

در 1970 مسلمان شدم. از آن زمان به بعد دیگر شاه را ندیدم.

تابستان قبل از آنکه مسلمان شوم، به نوشهر رفتم، آنجا اسکی روی آب بازی می‌کرد،  من هم در این ورزش تبحر داشتم، در آنجا 2 هفته با شاه بودم و اسکی بازی کردم. البته با هم صحبت نمی‌کردیم، من در گروه بودم. شاه با خیلی‌ها تماس نداشت. چند تا دوست داشت مثل پرویز بوشهری، یحیی عدل، تیمسار خاتم. سایرین مانند گروهی گوسفند بودند که آن اطراف علف می‌خوردند.

پس از آن دیگر شاه را ندیدید؟ بعد از فوت هم به مراسم‌هایش نرفتید؟

من پاریس بودم، حتی پولی هم نداشتم که بروم، هنوز خبرنگار نشده بودم، تمام فکرم کارم بود. دو سال خبرنگار بودم.

درباره مذهبی شدن خودتان بیشتر بگویید، فرآیند مذهبی شدن چه واکنشی از سوی پهلوی داشت؟

اول ترسیدند، مسخره کردند، بعد که دیدند من پافشاری می‌کنم و شوخی ندارم، سیاست دیگری بر پا کردند و گفتند علی کمونیست است، نگفتند مسلمان است. آن زمان کسی را برای مسلمان بودن نمی‌‌گرفتند، فحش بزرگ کمونیست بودن بود. بعد از اینکه گفتند کمونیست است، کار من زار شد.

به نظرتان اگر شما شاه ایران می‌شدید، سرنوشت پهلوی‌ها بهتر می‌شد؟

من شاه بشو نیستم. چون لیاقتش را ندارم. شاه کسی است که به مردم زور بگوید؟ قطعاً نه! من اگر شاه می‌شدم نوکر مردم بودم نه اربابشان. شاه اصلی ملت است.

 اشاره به خودکشی علیرضا می کنم، قبل از آن هم خودکشی لیلا بود، چه اتفاقاتی در خاندان پهلوی در حال وقوع است که یکی پس از دیگری دست به خودکشی می‌زنند؟

من با آنها هیچ ارتباطی ندارم. فقط شنیدم لیلا اوردوز کرد. نخواست خودکشی کند، ولی چیزهایی کرد که خودش را کشت. لیلا عاشق مردی شده بود و مادرش مخالف ازدواج آنها بود، لیلا زجر می‌کشید و آخر هم کارهای دیوانگی کرد.

می گویند علیرضا هم خودکشی کرده، بالاخره شما جزئی از خانواده پهلوی هستید، فکر می‌کنید دلیل خودکشی علیرضا چه بود؟

علیرضا را نمی‌دانم.

 دلیل مرگش را حدس هم نمی‌زنید؟

کم و بیش مانند جریان لیلا بود. علیرضا پسر حساسی بوده. فرح و رضا نمی‌گذاشتند علیرضا بالا بیاید و خفه‌اش می‌کردند، مطمئنم. شاید این یکی از دلایل خودکشی بود.

این که می‌گویند از مملکت دور بود و پدرش مرد درست نیست. ایرانی های بسیاری هستند که از مملکت بیرون آمدند و پدرشان فوت کرد، اما خودکشی نکردند.

 در حال حاضر مشغول چه فعالیتی هستید؟

هیچ کاری ندارم. سر هر کاری بروم اینها کارم را می‌گیرند. الان روی دوش یکی از بچه‌هایم نشسته‌ام، نانش را می‌خورم و زیر طاقش هم نشسته‌ام. هیچی ندارم.

 مطبوعات ایران را رصد می‌کنید؟

بله. تا آنجایی که اینترنت اجازه بدهد.

 اگر به ایران بازگردید در کدام نشریه فعالیت کنید؟

درست نمی‌شناسم. باید بیایم و ببینم کدام بهتر است و به من می‌خورد.

 اطلاعاتی درباره فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران و مخالفت های غربی ها با این فعالیت ها دارید؟ هسته‌ای شدن ایران را نشانه قدرت ایران می‌دانید؟

هر کشوری اجازه این فعالیت دارد، من به طور کلی نفت را بد می‌دانم، بنابراین اتم و قدرت هسته‌ای بسیار بهتر است. این قدرت می‌تواند برای مملکت ما بسیار مفید و مهم باشد. ایران باید مملکت هسته‌ای باشد، چرا که نه؟

شاه به دختران و پسران9ساله تجاوز می کرد! + تصاویر

شاه به دختران و پسران9ساله تجاوز می کرد! + تصاویر



بعد از اقدام بی شرمانه و برنامه ریزی شده یک دختر هرزه مصری در انتشار تصاویر عریان خود در اینترنت و تبلیغات گسترده رسانه های غربی برای انقلابی جلوه دادن این دختر مصری و نتیجه گیری غیراسلامی بودن حرکت های مردمی اخیر در جهان اسلام، اینبار رسانه های حامی فرزند دیکتاتور مخلوع ایران در اقدامی بی شرمانه از زنان و دختران ایرانی خواستند تا از شیوه دختر هرزه مصری برای اعتراض به نظام جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند!

سایت های حامی و وابسته به خاندان پهلوی با تجلیل از دختر هرزه مصری مدعی شدند که این دختر در اعتراض به اسلامگرایان تصاویر عریان خود و رفیقش را در فضای مجازی منتشر نموده است از همین رو به زنان و دختران ایرانی توصیه می کنیم که این بهترین شیوه برای مبارزه با حکومت ایران است!

این رسانه ها در ادامه توصیه های عجیب و شرم آور خود که توهین صریح به مقام و شانیت زن ایرانی و مسلمان است، از زنان و دختران ایرانی خواستند تا تصاویر عریان از خود تهیه کنند و آنها را در اینترنت منتشر نمایند!

البته هرزگی و فحشا در خاندان پهلوی امری متداول و طبیعی بوده و هست از همین رو چنین پیشنهادات بی شرمانه ای برای آنان چیز عجیبی به نظر نمی آید.

گفتنی است، نه تنها محمدرضا شاه سوابق زیادی در مفاسد اخلاقی دارد، بلکه سایر افراد این خاندان فاسد و منحرف و مقامات دولتی نیز سوابقی از مفاسد اخلاقی دارند؛ فردوست در گزارشی کامل از شراب خواری و فساد اخلاقی و رقابت بر سر تصاحب زنان فاحشه از سوی دو تن از مقام‌های شیراز به نام‌های «آریانا» و «ورهرام» برای شاه مخلوع تهیه می‌کند و شاه پس از رویت گزارش می‌گوید: «منطقه جنگی تفریح لازم دارد!»

فساد اخلاقی مادر محمدرضا شاه

 از دیگر اعضای «خاندان هرزه پهلوی» که سوابقی در مفاسد اخلاقی دارد، مادر شاه مخلوع ایران بود که به عنوان کسی که با نگهبانان کاخ سر و سری داشت، شناخته شده بود.

 یکی از دوستان نزدیک شاه  در کتاب خاطرات خود مینویسد: «محمدرضا پهلوی نتیجه روابط جنسی همسر رضاخان با نگهبانان کاخ است»، به این معنی که شاید رضا سفّاک پهلوی پدر اصلی محمدرضا نباشد.

    محمدرضا پهلوی با خواهرش رابطه غیراخلاقی جنسی داشت

محمدرضا در هنگام زندگی با فوزیه، با یکی از خواهران خود به نام اشرف هم رابطه غیراخلاقی داشت و به همین دلیل امتیازات مختلفی در زمینه تجارت به خواهر هوس بازش میداد.

با توجه به اسناد و مدارک معتبر میتوان گفت پدر رضا ربع پهلوی « بچه باز» هم بوده و چندین بار به «پسران و دختران 9 ساله» تجاوز جنسی کرده، هم اکنون بعضی از این قربانیان تجاوز و آزار و اذیت با نوشتن کتاب خاطرات دست به افشاگری زدند.


 
 
 
 فاحشه ای که خود را ملکه ایران می دانست!

فرح دیبا؛ آخرین همسر شاه، نیز سوابقی از مفاسد اخلاقی دارد؛ او با شخصی موسوم به جودی، رابطه داشت که حتی پس از خروج شاه و فرح از ایران، این ارتباط جنسی در مکزیک نیز ادامه داشت.

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فساد و مشکلات غیراخلاقی اشرف پهلوی

اشرف پهلوی؛ خواهر دوقلوی شاه، در فساد اخلاقی مانند سایر رذایل، رکورددار خاندان پهلوی بود. فردوست معتقد بود که اشرف، دوست هر مرد زیبا و دشمن هر زن زیباست.

 علم نیز در خاطرات خود می‌نویسد: «تیمسار «م» در جلسه‌ای با وزیر دارایی، مخارج مداواهای خاص افسران ارتش اعزامی به خارج را در مقایسه با هزینه‌های فسق و فجور اشرف، مثل قطره‌ای در برابر اقیانوس می‌داند.» درضمن اگر زنان زیبارو و خوش اندام را برای شاه پیدا نمیکردن، خود اشرف به نیاز جنسی برادرش محمدرضا (شاه!) پاسخ می داد و بدنش را در اختیار برادرش قرار میداد.

افرادی همچون پرویز راجی، لئون پالاچیان ارمنی، گلسرخی و همچنین جوانی که او را آجودان پادشاه یوگسلاوی معرفی می‌کردند، از جمله معشوق‌های اشرف بودند. درباره فساد و بدنامی اشرف همین بس که نشریه تایمز در ژانویه سال ۱۳۵۰ ش، اشرف را راس هرم فساد خاندان پهلوی معرفی کرد.

 


 حمیدرضا پهلوی؛ فردی معتاد و هوس باز

حمیدرضا؛ برادر کوچک‌تر شاه، نیز سوابقی زیادی در مفاسد اخلاقی و اقتصادی دارد؛ او معتاد به هروئین بود و زنان بدکاره و کاباره‌ای را به خانه می‌آورد. حمیدرضا پهلوی رقیب اشرف در قاچاق مواد مخدر بود.

هما؛ همسر حمیدرضا، نیز معتاد به هروئین و بدکاره بود و حمیدرضا از او به عنوان وسیله‌ای برای تامین مقاصد خود اعم از تهیه هروئین و جمع کردن زنان زیبا به دور خود، استفاده می‌کرد.

 


  
 
  نازک پهلوی؛ بازیگر فیلم های غیراخلاقی

نازک پهلوی با هویت جدید در کشور انگلیس مشغول به بازیگری در فیلم های غیراخلاقی است. محمدرضا پهلوی، عموی نازک است...

"نازک پهلوی" مدل و بازیگر فیلم های جنسی است، هم اکنون در کشور انگلستان زندگی می کند و در کنار فاحشگی و هرزگی های روزانه به پدربزرگ و خاندان خود افتخار میکند.


 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اسدالله علم در خاطرات خود به نقل از هویدا می‌نویسد:
 «فساد در سطح بالای مملکت به قدری شیوع دارد که حتی از حریم شرم و حیا هم فرا‌تر رفته است و در این مورد مثال می‌آورد که هم اکنون در کنار دریای خزر سه کازینو به مقیاس وسیعی مشغول به کار است که یکی به خواهر شاه و دیگری به برادرش و سومی به بنیاد پهلوی تعلق دارد.»

اینجا تهران ، شهر آلوده .

داد وبیداد که در محفل ، ما رندی نیست

که برش شکوه برم ، داد ز بیداد کشم

 

 

 اینجا تهران ، شهر آلوده .

تابستان نزدیک است هوا گرمه ، اشکال نداره اگه مانتوی نازک تنت کنی شلوار کوتاه بپوشی آخه تجدد اگه پوشیده باشی بهت میگن اُمل !!!!

تهران آلودست نه فقط آسمانش ؛اخلاقش،کارش؛وجودش و... همه  آلوده اند . مردم نیز در آن غرق شده اند گویی  : مرده اند.

اما ما هنوز زنده ایم !!!

ما مقاومت کرده ایم ،دست وپا میزنیم که غرق نشویم .

اما اگر خسته شویم چه؟

میترسم ؛میترسم که ما هم خسته شویم و چون دیگران غرق تجدد دروغین !!!

بترسیدم که امام زمان بیاید و از ما باز خواست کند !!!

حواستان را جمع کنید دجّال همین جاست ؛در خیابان های تهران !!

آهای مسئولین :

چه میکنید ؟ تهران در حال مرگ است .

تا امیدی هست نجاتش دهید !!!

آقای رئیس مگرشما مدارس وادارات را  به علت آلودگی هوا تعطیل نکردید ؟

تهران اعتقادش آلوده شده تعطیلش کنید!!!

آقای فرمانده نیروی انتظامی  سری به تپه های داوودی ،  پارک جنگلی لویزان ،پارک جمشیدیه وهزاران پارک دیگر بزنید وببنید که دختران  وپسران  جوان که مثلا امید این کشورند چگونه در ملأ عام عشقبازی میکنند !!!

آری عشقبازی !!!

آقایانی که دم از گسترش اسلام دردنیا میزنید.

اینجا تهران است ، زیر پای شما، اسلام گمشده !!!!

آهای  مقامات  :

خیلی زود دیر میشود !

به داد ما برسید .

 ما هنوز زنده ایم !!!  

شاید...........

معانی کشورها   (معرفی کشورها)

معانی کشورها   (معرفی کشورها)

آیا می دانید معنای اسم هر کشور چیست؟ در این جا با معنای نام بعضی از کشورهای جهان آشنا می شوید.

آذربایجان: آتورپاتکان نگهدار آتش است(فارسی دری)
آرژانتین: سرزمین نقره(اسپانیایی)
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما (آفتاب) جنوبی(لاتین،یونانی)
آفریقای مرکزی: سرزمین بدون سرما(آفتاب)مرکزی(لاتین،یونانی)
آلبانی: سرزمین کوهنشینان
آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن(فرانسوی – ژرمنی)
آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش: شاهنشاهی شرق(ژرمنی)
اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان(یونانی)
ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره نوح(ع)(فارسی دری)
ازبکستان: سرزمین خودسالارها(سغدی، ترکی، فارسی دری)
اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی(فنیقی)
استرالیا: سرزمین جنوبی( لاتین)
استونی: راه شرقی(ژرمنی)
اسرائیل: جنگیده با خدا(عبری)
اسکاتلند: سرزمین اسکات ها البته در لاتین قوم گائل را گویند.(لاتین)
افغانستان: سرزمین قوم افغان( فارسیدری)
اکوادور: خط استوا(اسپانیایی)
الجزایر: جزیره ها(عربی)
السالوادور: رهایی بخش مقدس(اسپانیایی)
امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی(عربی)
اندونزی: مجمع الجزایر هند(فرانسوی)
انگلیس: سرزمین قوم آنگل(ژرمنی)
اوروگوئه: شرقی
اوکراین: منطقه مرزی(اسلاوی)
ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
ایتالیا: شاید به معنی ایزد گوساله(یونانی)
ایران: سرزمین نجیب زادگان(آریاییان)(فارسی دری)
ایرلند: سرزمین قوم ایر(شاید هم معنی با آریا)(انگلیسی)
ایسلند: سرزمین یخ(ایسلندی)
بحرین: دو دریا(عربی)
برزیل: چوب قرمز
بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان(لاتین)
بلژیک: سرزمین قوم بلژ(از اقوام سلتی)واژه بلژ احتمالا معنی زهدان و کیسه می داده است.
بنگلادش: ملت بنگال(بنگلادشی)
بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار(از زبان های موره – دیولا)
بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین
پاراگوئه: این سوی رودخانه
پاکستان: سرزمین پاکان
پاناما: جای پر از ماهی( کوئوا)
پرتغال: بندر قوم گال(از اقوام سلتی)(لاتین)
پورتوریکو: بندر ثروتمند(اسپانیایی)
تانزانیا: این نام از هم آمیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا)و زنگبار به دست آمده است.
تایلند: سرزمین قوم تای
ترکمنستان: سرزمین ترک مانندها
ترکیه: سرزمین قوی ها(ترکی با پسوند عربی)
جامائیکا: سرزمین بهاران
چاد: دریاچه( بورنو)
چین: سرزمین مرکزی(چینی)
دانمارک: مرز قوم «دان»
دومینیکن: کشور دومینیک مقدس(اسپانیایی)
روسیه: کشور روشن ها، سپیدان(شاید از ریشه سکایی«راوش»)
روسیه سفید(بلاروس): درخشنده(روس)سفید(روسی)
رومانی: سرزمین رومی ها
ژاپن: سرزمین خورشید تابان(ژاپنی)
ساحل عاج: ساحل عاج
سریلانکا: جزیره باشکوه(سانسکریت)
سلیمان جزایر: از نام حضرت سلیمان
سوئد: سرزمین قوم «سوی»
سوازیلند: سرزمین قوم سوازی
سوئیس: سرزمین مرداب
سودان: سیاهان(عربی)
سوریه: سرزمین آشور(سامی)
سیرالئون: کوه شیر
شیلی: پایان خشکی- برف(از زبان بومی آنجا)
صحرا: بیابان(عربی)
صربستان: سرزمین قوم صرب(یوگسلاوی: سرزمین اسلاوهای جنوب)
عراق: شاید ازایراک به معنای ایران کوچک(فارسی)
عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است. سعود یعنی خوشبخت.
فرانسه: سرزمین قوم فرانک(از اقوام سلتی)
فنلاند: سرزمین قوم «فن»
فیلیپین: از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله(قرقیزی)
قزاقستان: سرزمین کوچگران(قزاقی)
قطر: شاید به معنای بارانی(عربی)
کاستاریکا: ساحل غنی(اسپانیایی)
کانادا: دهکده(زبان سرخپوستی«ایروکوئی»)
کلمبیا: سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی)
کنیا: کوه سپیدی(زبان کیکویو)
کویت: د ژ کوچک(هندی-عربی)
گرجستان: سرزمین کشاورزان(یونانی)
لبنان: سفید(عبری)
لهستان: سرزمین قوم «له»
لیبریا: سرزمین آزادی
مجارستان: سرزمین قوم مجار(مجاری)
مصر: شهر – آبادی
مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین ها(یونانی)
مکزیک: اسپانیای جدید(اسپانیایی)
موریتانی: سرزمین قوم مور(لاتین)
میکرونزی: مجمع الجزایر کوچک(فرانسوی)
نرو ژ: راه شمال
نیجر: سیاه(لاتین)
نیجریه: سرزمین سیاه(لاتین)
واتیکان: گرفته شده از نام تپه ای به نام واتیکان(اتروسکی)
ونزوئلا: ونیز کوچک
ویتنام: اقوام «ویت» جنوبی(ویتنامی)
ویلز: بیگانگان(ژرمنی)
هلند: سرزمین چوب(آلمانی)
هند: پر آب(فارسی باستان)
هندوراس: ژرفناها(اسپانیایی)
یمن: خوشبخت
یونان: سرزمین قوم(یون)