ماشین عروس های مختلف








،عکس متحرک بسم الله (44)
عکس متحرک مذهبی نیمه شعبان
خوان دعای فرج را، دعا اثر دارد!
بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد! ..... دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب ..... که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را و ناامید مباش ..... بهشت پاک اجابت هزار در دارد
بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است ..... خدای را، شب یلدای غم سحر دارد
بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال ..... مسافر دل ما، نیت سفر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا ..... ز پشت پرده ی غیبت به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا ..... حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد

پ ن: امام زمان(روحی و ارواحنا له الفداء) به یکی از دوستان خود که از آن حضرت پرسیده بود، آقاجان! قربانتان بشوم، چرا با اینکه ما این همه دعای فرج را می خوانیم شما نمی آیید؟ فرمودند: شما که دعای فرج را نمی خوانید! شما دعای سلامتی من را می خوانید(اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن...) شما باید دعای الهی عظم البلاء... را زیاد بخوانید..
دعای فرج، دعایی است که در نهایت درماندگی و گرفتاری شخص منتظر بیان شده و حضرت ولیعصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن را به محمدبن ابی لیث که از ترس کشته شدن به حرم امام موسی بن جعفر(علیه السلام) پناه برده بود، آموخته اند..
علی از زبان علی علیه السلام
اصبغ بن نباته گوید: هنگامى كه امیرمؤمنان علیهالسلام ضربتى بر فرق مباركش فرود آمد كه به شهادتش انجامید مردم بر در دارالاماره جمع شدند و خواستار كشتن ابن ملجم - لعنة الله - بودند. امام حسن علیهالسلام بیرون آمد و فرمود: اى مردم! پدرم به من وصیت كرده كه كار قاتلش را تا هنگام وفات پدرم رها سازم. اگر پدرم از دنیا رفت تكلیف قاتل روشن است و اگر زنده ماند خودش در حق او تصمیم مىگیرد. پس بازگردید خدایتان رحمت كند.
مردم همه بازگشتند و من بازنگشتم. امام دوباره بیرون آمد و به من فرمود: اى اصبغ! آیا سخن مرا درباه پیام امیرمؤمنان نشنیدى؟ گفتم: چرا. ولى چون حال او را مشاهده كردم دوست داشتم به او بنگرم و حدیثى از او بشنوم، پس براى من اجازه بخواه خدایت رحمت كند. امام داخل شد و چیزى نگذشت كه بیرون آمد و به من فرمود: داخل شو. من داخل شدم دیدم امیرمؤمنان علیهالسلام دستمال زردى به سر بسته كه زردى چهرهاش بر زردى دستمال غلبه داشت و از شدت درد و كثرت سم پاهاى خود را یكى پس از دیگرى بلند مىكرد و زمین مىنهاد. آن گاه به من فرمود: اى اصبغ آیا پیام مرا از حسن نشنیدى؟ گفتم: چرا، اى امیرمؤمنان، ولى شما را در حالى دیدم كه دوست داشتم به شما بنگرم و حدیثى از شما بشنوم. فرمود: بنشین كه دیگر نپندارم كه از این روز به بعد از من حدیثى بشنوى.
بدان این اصبغ، كه من به عیادت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم رفتم همانگونه كه تو اكنون آمدهاى، به من فرمود: اى اباالحسن، برو مردم را جمع كن و بالاى منبر برو و یك پله پایینتر از جاى من بایست و به مردم بگو: «هش دارید،هر كه پدر و مادرش را ناخشنود كند لعنتخدا بر او باد. هش دارید، هر كه از صاحبان خود بگریزد لعنتخدا بر او باد. هش دارید هر كه مزد اجیر خود را ندهد لعنتخدا بر او باد.»
اى اصبغ، من به فرمان حبیبم رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم عمل كردم، مردى از آخر مسجد برخاست و گفت: اى اباالحسن، سه جمله گفتى، آن را براى ما شرح بده. من پاسخى ندادم تا به نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم رفتم و سخن آن مرد را بازگو كردم.
اصبغ گفت: در اینجا امیرمؤمنان علیهالسلام دست مرا گرفت و فرمود: اى اصبغ، دستخود را بگشا. دستم را گشودم. حضرت یكى از انگشتان دستم را گرفت و فرمود: اى اصبغ، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نیز همین گونه یكى از انگشتان دست مرا گرفت، سپس فرمود: هان، اى اباالحسن، من و تو پدران این امتیم هر كه ما را ناخشنود كند لعنتخدا بر او باد. هان كه من و تو مولاى این امتیم هر كه از اجرت ما بكاهد و مزد ما را ندهد لعنتخدا بر او باد. آن گاه خود آمین گفت و من هم آمین گفتم.
اصبغ گوید: سپس امام بیهوش شد،باز به هوش آمد و فرمود: اى اصبغ آیا هنوز نشستهاى؟ گفتم: آرى مولاى من. فرمود: آیا حدیث دیگرى بر تو بیفزایم؟
گفتم: آرى خدایت از مزیدات خیر بیفزاید. فرمود: اى اصبغ! رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در یكى از كوچههاى مدینه مرا اندوهناك دید و آثار اندوه در چهرهام نمایان بود. فرمود: اى اباالحسن! تو را اندوهناك مىبینم؟ آیا تو را حدیثى نگویم كه پس از آن هركز اندوهناك نشوى؟ گفتم: آرى، فرمود: چون روز قیامتشود خداوند منبرى بر پا دارد برتر از منابر پیامبران و شهیدان، سپس خداوند مرا امر كند كه بر آن بالا روم، آن گاه تو را امر كند كه تا یك پله پایینتر ازمن بالا روى، سپس دو فرشته را امر كند كه یك پله پایینتر از تو بنشیند و چون بر منبر جاى گیریم احدى از گذشتگان و آیندگان نماند جز آنكه حاضر شود. آن گاه فرشتهاى كه یك پله پایینتر از تو نشسته ندا كند: اى گروه مردم; بدانید: هر كه مرا مىشناسد كه مىشناسد و هر كه مرا نمىشناسد خود را به او معرفى مىكنم، من «رضوان» دربان بهشتم، بدانید كه خداوند به من و كرم و فضل و جلال خود مرا فرموده كه كلیدهاى بهشت را به محمد بسپارم و محمد مرا فرموده كه آنها را به على بن ابىطالب بسپارم، پس گواه باشید كه آنها را بدو سپردهام.
سپس فرشته دیگر كه یك پله پایینتر از فرشته اولى نشسته بر مىخیزد و به گونهاى كه همه اهل محشر بشنوند ندا كند: اى گروه مردم، هر كه مرا مىشناسد كه مىشناسد و هر كه مرا نمىشناسد خود را به او معرفى مىكنم، من «مالك» دربان دوزخم، بدانید كه خداوند به من و فضل و كرم و جلال خود مرا امر فرموده كه كلیدهاى دوزخ را به محمد بسپارم و محمد مرا امر فرموده كه آنها را به على بن ابىطالب بسپارم، پس گواه باشید كه آنها را بدو سپردم. پس من كلیدهاى بهشت و دوزخ را مىگیرم. آن گاه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به من فرمود: اى على، تو به دامان من مىآویزى و خاندانتبه دامان تو و شیعیانتبه دامان خاندان تو مىآویزند. من (از شادى) دست زدم و گفتم: اى رسول خدا، همه به بهشت مىرویم؟ فرمود: آرى به پروردگار كعبه سوگند.
اصبغ گوید: من جز این دو حدیث از مولایم نشنیدم كه حضرتش چشم از جهان پوشید درود خدا بر او باد. 1
یکى از شبهاتى که پیرامون موضوع زن همواره مطرح مىشود، مضمون روایتى در نهج البلاغه است که در آن از زن ها به بدى یاد کرده و فرموده است: معاشر الناس، ان النساء نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول، فاما نقصان ایمانهن، فقعودهن عن الصلاة و الصیام فى ایام حیضهن، و اما نقصان عقولهن فشهادة امراتین کشهادة الرجل الواحد، و اما نقصان حظوظهن فهو اریثهن على الانصاف من مواریث الرجال. 1
حضرت على علیه السلام پس از پایان نبرد جمل، در نکوهش زنان مىفرماید: مردم! ایمان زنان ناتمام است، بهره آنان ناتمام، خرد ایشان ناتمام، نشانه ناتمامى ایمان، معذور بود نشان از نماز و روزه استبه هنگام عادتشان، و نقصان بهره ایشان، نصف بودن سهم آنان از میراث است نسبتبه سهم مردان، و نشانه ناتمامى خرد آنان این بود که گواهى دو زن چون گواهى یک مرد به حساب رود. پس از زنان بد بپرهیزید و خود را از نیرنگشان واپایید، و تا در کار زشت طمع نکنند، در کار نیک از آنان اطاعت ننمایید. 2
زن، ایمانش ناقص است، زیرا در ایام عادت از نماز و روزه محروم است، عقلش کم است، زیرا شهادت دو زن معادل یک مرد است، و حظ مالى او نیز نصف سهمیه مرد است. مشابه این مضمون از رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز رسیده است.3 براى پاسخ به این شبهه لازم است مقدمهاى در مورد زمینه ستایشها و نکوهشهایى که در بعضى از آیات و روایات آمده است ذکر شود.
ستایشها و نکوهشها
گاهى حادثه و یا موضوعى، در اثر یک سلسله عوامل تاریخى، زمان، مکان، افراد، شرایط و علل و اسباب آن، ستایش یا نکوهش مىشود، معناى ستایش یا نکوهش بعضى حوادث و یا امور جنبى یک حادثه، این نیست که اصل طبیعت آن شىء قابل ستایش و یا مستحق نکوهش مىباشد، بلکه احتمال دارد زمینه خاص سبب این ستایش یا نکوهش شده است. مثلا اگر از قبیلهاى ثناء و ستایش به عمل آمده، احتمال دارد در اثر آن باشد که مردان خوبى در آن عصر از این قبیله برخاستهاند، و شاید در فاصلهاى که ورق برگردد، افراد دیگرى از آن قبیله برخیزند که مورد نکوهش واقع شوند. و گاهى به عکس، در یک سرزمین افرادى مورد نکوهش قرار مىگیرند، بعد طولى نمىکشد که افراد شایان ستایش از آن سرزمین برمىخیزند.
حضرت على علیه السلام که همان قرآن ناطق است این گونه به زن نظر مىکند و مىفرماید زن همچون گلى زیباست که باید از او محافظت کرد تا لطافت و زیبایى او حفظ گردد.
در همین ایران شهرهایى بوده که درباره آنها مذمتهاى فراوانى وارد شده است لیکن وقتى به برکت اهل بیت علیهم السلام شهروندان عوض شده، شهرها و بلاد نیز جزو بلاد نمونه و برجسته این کشور شدهاند و افرادى از آن سرزمین برخاستهاند که از نظر فضائل اخلاقى و علمى و نبوغ، ممتاز شدهاند. در نتیجه، مذمتها و نکوهشها تا ابد لازمه آن آب و خاک نبوده، بلکه مقطعى است. و دلیلش آن است که با یک تحول فکرى و اعتقادى، ممکن است نظر سابق برگردد. بخشى از نکوهشهاى نهج البلاغه راجع به زن، ظاهرا به جریان جنگ جمل برمىگردد، همان گونه که از بصره و کوفه نیز در این زمینه نکوهش شده استبا این که بصره، رجال علمى فراوانى تربیت کرده و کوفه مردان مبارز و کم نظیرى را تقدیم اسلام نموده و بسیارى از کسانى که به خونخواهى سالار شهیدان صلوات الله و سلامه علیه برخاستند از کوفه نشات گرفتند، و هم اکنون نیز کوفه جایى است که به انتظار ظهور حضرت مهدى علیه السلام در آنجا نماز مىخوانند.
پیش بینى وحى
این تحلیل در اصل موضوع زن و بویژه در این مورد خاص قابل دقت است. اصولا اصرارى که قرآن کریم درباره زنان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم دارد نشانه پیش بینى وحى از یک حادثه تلخ تاریخى است. این که قرآن با اصرار، به زنان پیامبر مىفرماید:
«وَقَرْنَ فِی بُیُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى »4 ؛ و در خانههایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهاى خود را آشکار نکنید. نشانه آن است که صحنهاى را ذات اقدس اله پیش بینى مىکرده است.
خداوند عالم غیب و شهادت از آیندهاى با خبر بوده و زنان پیامبر را از ثمرات تلخ آن قیام بىجا، برحذر مىداشت، لذا فرمود در خانهها بنشینید و خود را نشان ندهید، تبرج نکنید و...، که على رغم این هشدارها، جنگ جمل پیش آمد و رو در روى ولى الله مطلق حضرت على بن ابىطالب امیرالمؤمنین علیه السلام به مبارزه برخاستند. آن مقطع، یک سلسله نکوهشهایى را در پى داشت و یک سلسله ستایشهایى را به همراه داشت. از سرزمینى، یا از مردمى ستایش شده که در آن صحنه، خوب عمل نموده و از گروهى و سرزمینى، نکوهش شده است چون در این رخداد بد عمل کردهاند. بنابراین نباید این نکوهشها و ستایشها، به حساب گوهر شىء گذاشته شود. اگر طلحه و زبیر در برابر ولى الله مطلق ایستادند و مورد نکوهش قرار گرفتند، طبیعى است عایشه هم که در مقابل حضرت قرار گرفت و افراد دیگرى هم که به این سانحه سنگین کمک کردند، مورد نکوهش قرار گیرند. بنابراین نباید این گونه از نکوهشها یا ستایشها به گوهر ذات برگردد، البته تاثیر مقطعى آن محفوظ است.
داشتن مال کمال نیست
نکته دیگر این که در روایت مزبور، نقصان حظ، به نقص در ارث توجیه شده و مىگوید: چون زن از ارث کمترى برخوردار است لذا محترم نیست، در صورتى که به هنگام مهاجرت پیامبر به مدینه، شتر حضرت در مقابل خانه کسى که از فقیرترین مردم مدینه بود خوابید پس نداشتن مال، نقص نیست چه این که داشتن آن کمال نیست.
جامعه امروز زیان هاى اجتماع مختلط را به چشم خود مىبیند. چه لزومى دارد که زنان فعالیت هاى خود را به اصطلاح «دوش به دوش» مردان انجام دهند. آیا اگر در دو صف جداگانه انجام دهند نقصى در فعالیت و راندمان کار آنان رخ مىدهد؟
شهادت زن و نسیان
تعلیل حضرت در مورد نقصان عقل این است که شهادت دو زن، در حکم شهادت یک مرد است، زیرا که در قرآن مىفرماید:
«فَإِن لَّمْ یَكُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء »5؛ شهادت دو زن، در حکم شهادت یک مرد است. در این مورد نیز به این جهت است که شهادت امرى مستند به حس و مشاهده است و حضور و شهود زن در همه جا محذور و یا محدود مىباشد، و خود قرآن نکته آن را ذکر مىکند و مىفرماید: این که شهادت دو زن، در حکم شهادت یک مرد است، نه براى آن است که زن، عقل و درکى ناقص دارد و در تشخیص، اشتباه مىکند بلکه:
«أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى »6 ؛ اگر یکى از این دو فراموش نمود دیگرى او را تذکر بدهد.
زیرا که زن مشغول کارهاى خانه، تربیتبچه، و مشکلات مادرى بوده و ممکن است صحنهاى را که دیده فراموش کند، بنابراین دو نفر باشند تا اگر یکى یادش رفت دیگرى او را متذکر کند.
مذمت زن پرستى
شبهه دیگر این که در بعض روایات از زن مذمتشده و از ارتباط با او منع شده است. عنوان نمونه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام مىفرماید:
«المراة عقرب حلوة اللبسمة» 7 ؛ زن مثل عقرب است که نیش آن در آغاز شیرین ولى مسموم است.
باید توجه داشت این گونه روایات هشدارى به مرد است تا فریب شهوت را نخورد. نیش عقرب مثل نیش زنبور عسل و نظیر سوزن نیستبلکه اگر انسان نداند عقرب است از نیش آن احساس لذت و شیرین، مىنماید مثل آن که یک شیرینى در کام بچه بریزند که ظاهرش شیرین، اما درونش تلخ و مسموم است. این سخن براى آن نیست که بگوید زن عقرب استبلکه مىفرماید: خود را به وسیله نگاه به نامحرم به آتش ندهید، دیدن نامحرم شیرین است اما این گناه، درونش عقرب است، چه این که اگر زنى در دام مرد بیفتد آن مرد پرستى، عقرب مىشود و بین زن و مرد فرقى نیست، منتها چون جاذبه از آن سو بیشتر است، حضرت به آن اشاره نموده است.
معاشرت زنان با مردان
امیرالمؤمنین على علیه السلام به فرزندش امام مجتبى چنین توصیه مىفرماید: و اکفف علیهن من ابصارهن بحجابک ایاهن، فان شدة الحجاب ابقى علیهن، و لیس خروجهن باشد من ادخالک علیهن من لایوثق به علیهن و ان استطعت ان لا یعرفن غیرک فافعل.8
تا مىتوانى کارى کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد. هیچ چیز بهتر از خانه زن را حفظ نمىکند. همانطور که بیرون رفتن آنان از خانه و معاشرت با مردان بیگانه در خارج خانه برایشان مضر و خطرناک است، وارد کردن تو مرد بیگانه را بر او در داخل خانه و اجازه معاشرت در داخل خانه نیز مضر و خطرناک است. اگر بتوانى کارى کنى که جز تو مرد دیگرى را نشناسند چنین کن.
حوزه اخلاق و حوزه فقه از هم جدایند اگر امام علی علیه السلام میفرماید زن بیرون نیاید این از نظر اخلاقی است یعنی بهتر است نه اینکه حرام باشد و اگر اینگونه باشد و عملی شود هم جامعه سالم تر میماند هم خود زن.
این یک توصیه اخلاقى است. علماى اسلام این جمله را به شکل یک توصیه اخلاقى تلقى کردهاند. اگر ما بودیم و چنین تعبیراتى، بدون شک آنچه استنباط مىشد بیش از توصیه اخلاقى بود، بلکه بیش از لزوم ستر وجه و کفین بود، آنچه
استنباط مىشد همان است که ما از آن به حبس زن در خانه تعبیر کردهایم. ولى علت اینکه فقها به مضمون چنین جملهها فتوا ندادهاند ادله قطعى دیگر از آیات و روایات و سیره معصومین بر خلاف مفاد ظاهر این تعبیرات است و به اصطلاح ظاهر این جملهها مخاطبش اصحاب است. لهذا این جملهها حمل به توصیه اخلاقى شده است و ارزش اخلاقى دارد نه فقهى.
آنچه فقها از امثال این جملهها استنباط کردهاند این است که این گونه جملهها ارشاد به حقیقتى روحى و روانى در روابط دو جنس است و شک نیست که حقیقتى را بیان مىکند. رابطه زن و مرد اجنبى سختخطرناک است، گلى است که پیلان بر آن مىلغزند.
جامعه امروز زیان هاى اجتماع مختلط را به چشم خود مىبیند. چه لزومى دارد که زنان فعالیت هاى خود را به اصطلاح «دوش به دوش» مردان انجام دهند. آیا اگر در دو صف جداگانه انجام دهند نقصى در فعالیت و راندمان کار آنان رخ مىدهد؟9
قرآن کریم، به اتفاق دوست و دشمن، احیا کننده حقوق زن است. مخالفان لااقل این اندازه اعتراف دارند که قرآن در عصر نزولش گام هاى بلندى به سود زن و حقوق انسانى او برداشت. ولى قرآن هرگز به نام احیاى زن به عنوان «انسان» و شریک مرد در انسانیت و حقوق انسانى، زن بودن زن و مرد بودن مرد را به فراموشى نسپرد. به عبارت دیگر، قرآن زن را همان گونه دید که در طبیعت هست. از این رو هماهنگى کامل میان فرمان هاى قرآن و فرمان هاى طبیعت برقرار است، زن در قرآن همان زن در طبیعت است. این دو کتاب بزرگ الهى (یکى تکوینى و دیگرى تدوینى) با یکدیگر منطبقند. و حضرت على علیه السلام که همان قرآن ناطق است نیز همین گونه به زن نظر مىکند و مىفرماید زن همچون گلى زیباست که باید از او محافظت کرد تا لطافت و زیبایى او حفظ گردد.
منبع : مجموعه آثار شهید مطهری
عکس های از شهر خرم شهر در زمان جنگ ايران و عراق
عکسهای جالب از مجسمه های ساخته شده با پنیر
والپپرهایی از ماشین های جدید و زیبا
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
والپپرهایی از ماشین های جدید و زیبا
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
عکس هایی از هواپیما و جت های جنگنده
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
عکس هایی از هواپیما و جت های جنگنده
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
والپپرهایی از انواع اسلحه ها و تفنگ ها
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
والپپرهایی از انواع اسلحه ها و تفنگ ها
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
تصاویری از هلیکوپترهای جنگنده
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
تصاویری از هلیکوپترهای جنگنده
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
عکس های زیبا از ماهی ها
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
عکس های زیبا از ماهی ها

.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
عکس هایی از پروانه های زیبا
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
عکس هایی از پروانه های زیبا

.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
عکس های با کیفیت از عقاب
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
عکس های با کیفیت از عقاب

.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
نقاشی های جالب خیابانی سه بعدی
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
نقاشی های جالب خیابانی سه بعدی

.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
کس های جالب ودیدنی از خالکوبی های سه بعدی

.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
<
عکس های دیدنی از شکار لحظه ها
شب یلدا
شب یلدا
شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیمکرهٔ شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق میشود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن میگیرند. این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود.
محتویات[نهفتن] |
نام
واژهٔ «یلدا» ریشهٔ سریانی دارد و بهمعنای «ولادت» و «تولد» است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکستناپذیر مینامند.[۱] ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» دانستهاست.[۲]
پیشینهٔ جشن
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل میداد و در طول سال با سپری شدن فصلها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیتهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.
آنان ملاحظه میکردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند میشود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر میتوانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکشاند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاهترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.[۳] بدینسان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع میشد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده میکند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.[۴] در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شدهاست و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است.[۵] در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:
- «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شبهاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل میکند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک میباشد و بعضی گفتهاند شب یلدا یازدهم جدی است.»[۶]
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانیترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر میپاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا میرسید، آتش میافروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر میآوردند و خوانی ویژه میگستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوههای خشک در سفره مینهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوههای تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار میشد.[۷] در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، خوراک مقدس مانند «میزد» نیز نهاده میشد.
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوههای البرز به انتظار باززاییده شدن خورشید مینشستند. برخی در مهرابهها (نیایشگاههای پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول میشدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را میخوانند که دعای شکرانه نعمت بودهاست. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ میخواندند و به استراحت میپرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز مینامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسانها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده میپوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام میگرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز میدانستند و در جبههها رعایت میکردند و خونریزی به طور موقت متوقف میشد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار میکشیدند که نمیخواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ میشمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما مینگریستند و در خورروز در برابر آن میایستادند و عهد میکردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند.
تأثیر یلدا در جشنهای دیگر اقوام
- محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته است و کریسمس به عنوان آمیزهای از جشنهای ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد.[۸] هنگام توسعهٔ آیینهای رازآمیز در اروپا و سرزمینهای تحت فرمانروایی امپراتوری روم و پیش از از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساترن)، ایزد باستانی زراعت، احترام مینهادند. این جشن تا هفت روز ادامه مییافت و انقلاب زمستانی را شامل میشد. از آنجا که رومیان از گاهشماری یولیانی در محاسبات خود استفاده میکردند روز انقلاب زمستانی به جای ۲۱ یا ۲۲ دسامبر حدوداً در ۲۵ دسامبر واقع میشد. هنگام عید ساتورنالیا، رومیها اقدام به برپاداشتن جشن و سرور، به تعویق انداختن کسب و کار و منازعات، هدیه دادن به همدیگر و آزادکردن موقتی بردهها مینمودند. همچنین آیین رازآمیز میترائیسم، بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا در سرزمینهای تحت فرمانروایی روم باستان اشاعه زیادی یافته بود و بسیاری از رومیان، رویداد بلندتر شدن روزها به دنبال انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به منظور بزرگداشت میترا، جشن میگرفتند. این جشنها و سایر مناسک تا روز اول ژانویه ادامه مییافت که رومیان آنرا روز ماه و سال جدید میدانستند. پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و بهخصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود همچنان باقی ماند و با آمدن دین جدید رنگ نباخت. کلیسای کاتولیک روم روز ۲۵ دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزید تا به مراسم پگانیسم در آن زمان معنا و مفهوم مسیحی بخشد. برای نمونه، کلیسا جشن زادروز میترا خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را نور و روشنی جهان مینامد، جایگزین نمود تا از درآمیختن این دو مناسبت، نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگترین جشن آیین مهر را در خود حل کنند. اکنون کلیسای ارامنه روز ششم ژانویه را که گفته میشود روز غسل تعمید مسیح است را به عنوان روز میلاد مسیح جشن میگیرند.[۹] تاریخدانان، تاریخ دقیق زادروز عیسی را نمیدانند. فرانتس کومون، باستانشناس بلژیکی و بنیانگذار میتراپژوهی مدرن و دیگر میتراپژوهان همفکر او مفاهیم آیین میترایسم روم را کاملاً برگرفته از آیین مزدیسنا و ایزد ایرانی میترا (مهر) میدانند اما این ایده از دهه ۱۹۷۰ میلادی به بعد به شدت مورد نقد و بازبینی قرار گرفته است و اکنون به یکی از مسائل بسیار مجادلهبرانگیز در زمینه پژوهش ادیان در دنیای روم و یونان باستان تبدیل شده است.[۱۰]
- در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن «باززاییده شدن خورشید»، مصادف با شب چله، برگزار میشده است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پایکوبی میپرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی میداشتند. همچنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده میکردند که نشانهٔ پایان سال و آغاز سال نو بوده است.
- در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان روز بزرگداشت خداوند خورشید بوده است و آن را خورشید شکست ناپذیر، ناتالیس انویکتوس، مینامیدند که از ریشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شدهاست و معنی آن، میلاد و تولد است. ریشههای یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی ماندهاست از مهمترین این جشنهای میتوان به جشن ساتورن اشاره کرد.
- در قسمتهایی از روسیهٔ جنوبی، هماکنون جشنهای مشابهی بهمناسبت چله برگزار میشود. این آیینها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی شبیه به موجودات زنده، بازیهای محلی گوناگون، کشت و بذرپاشی به صورت تمثیلی و بازسازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجرهها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانهخوانی و رقص و آواز و مهمتر از همه قربانی کردن جانوران از آیینهای ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیینهای شبهای جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیینها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم میخورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.
- یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار میکنند و با روشنکردن شمع به نیایش میپردازند.
- آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکلگشا میخورند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند میگذرانند و در خانوادههای تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.
- نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته میشود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد میگردد و آیینهایی ویژه در آن روز برگزار میشود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده میشود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.
جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران
ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار میمانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم میدارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.
در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دیماه تاج و تخت شاهی را بر زمین میگذاشتند و با جامهای سپید به صحرا میرفتند و بر فرشی سپید مینشستند. دربانها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ بردهها و خدمتکاران در سطح شهر آزاد شده و بهسان دیگران زندگی میکردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانهای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقیمانده میوههایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات میخوردند و دور هم گرد هیزم افروخته مینشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است. جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. متلگویی که نوعی شعرخوانی و داستانخوانی است در قدیم اجرا میشدهاست به این صورت که خانوادهها در این شب گرد میآمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف میکردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوهها که اغلب دانههای زیادی دارند، نوعی جادوی سرایتی محسوب میشوند که انسانها با توسل به برکتخیزی و پردانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکتآور میکنند و نیروی باروی را در خویش افزایش میدهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب بهشمار میروند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آیندهگویی میکنند.
- استان آذربایجان (شرقی و غربی)
در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچهای تزیین شده به خانهٔ تازهعروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانهها را تزئین میکنند و شالهای قرمزی را اطرافش میگذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین میکنند و به خانهٔ عروس میبرند.
- استان مازندران
در مازندران شب یلدا بسیار با اهمیت و گرامی داشته میشود. در این شب همه مردم به خانه پدر بزرگها و مادر بزرگها رفته و ضمن دور هم نشینی و خواندن فال حافظ و فردوسی خوانی به خوردن تنقلات و میوه جات خصوصا" انار و هندوانه و ازگیل میپردازند و با خوردن و نوشیدن و شنیدن صحبتها و داستانهای بزرگترها شب را به صبح می رسانند و معتقدند که صبح بعد از یلدا روز پیروزی خورشید بر سیاهی و تاریکیها است.
- استان فارس
سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاجها و خرما و رنگینک برای گرم مزاجها موجود است. حافظخوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازیهاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چلهنشینان شدهاست.
- استان همدان
همدانیها فالی میگیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق مینشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر میخواند. دختر بچهای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن میزند و مهمانها بنا به ترتیبی که نشستهاند شعرهای پیرزن را فال خود میدانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقهاست در این شب خورده میشود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده میشود که از معمولترین خوراکیهای موجود در ابن استان هاست.
- استان خراسان
در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است. یکی از آیینهای ویژه شب یلدا در استان خراسان رضوی و خراسان جنوبی برگزاری مراسم «کف زدن» است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبک را که در این دیار به «بیخ» مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام «تغار» میریزند. مردان و جوانان فامیل با دستهای از چوبهای نازک درخت انار به نام «دسته گز» مایع مزبور را آنقدر هم میزنند تا به صورت کف درآید و این کار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور کف کند. کف آماده شده با مخلوط کردن شیره شکر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده میشود. در این میان گروهی از جوانان قبل از شیرین کردن کفها با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن کف به سر و صورت یکدیگر شادی و نشاط را به جمع مهمانان میافزایند.
- استان اردبیل
در اردبیل رسم است که خانواده ها شب یلدا دور هم جمع می شوند و تا پاسی از شب با هم شب نشینی می کنند.هنداونه.انار.پرتقال.تخمه.ماهی پلو و... از جمله خوراکی هایی است که در استان اردبیل مرسوم هست.
- استان گیلان
در گیلان هندوانه را حتماً فراهم میکنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمیکند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنیهایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه میشود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره میریزند، خمره را پر از آب میکنند و کمی نمک هم به آن میافزایند و در خم را میبندند و در گوشهای خارج از هوای گرم اتاق میگذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه میشود. آوکونوس در اغلب خانههای گیلان تا بهار آینده یافت میشود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون میآورند و آن را با گلپر و نمک در سینهکش آفتاب میخورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل). در گیلان در خانوادههایی که در همان سال پسرشان را داماد یا نامزد کردهاند رسم است که طبقی برای خانواده نوعروس میفرستند. در این طبق میوهها و خوراکیها و تنقلات ویژه شب چله به زیبایی در اطراف آراسته میشود و در وسط طبق هم یک ماهی بزرگ (معمولا ماهی سفید) تازه و خام همراه با تزیین سبزیجات قرار میگیرد که معتقدند باعث خیر و برکت و فراوانی روزی زوج جدید و همچنین سلامت و باروری نوعروس میگردد.[نیازمند منبع]
- استان کرمان
مردم کرمان تا سحر انتظار میکشند تا از قارون افسانهای استقبال کنند. قارون در لباس هیزمشکن برای خانوادههای فقیر تکههای چوب میآورد. این چوبها به طلا تبدیل میشوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه میآورند.
- استان قزوین
مردم استان قزوین نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین كهن را با رفتن به خانه بزرگترها میگذرانند. به عقیده بزرگترها آوردن میوههای مختلف خشك و تر و میوههای سرخ فام كه به "شب چره" معروف است، همراه با خوراكیهای دیگر شگون داشته و زمستان پر بركتی را نوید میدهد. در بعضی مواقع كه مادر بزرگها در آوردن تنقلات تاخیر میكنند كوچكترها شعر "هر كه نیارد شب چره - انبارش موش بچره" سر میدهند، كه مادربزرگ در آوردن "شب چره" تعجیل میكند. دراین شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهیدودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله كشمش، گردو، تخمه، آجیل مشگلكشا و انجیر خشك، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره میزنند. به عقیده مادر بزرگهای قزوینی اگر دراین شب ننه سرما گریه كند باران میبارد، اگر پنبههای لحاف بیرون بریزد برف میآید و اگر گردنبند مراوریدش پاره شود تگرگ میآید. یكی دیگر از آداب و رسوم "شب یلدا" فرستادن "خونچه چله" از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خونچه برای عروس پارچه، جواهر، كلهقند و هفت نوع میوه مثل گلابی هندوانه، خربزه، سیب، به با تزئینات خاصی فرستاده میشود.
خوراکیها
انار و هندوانه جزو مهم ترین ملزومات شب یلدا هستند. همچنین اجیل شب یلدا نیز در ایران طرفدار بسیاری را دارد .
پانویس
- ↑ طبیبزاده، یلدا، ۹.
- ↑ مرادی غیاثآبادی، جشنها و گردهماییها، ۴۷.
- ↑ هاشم رضی، گاهشماری و جشنهای ایران باستان، ص ۵۵۳ و ۵۵۴
- ↑ هاشم رضی، گاهشماری و جشنهای ایران باستان، ص ۵۶۰
- ↑ هاشم رضی، گاهشماری و جشنهای ایران باستان، ص ۵۵۴
- ↑ هاشم رضی، گاهشماری و جشنهای ایران باستان، ص ۵۵۴
- ↑ هاشم رضی، گاهشماری و جشنهای ایران باستان، ص ۵۵۴ و ۵۵۹
- ↑ religion:: History» The survival of Roman religion. In Encyclopædia Britannica. Retrieved December 12, 2008, from Encyclopædia Britannica Online
- ↑ کریسمس، در دانشنامه انکارتا
- ↑ Mithras. By Luther H. Martin. Journal of Biblical Literature, Vol. ۱۰۶
منابع
- طبیبزاده، محمود. «یلدا». حافظ (تهران)، ش. ۲۲ (دی ۱۳۸۴).
- مرادی غیاثآبادی، رضا. راهنمای زمانِ جشنها و گردهماییهای ملی ایران باستان. تهران: نوید شیراز، ۱۳۸۷. شابک ۹۶۴-۳۵۸-۴۶۵-۸.
- مهر، فرهنگ. دیدی نو از دینی کهن.
- رضی، هاشم. گاهشماری و جشنهای ایران باستان
- جلد چهارم فرهنگ معین - امیرکبیر تهران ۱۳۶۲
- دکتر عباس احمدی، مقالهٔ یلدا و جادو
- مجله آفتاب، شمارهٔ پنجم، سال اول
سومین فرش بزرگ جهان در ایران
سومین فرش بزرگ پارچه جهان دبروز در محل دائمی نمایشگاههای بینالمللی تهران رونمایی شد. به گزارش ایسنا، معاون بازاریابی مركز ملی فرش ایران در مراسم رونمایی از این فرش با بیان اینكه بخش خصوصی مذاكره برای بافت فرشهای بزرگ پارچه دیگری را آغاز كرده است، گفت: ایران در این زمینه تجارب خوبی دارد و میتواند اقدامات بیشتری انجام بدهد.
مجتبی فیضالهی با بیان اینكه سفارشپذیری برای بافت فرش اقدامی است كه میتواند كارهای بهتر و درآمدزاتری را نصیب ایران كند، افزود: سومین فرش بزرگ پارچه جهان بیش از 3.2 میلیون دلار برای ایران درآمدزایی داشته است. بنا به این گزارش، این فرش 2400 مترمربعی كه حدود 16 ماه كار برده است، توسط 400 بافنده بافته شده و قرار است در مسجد محمدامین مسقط پایتخت كشور عمان پهن شود. این فرش دارای 40 رج و 28 رنگ است و بیش از یك میلیارد گره در آن وجود دارد و بمبلغ 3 ميليون و 200 هزار دلار به کشور عمان فروخته شده است.

سومین فرش بزرگ جهان در ایران







سومین فرش بزرگ جهان در ایران





سومین فرش بزرگ جهان در ایران









سومین فرش بزرگ جهان در ایران
عجیب ترین و زیباترین قارچ های دنیا

عجیب ترین و زیباترین قارچ های دنیا




عجیب ترین و زیباترین قارچ های دنیا






عجیب ترین و زیباترین قارچ های دنیا












عجیب ترین و زیباترین قارچ های دنیا
زندگی و کوچ عشایر ایرانی در یک نگاه
كوچ نشینی كهن ترین شیوه زیست بشر است كه پابرجا بودن آن تا عصر حاضر از بزرگ ترین جاذبه های این شیوه معیشت محسوب می شود و همین شیوه خاص زندگی سبب شده ایلات و عشایر به "دیدنی ترین جاذبه عصر تكنولوژی" لقب بگیرند. عشایر به شیوه ای جذاب و باورنكردنی طی قرن ها و سال های طولانی اقدام به حفظ سنن و آداب و رسوم گذشته خود نموده اند و این اصالت به جاذبه ای برای صنعت گردشگری تبدیل شده است. مسكن عشایر و سبک زندگی آن ها، زبان، موسیقی، غذاهای محلی، صنایع دستی، رقص و لباس های محلی به همراه آیین های به جای آوردن جشن های عروسی و محلی از مهم ترین جاذبه های ایلات و عشایر است. بارزترین مشخصه ایلات و عشایر شیوه زیست آنان است كه بر خلاف یك جا نشینان روستایی و شهری، در كوچ و نقل و انتقال دایمی سیاه چادرها و رمه های خود هستند.

زندگی و کوچ عشایر ایرانی در یک نگاه






زندگی و کوچ عشایر ایرانی در یک نگاه




زندگی و کوچ عشایر ایرانی در یک نگاه



زندگی و کوچ عشایر ایرانی در یک نگاه















زندگی و کوچ عشایر ایرانی در یک نگاه







صحنه هایی از حوادث و تصادفات عجیب غریب

صحنه هایی از حوادث و تصادفات عجیب غریب



صحنه هایی از حوادث و تصادفات عجیب غریب




صحنه هایی از حوادث و تصادفات عجیب غریب



صحنه هایی از حوادث و تصادفات عجیب غریب


صحنه هایی از حوادث و تصادفات عجیب غریب


صحنه هایی از حوادث و تصادفات عجیب غریب












صحنه هایی از حوادث و تصادفات عجیب غریب
دنیای پنگوئن ها
پَنگوئنها پرندگانی هستند که در جاهای سردسیر قطب جنوب زمین زندگی می کنند. آنها بالهای کلفتی دارند که به عنوان باله شنا از آن استفاده میکنند اما قدرت پرواز ندارند. ریشه نام پنگوئن متعلق به پنگوئن اقیانوس منجمد شمالی میباشد و این دسته از پرندگان که از خانواده گُوهگان (Spheniscidae) هستند تیره های گوناگونی دارند. زمانی که ملوانها به اقیانوس منجمد جنوبی رسیدند این نام را به پرندگان آنجا که قادر به پرواز نبودند اطلاق کردند.
همه پنگوئنها در نیمکره جنوبی زمین زندگی میکنند. پنگوئن فرمانروا یا پنگوئن امپراتور از بزرگترین گونه پنگوئن هاست. این پرنده بر خلاف پرندگان دیگر، هرگز به زمین خشک پا نمیگذارد. او تمام عمر خود را یا در دریا و یا روی یخهای قاره قطب جنوب میگذراند. قد این نوع پنگوئن ۱/۱ متر و وزنش بیش از ۳۰ کیلوگرم است.

دنیای پنگوئن ها





دنیای پنگوئن ها



دنیای پنگوئن ها









دنیای پنگوئن ها






دنیای پنگوئن ها
بهترین عکس های سال 2012 از نظر رویتر


بهترین عکس های سال 2012 از نظر رویتر

بهترین عکس های سال 2012 از نظر رویتر




بهترین عکس های سال 2012 از نظر رویتر





بهترین عکس های سال 2012 از نظر رویتر





بهترین عکس های سال 2012 از نظر رویتر




بهترین عکس های سال 2012 از نظر رویتر




بهترین عکس های سال 2012 از نظر رویتر





بهترین عکس های سال 2012 از نظر رویتر




بهترین عکس های سال 2012 از نظر رویتر





بهترین عکس های سال 2012 از نظر رویتر




بهترین عکس های سال 2012 از نظر رویتر



بهترین عکس های سال 2012 از نظر رویتر
والپیپرهای گلچين
اکواریوم هاي ديدني
زندگی احسان خواجه امیری از زبان خودش
زندگی احسان خواجه امیری از زبان خودش
پدر او ایرج از سر آمدان موسیقی سنتی و آواز است که بر شکوفایی و پرورش او تاثیر بسزایی داشته است. احسان شیفته و عاشق موسیقی است. کاراحسان خواجه امیری حرفه ای خود را با آهنگسازی برای مجموعه ای مستند که موسیقی بی کلام بود شروع کرد.
خانواده هنرمند
در یک خانواده کاملا هنرمند به دنیا اومدم، پدرم «ایرج» یکی از خوانندگان بنام و محبوب ایران است، مادرم هم از صدای خوبی بهره مند است اما هیچ وقت قسمت نشده که بخواند، خواهر بزرگترم هم موسیقیدان است.
علاقه به خوانندگی
طبیعی بود که با داشتن چنین خانواده هنرمندی به خوانندگی علاقه مند شوم. خواندن در خون من است مطمئنا در هیچ کاری نمی توانستم به اندازه خوانندگی موفق شوم.
شروع کار موسیقی
از شش سالگی با نوازندگی ویولن کارم رو آغاز کردم اما ورودم به دنیای موسیقی در سن سیزده سالگی بود، آواز رو هم نزد پدرم آموزش دیدم.
من و بابام
در هفده سالگی اولین آلبوم را روانه بازار کردم. در آن آلبوم به همراه پدرم آواز خواندم البته هشتاد درصد آن آلبوم کار خودم بود.
موسیقی سنتی
مدتی موسیقی سنتی یا همون ملی و ایرونی رو کار کردم. این سبک موسیقی را خیلی هم دوست دارم و پیشرفت خوبی هم در آن داشتم. پس از گذشت مدتی به این نتیجه رسیدم که در این کار نمی توانم آن چنان که باید اثرگذار باشم چرا که پرونده این سبک موسیقی را پدرم و آقای شجریان بسته اند و هیچ جایی برای من نگذاشته اند. من اگر تمام عمرم تلاش کنم، تازه می توانم به پدرم برسم و نمی توانم از آن بالاتر بروم.
پدرم
من عاشق صدای پدرم هستم. هیچ وقت صدایش از ذهنم پاک نمی شود. او پهلوان آواز ایران است. اصلا کسانی که در آن دهه در موسیقی ایران زحمت می کشیدند، بی نظیر و تکرارنشدنی بودند.
هرچی آرزوی خوبه
فکر می کنم پس از خواندن این ترانه بود که مردم به طور کامل با چهره و نام من آشنا شدند. این قطعه از ترانه و آهنگ تاثیرگذاری بهره مند بود و شاید به این خاطر است که به دل اغلب مردم نشست.
مدیونم
برای رسیدن به جایگاه فعلی ام خیلی ها برایم زحمت کشیدند. در وهله اول پدر و مادرم بودند و بعد دکتر یداللهی و آقای جعفری. من هیچ وقت لطف این افراد را فراموش نمی کنم و خودم را مدیون آنها می دانم.
لذتبخش ترین لحظه زندگی
به نظر من برای خواننده هیچ چیز لذتبخش تر از آن نیست که مردم از صدا و کارش خوششان بیاید و هیچ چیزی نمی تواند جای این احساس را بگیرد که یک روز یک میلیاردر به من بگوید با کارت خیلی گریه کردم اما بعدش هم کلی لذت بردم… این زمان ها، می تواند لحظه های خوبی برای انسان و یک خواننده باشد.
مردم
اوایل وقتی مرا تو خیابون می دیدند، تعجب می کردند… بهم می گفتند باورمون نمی شد این صدا متعلق به پسر کم سن وسالی مثل تو باشد.
ترانه
به نظر من ترانه در موفقیت یک اثر نقش اصلی رو بازی می کند. من خودم روی این قضیه خیلی حساس هستم و حاضر نیستم هر ترانه ای رو بخونم. فکر می کنم ترانه ای موفقه که بتواند لحظه ای شنونده رو به فکر واداره… شخصا عاشق ترانه های دکتر یداللهی هستم. با قلمشان انس گرفتم حتی اگر ترانه ای که می خوانم متعلق به ایشان نباشد اما نظرشان را می پرسم.
خواهرم
خواهرم یک موسیقیدان تمام عیار است و دیکشنری متحرک موسیقی است. او به لحاظ تئوری موسیقی در رده بالایی است تا به حال کارهای زیادی را تنظیم کرده است مثل آلبوم امید حجت… ولی خب من و اون نمی تونیم با هم به طور مشترک کار کنیم. اصلا آدم با نزدیکانش نمی تونه کار حرفه ای انجام بدهد.
مثلا من و خواهرم تا می خواهیم با هم کار کنیم، دعوامون می شه! البته بیشتر تقصیر خودم هست چون در کل آدم بی قراری هستم، نمی تونم بشینم تنها گوش بدهم. ۹۵ درصد داشته هایی رو هم که به دست آوردم، تجربی بوده است. این عادت تو زندگی شخصی ام هم هست. مثلا اگه یه نشانی رو بخواهم بگردم، از کسی نمی پرسم. خودم می روم و پیدا می کنم. حتی اگر ساعت ها وقتم رو بگیره.
موفقیت یک اثر
موسیقی مثل حلقه های زنجیره، اگه حلقه ها درست به هم وصل نشود، از هم گسسته می شود. برای این که یک آلبوم خوب از کار درآید، تمام مراحل موسیقی از ضبط استودیو گرفته تا ناظر ضبط و نوازنده باید خوب باشند تا اثر به چشم بیاید.
رويانيان: دايي اسطوره تمام نشدني پرسپوليس است
رويانيان:
دايي اسطوره تمام نشدني پرسپوليس است
مديرعامل باشگاه پرسپوليس گفت: هيچ مشکلي با علي دايي ندارم چون او اسطوره تمام نشدني باشگاه پرسپوليس و فوتبال ايران است.


































































































































































.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)





































